احمد علوی
پرفسور در دانشگاههای سوئد
۱. مقدمه
توسعه فراگیر پایدار به معنای دستیابی به رشد متوازن و فراگیر اقتصادی، عدالت سیاسی-اجتماعی و حفاظت زیستمحیطی برای نسلهای کنونی و آینده تعریف میشود (Brundtland, ۱۹۸۷). با این حال، حذف اجتماعی و خشونت ساختاری بهعنوان موانع کلیدی، این اهداف را به چالش میکشند. حذف اجتماعی، محرومیت سیستماتیک گروههای گوناگون سیاسی، قومی، جنسیتی، مذهبی از دسترسی به منابع، فرصتها و خدمات پایهای نظیر آموزش، بهداشت-درمان و تأمین اجتماعی است که به کاهش مشارکت اجتماعی و اقتصادی منجر میشود (Silver, ۱۹۹۴). خشونت نیز در اشکال مستقیم، ساختاری و فرهنگی، اثرات منفی گستردهای بر توسعه پایدار دارد (Galtung, ۱۹۶۹). این گزارش به تحلیل رابطه متقابل حذف و خشونت پرداخته و راهکارهای سیاستی برای کاهش نابرابری و تقویت توسعه پایدار ارائه میدهد.
۲. چارچوب نظری
۲.۱. حذف سیاسی-اجتماعی و اقتصادی
حذف اجتماعی به محرومیت سیستماتیک گروههای خاص از دسترسی به منابع اقتصادی، فرصتهای شغلی، مشارکت در قدرت و فعالیتهای سیاسی و خدمات اجتماعی اشاره دارد (Silver, ۱۹۹۴; Atkinson, ۲۰۱۰). شاخصهای توسعه انسانی (HDI) و فقر چندبعدی (MPI) نشاندهنده ابعاد چندگانه حذف، از جمله فقر، محدودیت دسترسی به آموزش و بهداشت و محرومیت از قدرت تصمیمگیری و مشارکت در تصمیمگیری سیاسی هستند (UNDP, ۲۰۲۰). این محرومیتها نهتنها سرمایه انسانی را کاهش میدهند، بلکه ناکارآمدی اقتصادی و تشدید نابرابری را به دنبال دارند (Sen, ۱۹۹۹).
۲.۲. خشونت و توسعه پایدار
بر اساس نظریه گالتونگ (۱۹۶۹)، خشونت در سه شکل ظاهر میشود:
- خشونت مستقیم: آسیبهای فیزیکی یا روانی مانند جنگ، سرکوب سیاسی یا خشونت خانگی.
- خشونت ساختاری: محرومیت سیستماتیک از حقوق و منابع، مانند تبعیض قومی یا جنسیتی.
- خشونت فرهنگی: تضعیف هویت و ارزشهای گروههای اجتماعی که به کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی منجر میشود. این اشکال خشونت، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را کاهش داده و توسعه پایدار را تضعیف میکنند (Cohen & Rodgers, ۲۰۰۵).
۲.۳. رابطه متقابل حذف و خشونت
حذف و خشونت در یک رابطه دوسویه و پیچیده قرار دارند:
- حذف سیستماتیک میتواند به خشونت منجر شود؛ زیرا گروههای محروم این انگیزه و مشروعیت را مییابند تا علیه ساختارهای موجود یا گروههای دیگر واکنش نشان دهند.
- خشونت نیز حذف در ابعاد فوقالذکر را تشدید میکند؛ زیرا گروهها از دسترسی به منابع و فرصتها محروم میشوند. مطالعات تجربی نشان میدهند کاهش حذف با کاهش خشونت همراه است و بالعکس (Putnam, ۲۰۰۰).
۳. تحلیل ابعاد حذف و خشونت
۳.۱. بعد اقتصادی
حذف اقتصادی شامل محرومیت از منابع اقتصادی، فرصتهای شغلی، فعالیتهای تولیدی، بازار کار، تأمین اجتماعی و اعتبارات مالی است که به کاهش مشارکت، بهرهوری پایین و نابرابری منجر میشود (Sen, ۱۹۹۹; World Bank, ۲۰۱۸). خشونت (مستقیم یا ساختاری) با تخریب زیرساختها، کاهش سرمایهگذاری و افزایش هزینههای امنیتی، رشد اقتصادی را مختل میکند. ترکیب این دو، چرخهای از فقر ساختاری ایجاد میکند که ثروت را در دست نخبگان متمرکز میکند.
