چگونه اعظم طالقانی را شناختم
امیرهوشنگ افتخاریراد وَ این شده بود یک رسم مزاحآلود پس از اردیبهشت 79 (که اتاق تحریریه میرفت برای سالها به خاموشی بنشیند)، نامنظم به دفتر کارش در خیابان هدایت میرفتم مگر کاری بود که باید انجام میدادم، پا به اتاق کار گذاشته-نگذاشته، از پشت میزش، خانم طالقانی با صدایی رسا میگفت: «معلوم هست کجایی آقا؟!» میگفتم: «در خدمتیم.» و سرزنده و بشّاش میگفت: «کو؟!…
بیشتر










