بدون دیدگاه

چشم‌انداز ثبات در خاورمیانه؛ آینده ایران پس از جنگ

لطف‌الله میثمی

به نظر می‌رسد سه جریان هستند که کم‌وبیش برای رقم زدن آینده خود خواهان ثبات در خاورمیانه‌اند ولی یک جریان تمایلی به این ثبات نداشته و خواهان اسرائیل هرچه بزرگ‌تر است که لازمه‌اش جنگ‌افروزی است.

اشغال ۷۷ ساله سرزمین‌های فلسطین توسط اسرائیل، جنایت‌های این اشغالگران با میزبانان فلسطینی اعم از تبعیض نژادی و در نهایت نسل‌کشی در غزه، موجب شد که خشم جهانیان برانگیخته شود و اصلی‌ترین تضاد دنیا به‌صورت فلسطین بالنده جهانی در برابر اسرائیل منفور جهانی نمایان شود. گفته می‌شود که اسرائیلی‌ها معتقدند که اگر این خشونت‌ها نتوانست مؤثر واقع شود، باید به خشونت‌های شدیدتر و حتی طاقت‌فرساتر دست زد. در همین راستا یکی از مقامات امنیتی اسرائیل در گفت‌وگو با یک تحلیلگر آمریکایی در شبکه‌های ماهواره‌ای می‌گفت: آمریکا در جنگ جهانی دوم از بمب اتمی استفاده کرد ولی ما هنوز به آنجا نرسیده‌ایم؛ همچنین آمریکا به محو کامل سرخپوستان بومی پرداخت و ما هنوز به محو کامل قومیت فلسطینیان نرسیده‌ایم. گردشگر اسرائیلی ۷۰ ساله در لهستان به یکی از دوستان من گفته بود که حتی اگر یک فلسطینی هم در اسرائیل بماند ما امنیت نخواهیم داشت. این گفت‌وگو نشان‌دهنده آن چیزی است که در اسرائیل می‌گذرد.

حمله بی‌رحمانه اسرائیل و آمریکا، دو قدرت دارای سلاح اتمی و بالاترین تکنولوژی نظامی و اطلاعاتی به ایران آن هم در میان مذاکرات ایران با آمریکا و آن‌گاه حمله ۳۹ روزه رمضان مجدداً خشم ملت‌ها را علیه اسرائیل و آمریکا برانگیخت. اسرائیلی‌ها در جریان این حملات بود که از اسرائیل بزرگ‌تری پرده برداشتند؛ اسرائیلی که شامل بخشی از عربستان، تمامی اردن، بخشی از عراق، بخشی از ترکیه و تمامی سوریه و لبنان می‌شود. این اقدام و سایر اقدامات اسرائیل و آمریکا نگرانی زیادی در کشورهای منطقه ایجاد کرد به‌طوری‌که کشورهای عرب به فکر بازدارندگی اثرگذار افتادند. کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در جریان تجاوز ۱۲ روزه و تجاوز رمضان ملاحظه کردند که آمریکا حامی خوبی برای آنان نیست و همه سازوکارها و تجهیزات نظامی‌ای که در آن کشورها به‌ وجود آورده است، صرفاً برای دفاع از اسرائیل و تهاجم به ایران است؛ در‌حالی‌که در گذر زمان این کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند که باید بتوانند با هم و با ایران زندگی کنند.

پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای گفتند که ایران در این جنگ پیروز شده، چراکه متغیر اصلی در محاسبه متجاوزین، مردم ایران بودند که به نفع آن‌ها وارد صحنه شوند اما محاسبه‌شان غلط از آب درآمد و به واقعیت نپیوست. ترامپ در برابر این گفته مقام رهبری گفت ایران پیروز نشد اما هم ایران و هم اسرائیل ضربه خوردند و حالا باید به راهکار دیگری بپردازند. برداشتی که من از این گفته ترامپ داشتم این بود که خاورمیانه ثبات می‌خواهد تا چند تریلیون دلاری که قرار بود از عربستان، امارات و قطر به منظور سرمایه‌گذاری به سمت آمریکا سرازیر شود با مشکلاتی مانند جنگ روبه‌رو نشود.