۳.۲. بعد سیاسی-اجتماعی
حذف سیاسی-اجتماعی از طریق تبعیض سیاسی، قومی، جنسیتی و سرکوب مشارکت، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد (Putnam, ۲۰۰۰; Bourdieu, ۱۹۹۱). خشونت نمادین و سرکوب سیاسی به بیثباتی و فروپاشی انسجام ملی منجر میشود. این عوامل، توسعه اجتماعی را به پایداری استبدادی تبدیل میکنند که فاقد عدالت، مشروعیت، کارآمدی و مشارکت شهروندان در فعالیتهای مدنی، سیاسی و اقتصادی است.
۳.۳. بعد زیستمحیطی
حذف زیستمحیطی، محرومیت جوامع محلی از تصمیمگیریهای زیستمحیطی و بهرهبرداری ناپایدار است (Sachs, ۲۰۱۵; UNEP, ۲۰۲۲). خشونت زیستمحیطی، مانند تخریب اکوسیستمها در درگیریها، به مهاجرت اجباری و منازعات بر سر منابع گوناگون زیست-محیطی منجر میشود.
۳.۴. جدول تحلیلی ابعاد حذف و خشونت
| بُعد | مظاهر حذف | پیامدهای خشونت | پیامدهای ترکیبی برای توسعه پایدار | منابع |
| اقتصادی | تبعیض در دسترسی به منابع، فرصتهای شغلی و اعتبارات | تخریب زیرساختها، کاهش سرمایهگذاری، افزایش هزینههای امنیتی | رشد ناپایدار، تشدید نابرابری | UNDP, 2020; Sen, 1999 |
| سیاسی-اجتماعی | محرومیت اقلیتها، سرکوب مشارکت مدنی، محرومیت از فعالیت سیاسی گروههای دگراندیش | کاهش اعتماد عمومی، بیثباتی سیاسی | کاهش همبستگی اجتماعی، افزایش مهاجرت | Putnam, 2000; Bourdieu, 1991 |
| زیستمحیطی | عدم مشارکت جوامع محلی، بهرهبرداری ناپایدار | تخریب اکوسیستمها، مهاجرت اجباری | ناپایداری منابع، افزایش منازعات | Sachs, 2015; UNEP, 2022 |
۴. نمونههای تطبیقی: رژیمهای فراگیر و اقتدارگرا
۱. ۴. نمونه کشورهای فراگیر و توسعه پایدار
رژیمهای فراگیر و مشارکتی که نهادهای پاسخگو، شفاف و مبتنی بر حقوق بشر دارند، الگوهای موفقی برای توسعه پایدار ارائه میدهند:
- مشارکت اجتماعی و عدالت اقتصادی بالا: کشورهای اسکاندیناوی (سوئد، نروژ و دانمارک) با ارائه دسترسی گسترده به آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی برای همه گروهها، شاخص توسعه انسانی بالا و نابرابری پایین (شاخص جینی) را حفظ کردهاند (UNDP, ۲۰۲۰; OECD, ۲۰۱۹). برای مثال، سوئد با سرمایهگذاری در آموزش رایگان و مراقبتهای بهداشتی همگانی، مشارکت اجتماعی را تقویت کرده و نابرابری اقتصادی را کاهش داده است.
- خشونت ساختاری محدود و رعایت حقوق بنیادین: نبود سرکوب سیاسی، احترام به حقوق اقلیتها و آزادیهای مدنی در این کشورها، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را افزایش داده است. برنامههای توانمندسازی زنان و اقلیتها در نروژ، نمونهای از کاهش خشونت جنسیتی و فرهنگی است.
- توسعه پایدار فراگیر: رشد اقتصادی در این کشورها با عدالت اجتماعی و حفاظت زیستمحیطی برنامهریزیشده همراه است. سیاستهای سبز در دانمارک، مانند استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، پایداری زیستمحیطی را تقویت کرده است (World Bank, ۲۰۱۸; Nussbaum, ۲۰۱۱).