جنگ رمضان همان‌طور که به طرق مختلف و موثق نقل شد،ه جنگی است که در پی هفت‌بار مسافرت نتانیاهو با همراهی رئیس موساد به آمریکا و پذیرش طرح اسرائیل توسط ترامپ انجام شد که کار ایران در چهار مرحله یکسره شود که موفقیتی به دنبال نداشت. طرح اسرائیل در ابتدا با مخالفت جی‌دی ونس، مارکو روبیو و پیت هگست و دن کین رئیس ستاد ارتش مواجه شد و این فقط دونالد ترامپ بود که آن را خوب تلقی کرد. یکی از نتایج این دو تجاوز به سرزمین ما، زاویه‌ای بود که بین اسرائیل و آمریکا به وجود آمد و حتی جی‌دی ونس در جایگاه بالاترین مقام رسماً اعلام کرد که این طرح اسرائیلی‌ها بوده و خطاب به اسرائیلی‌ها گفت شما یک کشور ۹ میلیونی هستید و با همه کشورهای منطقه در حال جنگ، آیا تا به حال موفق شده‌اید به امنیتی دست یابید؟! جی‌دی ونس افزود: درحالی‌که یک‌سوم تجهیزات نظامی اسرائیل توسط مالیات‌دهندگان آمریکایی تأمین شده، چرا مقامات اسرائیل، آمریکا را تا این حد محکوم می‌کنند. جی‌دی ونس حتی تأکید کرد که لابی اسرائیل در آمریکا پول زیادی خرج کرد تا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد امضا نشود. این در حالی است که در گذشته امکان انتقاد از اسرائیل وجود نداشت و لابی اسرائیل هر نقد منصفانه‌ای به اسرائیل و عملکردهایش، چون نسل‌کشی و تبعیض، را به‌نادرستی یهودستیزی تلقی می‌کرد.

ملاحظه می‌کنیم در میان مقامات آمریکایی کسانی هستند که جنگ را راه‌حل نمی‌دانند و از‌قضا این‌ها منعکس‌کننده افکار عمومی مردم آمریکا هستند که بیش از ۶۰ تا ۷۰ درصد آن‌ها با جنگ مخالف‌اند.

روزی نیست که چند نشریه و شبکه مجازی، نظر اندیشکده‌ها، اندیشمندان و ژنرال‌های چندستاره آمریکایی را منتشر نکنند که شروع و ادامه این جنگ کار درستی نبوده است. همین روزها بود که روشنفکر آمریکایی، فوکویاما، در مقاله‌ای اعلام کرد که از سال ۲۰۱۶ که ترامپ سر کار آمد، تا حالا هرچه کرده، به زیان آمریکا، تخریب دموکراسی و تقویت چین بوده است. بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت بنزین در آمریکا فشار زیادی به مصرف‌کنندگان انرژی وارد کرد و مردم آمریکا این فشار را نتیجه عملکرد اسرائیل می‌دانند. یکی از نشریات اسرائیلی نوشت در گذشته بین دو حزب آمریکا یعنی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان رقابت شدیدی بر سر حمایت از اسرائیل وجود داشت. اما حالا حزب بزرگی مانند دموکرات مخالف حمایت تسلیحاتی از اسرائیل شده است و این خطر بزرگی برای ما به شمار می‌رود در‌حالی‌که دولتمردان ما حساسیتی روی آن نشان نمی‌دهند. ترامپ درمبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری، شعار پایان دادن به جنگ‌های بی پایان را سر داد اما تحت تأثیر لابی‌گری اسرائیل به تجاوز به ایران و طرح نتانیاهو تن داد؛ موضوعی که بررسی آن با روان‌شناسان و کارشناسان پرونده اپستین، به مسئله‌ای تبدیل شده که نگرانی مهمی برای آمریکایی‌ها ایجاد کرده است.

ایستادگی جانانه ایرانیان و هم‌افزایی جامعه مدنی و دولت موجب شد که تغییر موازنه‌ای در منطقه و جهان به وجود آید که حاصل آن، دستاوردی به نام مفاهمه‌نامه ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد شد. در واقع مفاهمه‌نامه مانیفستی است که بیانگر تغییر موازنه در منطقه و به نفع ایران است و نمی‌توان مانند برخی ظاهربینان آن را کاغذپاره تلقی کرد و از اساس زیر سؤال برد.

آمریکایی‌ها هم نقد زیادی به ترامپ داشتند که چرا تا این حد به ایران امتیاز داده شده است؟ ترامپ در پاسخ گفت: چاره‌ای نداشتم چرا‌که کشورهای عرب مخالف جنگ بودند. در واقع، برداشت من از این بیان ترامپ این است که با زبان بی‌زبانی می‌خواهد بگوید: مگر آمریکا سردمدار سرمایه‌داری مالی در جهان نیست و مگر چند تریلیون دلاری که باید از کشورهای عرب به آمریکا سرازیر شود، نباید به واقعیت بپیوندد؟ اگر بخواهد تحقق یابد آیا نباید از جانب درآمد اعراب از صادرات نفت و میعانات گازی باشد؟ بنابراین اگر این‌طور است جنگ مانع بزرگی بر سر این روند به شمار می‌رود. اینجاست که برای ترامپ بن‌بست مطرح شده و لابی‌گری کشورهای عرب بر لابی‌گری اسرائیل پیشی می‌گیرد و ناچاری ترامپ را توضیح می‌دهد. نتیجه اینکه ترامپ در خاورمیانه بدون ثبات نمی‌تواند به این مقدار پول دست یابد و سرمایه‌گذاری در آمریکا مختل می‌شود. آقای ترامپ رسماً به زبان خودش از نظرسنجی علمی و منطقی کاخ سفید پرده برداشت و گفت: ۶۰ درصد مردم آمریکا مفاهمه‌نامه اسلام‌آباد را قبول دارند. این نظرسنجی چه چیزی را نشان می‌دهد؟ نخست اینکه مردم آمریکا جنگ نمی‌خواهند، دوم اینکه ایستادگی مردم ایران باعث شده که برای اولین‌بار این کشور از «تنهایی استراتژیک» یا «انزوای استراتژیک» نجات یافته و مردم آمریکا را هم در کنار خود ببیند.

به نظر می‌رسد این‌ها زمینه‌هایی هستند برای نزدیکی، تفاهم و تحقق شعار دکتر پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳ مبنی بر اینکه جنگ در دنیا باید جای خود را به تعامل سازنده با جهان بدهد. اگر این روحیه تعامل‌خواهی نبود، ایران دو بار پای میز مذاکره حاضر نمی‌شد؛ یک‌بار در عمان و یک‌بار در ژنو، آن هم بعد از تجاوز ۱۲ روزه، دیدیم با وجود اینکه شعار حاکمیت نه جنگ نه مذاکره بود، به مذاکره ژنو رضایت دادند. آقای پزشکیان در روز خبرنگار در میان نمایندگان مطبوعات ایران گفت: ما که صحبت از ایران بزرگ‌تر نمی‌کنیم، این اسرائیل است که از اسرائیل بزرگ‌تر صحبت می‌کند که نتیجه‌اش اشغالگری، توسعه‌طلبی، جنگ‌افروزی و نسل‌کشی است.

به نظر می‌رسد به دنبال تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و اعلام آن بود که دیگر کشورهای منطقه همچون پاکستان، ترکیه، عربستان در پیمان مکه دور هم جمع شده و در نماز جماعت شرکت کردند؛ طبیعی است که در برابر اسرائیل با ۲۵۰ کلاهک هسته‌ای و خط‌مشی توسعه‌طلبانه‌اش، این کشورها به دنبال بازدارندگی یک کشور اتمی مانند پاکستان باشند. اسرائیل تاکنون نقش زیادی در بی‌ثبات کردن ترکیه از طریق تحریص و تشویق کردها داشته و این در حالی است که اصلی‌ترین خط‌مشی ترکیه تجزیه‌ناپذیری کشور است که اگر شروع شود بر اساس طرح دومینو به همه کشور سرایت خواهد کرد و باز در حالی است که مردم ترکیه درجه دشمنی‌شان با اسرائیل از همه دولت‌ها و ملت‌ها بیشتر است. استراتژی بن گوریون از بدو تشکیل اسرائیل، اتحاد با اقلیت‌های منطقه بوده است. با همین استراتژی است که پاکستان را هم از طریق بلوچ‌ها بی‌ثبات می‌کند. موضع آشکار عربستان در برابر اسرائیل این است که تا دولت مستقل فلسطینی تشکیل نشود، عربستان رابطه رسمی با اسرائیل نخواهد داشت و وارد قرارداد آبراهام نخواهد شد. به نظر می‌رسد با شکل گرفتن این ائتلاف، کشورهای دیگر منطقه هم به آن بپیوندند و قرارداد آبراهام را سست کنند. همین‌ها دلیل جدی‌ای برای مخالفت اسرائیل با این پیمان است. نشریه یدیعوت آحارنوت در گزارشی آورده بود که هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، اعلام کرده قاهره ممکن است پس از حل برخی مسائل فنی به توافق آنکارا، ریاض و اسلام‌آباد بپیوندد. این روزنامه دعوت از مصر برای پیوستن به این توافق‌نامه را منبع تهدیدی بلندمدت برای امنیت اسرائیل ارزیابی کرده بود. همچنین وزیر امور دیاسپورای اسرائیل گفته بود که ائتلاف مکه، تحول بسیار خطرناک و نگران‌کننده‌ای است. او گفته بود که عربستان قبلاً مواضعی بینابینی داشت، اما حالا که به ترکیه نزدیک شده -کشوری که در تقابل مستقیم ما قرار دارد- می‌تواند منبع تهدیدی بلندمدت برای امنیت اسرائیل شود.