۲. ۴. جدول تطبیقی نمونه کشورها بر اساس نوع رژیم و شاخص توسعه
| نوع رژیم | نمونه کشور | شاخص توسعه انسانی (HDI) | شاخص نابرابری (Gini) | شاخص آزادی و مشارکت (Freedom House) | توسعه پایدار |
| اقتدارگرا- تمامخواه استبدادی | کره شمالی | 0.730 | 38.0 | 10/100 | محدود |
| اقتدارگرا | ونزوئلا | 0.719 | 44.8 | 15/100 | محدود |
| فراگیر/دموکراتیک | سوئد | 0.954 | 27.3 | 100/100 | بالا |
| فراگیر/دموکراتیک | نروژ | 0.961 | 25.8 | 100/100 | بالا |
منابع داده: UNDP (2020), Freedom House (2022), World Bank (2018), OECD (2019)
۳. ۴. تحلیل تطبیقی
مقایسه رژیمهای اقتدارگرا و فراگیر نشان میدهد که حذف و خشونت سیستماتیک در رژیمهای اقتدارگرا، مانند کره شمالی و ونزوئلا، توسعه پایدار را محدود میکند. این رژیمها با تمرکز قدرت و منابع در دست نخبگان، نابرابری و بیثباتی را تشدید کرده و مشارکت اجتماعی را سرکوب میکنند. در مقابل، رژیمهای فراگیر مانند سوئد و نروژ با نهادهای پاسخگو، شفافیت و احترام به حقوق بشر، توسعه پایدار را تقویت میکنند. این یافتهها با چرخه حذف-خشونت همخوانی دارد و نشان میدهد که نوع حکمرانی نقش محوری در کاهش نابرابری و خشونت و ارتقای توسعه پایدار دارد (Sen, ۱۹۹۹; Nussbaum, ۲۰۱۱; Galtung, ۱۹۶۹).
۵. نتیجهگیری
حذف سیاسی-اجتماعی و خشونت بهعنوان پدیدههای بههمپیوسته، موانع جدی در مسیر تحقق توسعه پایدار ایجاد میکنند. این گزارش با رویکرد تحلیلی-نظری، رابطه متقابل حذف و خشونت را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بررسی کرده و نشان میدهد که چرخه معیوب این دو پدیده، دستیابی به توسعه فراگیر را مختل میکند. سیاستگذاریهای چندجانبه و فراگیر میتوانند با کاهش نابرابری و تقویت مشارکت اجتماعی، توسعه پایدار را تسهیل کنند. نمونههای کشورهای فراگیر نشان میدهد نهادهای پاسخگو و عدالتمحور میتوانند چرخه حذف و خشونت را شکسته و پایداری را تقویت کنند.
منابع
- Atkinson, A. (2010). Measuring Poverty around the World. Princeton University Press.
- Bourdieu, P. (1991). Language and Symbolic Power. Harvard University Press.
- Brundtland, G. H. (1987). Our Common Future. Oxford University Press.
- Cohen, D., & Rodgers, Y. V. (2005). Youth Gangs, Violence, and Social Exclusion. Social Policy Journal.
- Freedom House (2022). Freedom in the World Report. Freedom House.
- Fukuda-Parr, S. (2010). Human Development Report and Policy Relevance. UNDP.
- Galtung, J. (1969). Violence, Peace, and Peace Research. Journal of Peace Research, 6(3), 167–191.
- Nussbaum, M. (2011). Creating Capabilities: The Human Development Approach. Harvard University Press.
- OECD (2019). Social Cohesion Indicators and Policy Guidance. Organisation for Economic Co-operation and Development.
- Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster.
- Sachs, J. D. (2015). The Age of Sustainable Development. Columbia University Press.
- Sen, A. (1999). Development as Freedom. Oxford University Press.
- Silver, H. (1994). Social Exclusion and Solidarity: Three Paradigms. International Labour Review.
- UNEP (2022). Global Environmental Outlook. United Nations Environment Programme.
- UNDP (2020). Human Development Report. United Nations Development Programme.
- World Bank (2018). World Development Report. World Bank Group.