باز به ابتدای این نوشته برمی‌گردم؛ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، پیمان مکه و ثبات نفتی را که آمریکا در منطقه می‌خواهد، با یکدیگر هماهنگی و همپوشانی دارند و اینجا اسرائیل است که در برابر تفاهم‌نامه و ائتلاف مکه مقاومت کرده و خواهد کرد و ما ایرانیان اعم از نظام و جامعه مدنی باید هوشیار باشیم که منافع ملی ما در جنگ‌افروزی نیست و باید هر چه زودتر به سمت صلح پایدار برویم. باید جریان‌های فرقه‌ای را که به نفع جنگ و تضعیف تفاهم‌نامه تلاش می‌کنند، شناخت و کنترل کرد تا از نتیجه ایستادگی مردم برخوردار شویم و گام‌به‌گام به سمت توسعه برویم.

تعجب من در این است که چرا پس از اعلام تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که قیمت دلار از ۱۸۰ به ۱۵۰ هزار تومان سقوط کرد و اعراب از آن حمایت و اسرائیل به‌شدت با آن مخالف کرد، در ایران برخی از مردم و حاکمیت به مخالفت با آن و حتی لغو آن پرداختند و با این کار دستاورد مقاومت مردم را سست کردند. آیا قدرت اطلاعاتی، رسانه‌ای و تحلیلگری مقامات اسرائیلی چنان قوی است که می‌تواند این موج را ایجاد کند؟

خوشبختانه با توجه به گویا بودن حقایق این موج فروکش کرد و هم‌اکنون همه مسئولین کنشگر به‌ویژه شورای عالی امنیت ملی از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد حمایت می‌کنند و در همین راستاست که مطالبات خود را طلب می‌کنیم. واقعیت این است که هیچ‌وقت اسرائیل از بدو تشکیل خود تاکنون تا این حد منزوی نشده است، به‌طوری‌که مردم آمریکا گران شدن بنزین و گازوییل را ناشی از جنگ‌افروزی اسرائیل و تأثیر نتانیاهو بر ترامپ می‌دانند.

سال‌ها پس از کودتای آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق، اسناد آن برملا شد و افکار عمومی جهان در معرض آن قرار گرفت. در گذر زمان و با افزایش آگاهی مردم، فاصله میان دخالت سلطه‌گران و آگاهی مردم نزدیک‌تر و واکنش مردمی نیز شدیدتر شده است. پیش از تجاوز آمریکا به عراق، در یک روز بیش از ۱۰ میلیون نفر در جهان تظاهرات کردند. پس از آن بود که موضوع یکی از سرمقاله‌های نشریه چشم‌انداز ایران «ابرقدرت توده‌ها» بود.[1] در پی تجاوزهای مکرر به کشورهای جهان سوم افکار عمومی به‌صورت ابرقدرت‌های جدید ظاهر می‌شدند تا اینکه در جریان نسل‌کشی اسرائیل در غزه، حمایت مردم جهان از فلسطینی‌ها و نفرت از اسرائیل به اوج خود رسید؛ تا آنجا که ترامپ خطاب به نتانیاهو گفت ما تا کجا باید هزینه نفرت افکار عمومی جهان از اسرائیل را بپردازیم و در پی آن بود که نتانیاهو به آتش‌بس شکننده غزه تن داد.

آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، در گفت‌وگویی با روزنامه فایننشال‌تایمز گفت: تحولات مربوط به اقدام تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران، در کنار جنگ اوکراین، از نمونه‌های آشکار محدود شدن قدرت ابرقدرت‌ها در نظام بین‌المللی است و زمان آن رسیده است که ابرقدرت‌ها محدودیت‌های قدرت خود را درک کنند.

مشکل ترامپ در این است که به‌زعم خودش از یک‌سو می‌خواهد مردم ناراضی ایران را به صحنه بیاورد و از سوی دیگر شاهد مخالفت ۶۰ درصدی مردمش علیه جنگ است. امیدواریم که کنشگران سیاسی و استادان علوم سیاسی دنیا به ارزیابی جدید نقش افکار عمومی و ابرقدرت توده‌ها بپردازند و آن را در معادلات سیاسی لحاظ کنند.

از طرفی در کنار مقاومت فعال و تاب‌آوری مردم که تولد دوباره‌ای برای مردمان این سرزمین تلقی می‌شود، مسئولین نیز باید به فکر اصلاحات بنیادین باشند. به نظر من مصداق این اصلاحات در شرایط جنگی فعلی بازگشت به قانون اساسی و قانون‌گرایی به‌ویژه تداوم تجربه انتخاباتی ۱۴۰۳ باشد. بیاییم به یاد آوریم که در انتخابات سومین مجلس شورای اسلامی هم در جبهه‌ها جنگ داشتیم و هم موشک‌باران در شهرها؛ و دیدیم رأی‌گیرندگان و رأی‌دهندگان با غسل شهادت پای صندوق حاضر شده و قانون اساسی و قانون‌گرایی را پاس می‌داشتند.

 

 

[1]. «قدرت مردم»، سرمقاله، چشم‌انداز ایران، شماره ۸۲.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط