(شرح تصویر: اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات و از مدیترانه تا خلیج فارس، شامل تمامی لبنان و اردن، مهمترین بخشهای مصر و سوریه و کویت و بخشهایی از عربستان و عراق و ترکیه)
محمد 
مقاله تحقیقی حاضر با عنوان «اسرائیل بزرگ و جنگهای بیپایان» نوشته آقای محمد احمدی کارشناس ارشد مسائل فلسطین، منطقه، امریکا و اسرائیل است. ایشان سعی کرده علاوه بر عوارض منفی اسرائیل بزرگ از جمله جنگهای بیپایان به مقوله «جاهطلبی اسرائیل برای ایجاد یک امپراطوری بزرگ» بپردازد. همچنین در این مقاله حمله ناکام اسرائیل به قطر بررسی شده است. باشد که خوانندگان نشریه با مطالب آن برخورد فعال داشته باشند و نشریه را از نقد خود محروم نسازند.
طرحی برای یک امپراطوری
حملات اسرائیل به ایران و چند کشور دیگر منطقه را باید در چارچوب پروژه اسرائیل بزرگ بررسی کرد. بر اساس این پروژه، قلمرو اسرائیل بسیار بزرگتر از فلسطین اشغالی است و از دریای مدیترانه تا خلیج فارس را شامل میشود. علاوه بر آن، هیچ قدرتی نباید مرزهای گسترده آن را تهدید کند یا همسایه نامطلوبی برای آن باشد. پیش از این، چنین تبلیغ میشد که این ایده را گروههای راستگرا و افراطی بر اساس وعدههای توراتی مطرح میکنند و در دولت سکولار اسرائیل جایی ندارد. در غرب، رسانههای مهم و سیاستمداران حامی اسرائیل تلاش میکنند آن را در حد یک نظریه توطئه توهمآمیز و دور از ذهن کاهش دهند یا اصلاً نسبت به آن بیتوجهی کنند، اما از زمانی که نتانیاهو دولتی را با جناحهای افراطی تشکیل داد و توسعهطلبی را به امری روزمره تبدیل کرد، سخنان و رفتارهای او نشان میدهد این ایده از یک رؤیای تاریخی و ایدئولوژیک به دنیای سیاست راه یافته و وعده توراتی به راهبردی ژئوپلیتیک تبدیل شده است. در مارس ۲۰۲۳؛ یعنی پیش از جنگ غزه، اسموتریچ، وزیر دارایی کابینه نتانیاهو، نقشه اسرائیل بزرگ را به رسانهها نشان داد و آن را ستود. سپس در ژانویه ۲۰۲۵ کانالهای رسمی اسرائیل این نقشه را در فضای مجازی انتشار دادند و بهعنوان یک هدف معرفی کردند.[۱] آنگاه در اوت ۲۰۲۵، بنیامین نتانیاهو در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی اسرائیلی حرکت در جهت این هدف را اعلام کرد. وقتی مجری برنامه از او پرسید آیا چشمانداز او شامل اسرائیل بزرگ است. او پاسخ داد: «کاملاً» و «خیلی زیاد»، «من در حال انجام یک مأموریت تاریخی و معنوی هستم و از نظر احساسی به رؤیای اسرائیل بزرگ پیوند خوردهام».[۲] بر اساس این ایده، قلمرو اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات و از مدیترانه تا خلیج فارس گسترده است. این یک امپراطوری محسوب میشود که شامل تمامی فلسطین، لبنان و اردن، بهعلاوه مهمترین بخشهای مصر و سوریه و کویت و همچنین بخشهای مهمی از عربستان، عراق و ترکیه میشود. اکثر این مناطق در جنگ جهانی اول از کشور عثمانی جدا شدند و به دست انگلیس و فرانسه افتادند و آنگاه به چند کشور تجزیه شدند. سپس در یک فرآیند حدود سیساله، اسرائیل در قلب آن تأسیس شد، بدون آنکه قانون اساسی و مرزهای ثابتی برایش تعیین شود.[۳] فقدان عمدی قانون اساسی در اسرائیل سبب میشود اعمال قدرت برای توسعهطلبی و گسترش مرزها بهآسانی صورت پذیرد. همچنین در فقدان چنین قانونی، موجودیت یا حقوق برابر برای اقوامی که در اسرائیل زندگی میکنند، به رسمیت شناخته نمیشود. در فقدان قانون اساسی، تصویب قوانین تبعیضآمیز و نژادپرستانه علیه این اقوام و صدور دستورات اجرایی برای سرکوب یا محرومیت آنها بهسادگی امکانپذیر است. نحوه برخورد اسرائیل با فلسطینیان تاکنون بر همین اساس شکل گرفته و قرار است در آینده، الگویی برای رفتار با اقوامی باشد که تحت سلطه اسرائیل بزرگ زندگی خواهند کرد.
اشغال سرزمینهای وسیع در جنگ ۱۹۶۷ را میتوان قدم بزرگی در جهت تحقق اسرائیل بزرگ دانست. بیتوجهی به قطعنامههای سازمان ملل و طرحهای صلح متعدد برای مصالحه بر سر این سرزمینها نشان میدهد که رهبران این رژیم از آن زمان تاکنون به تحقق پروژه اسرائیل بزرگ پایبند بودهاند.
منظور از این طرح فقط تصرف سرزمین نیست، بلکه سلطه امنیتی، نظامی، سیاسی و اقتصادی بر منطقه از خلیج فارس تا دریای مدیترانه است. اکنون وقتی صحبت از «خاورمیانه جدید» میشود، منظور همین کنترل منطقه به دست اسرائیل است. نباید تصور کرد اسرائیل بزرگ یک کشور تماماً یهودی خواهد بود. اکثریت مردم این منطقه مسلمان هستند و کنترل آنها توسط یک دولت یهودی غیرممکن به نظر میرسد، اما سیاست کنونی اسرائیل در سوریه، شامل تشکیل کشوری کوچک برای دروزیها، نشان میدهد الگوی توسعهطلبی این رژیم، ملوکالطوایفی کردن منطقه است؛ یعنی کشورهای کنونی باید به تعداد زیادی کشورهای کوچک و ضعیف تبدیل شوند که برای بقای خود به اسرائیل متکی هستند، اما این پایان کار نیست. کشورهای همسایه این امپراطوری جدید نیز باید به قدری ضعیف باشند که نتوانند تهدیدی برای آن تلقی شوند. بهعنوان مثال، وقتی تمامی غرب فرات در قلمرو اسرائیل بزرگ قرار میگیرد، در شرق فرات باید کردستان مستقل تشکیل شود که شامل مناطقی از ایران، ترکیه، عراق و سوریه میشود. به این ترتیب، از سوریه چیزی باقی نمیماند و بقیه این کشورها هم تجزیه میشوند. طرح کردستان بزرگ که از دهها سال پیش توسط اسرائیل دنبال شده، مکمل پروژه اسرائیل بزرگ است. کردستان مستقل هم از مدیترانه تا خلیج فارس گسترش دارد و رود فرات مرز آن با اسرائیل بزرگ خواهد بود. کشور کردستان قرار است بهعنوان همسایه شرقی و شمالی اسرائیل بزرگ، مرزهای امنی را برای آن فراهم کند. کردستان بزرگ تحت حمایت اسرائیل بزرگ خواهد بود و منابع طبیعی آن تأمینکننده نیازهای این رژیم است؛ البته موانع زیادی بر سر راه پروژه اسرائیل بزرگ وجود دارد که تحقق آن را به چالشی پیچیده تبدیل میکند. چشمداشت اسرائیل به چند کشور همسایه خود، نشانگر تهدید موجودیتی این رژیم برای امنیت و ثبات این کشورهاست. سخنان نتانیاهو درباره این طرح، سبب موجی از محکومیت توسط کشورهای منطقه شد. هشیاری آنها نسبت به توسعهطلبی این رژیم در حال افزایش است و کمکم این تفکر شکل میگیرد که اگر اسرائیل مهار نشود، این منطقه با جنگهای بیپایان مواجه خواهد شد. در سطح جهانی، این رژیم دچار بحران افکار عمومی شده، بحرانی که در تاریخ معاصر بیسابقه است.
بر اساس نظرسنجی مؤسسه پیو[۴] از مردم در چند کشور غربی و شرقی که در ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شده، اکثریت مردم این کشورها در قارههای اروپا و امریکا و در خاور دور، نظر منفی نسبت به این رژیم دارند. این شامل متحدان نزدیک آن نیز میشود. در بین کشورهای تحت بررسی، مردم ترکیه بیشترین مخالفت با اسرائیل را نشان دادهاند.[۵]
مخالفت با این رژیم در کشورهای غربی، در بین طیف چپ و میانه بیشتر است، اما حتی در بین طیف راست این کشورها، بهجز امریکا، اکثر مردم مخالف اسرائیل هستند. شدت مخالفت نسل جوان این کشورها با اسرائیل بیشتر از نسل قبلی است. افزایش مخالفت با این رژیم سبب شده جنبش بینالمللی تحریم و سلب سرمایهگذاری[۶] که علیه همکاری با اسرائیل فعالیت میکند، موفقیت بیشتری در رسیدن به اهداف خود پیدا کند.
پیشروی در لبنان
واکنش رهبران عرب به سخنان نتانیاهو درباره اسرائیل بزرگ نشاندهنده نگرانی آنهاست. نخستوزیر لبنان گفت ما در کنار همه کشورهای عربی و اسلامی در رد قاطع اظهارات نتانیاهو ایستادهایم. لبنان که قرار است در طرح اسرائیل بزرگ، بهطور کامل به اسرائیل ملحق شود، قدم دیگری است که این رژیم درگیر آن است. تلاش نتانیاهو این است که آتشبس در لبنان را تبدیل به پیروزی سیاسی کند. برای این کار، چند مقدمه لازم است: حزبالله باید خلع سلاح شود، جنوب لبنان شامل رودخانه مهم لیتانی و سایر منابع طبیعی آن باید در کنترل اسرائیل قرار گیرد و عده زیادی از اهالی شهرها و روستاهای آن باید خارج شوند تا طرح ترامپ برای تشکیل منطقه ویژه اقتصادی در آنجا زیر نظر نیروهای امریکایی اجرا شود. ارتش اسرائیل نیز که برخلاف مفاد آتشبس ۲۰۲۴ هنوز بخشهایی از نوار مرزی در جنوب لبنان را در اشغال دارد و تقریباً هر روز به حملاتی در مناطق مختلف این کشور میپردازد، طبق طرح امریکا باید در نواحی وسیعی از جنوب لبنان حضور دائمی داشته باشد.[۷]
در جنگ سال ۲۰۲۴ لبنان، اسرائیل نتوانست اهداف خود را از طریق نظامی تحقق بخشد و اکنون امریکا از طریق فشار سیاسی و اقتصادی تلاش میکند برای تأمین منافع اسرائیل، امتیازات مهمی را از دولت لبنان اخذ کند، بدون اینکه ضمانت بدهد که اسرائیل دست از تجاوزگری برمیدارد و مفاد آتشبس را اجرا میکند. همچنین منابع گاز لبنان در دریای مدیترانه که پس از توافق مرزی دولت لبنان با اسرائیل در ۲۰۲۲ قرار بود توسط شرکتهای بینالمللی به بهرهبرداری برسد و تاکنون وعده آنها به علت کارشکنی امریکا به انجام نرسیده، بر اساس طرح جدید ترامپ باید برای استخراج در اختیار شرکتهای امریکایی قرار گیرد. دولت ترامپ با فشار بر لبنان، تلاش میکند امتیازاتی را بگیرد که بهویژه منافع اسرائیل را تأمین میکند. شرکتهای خصوصی اسرائیلی وعده دادهاند که شهرکهای یهودینشین را در جنوب لبنان برپا خواهند کرد. آنها بخشی از جنبش شهرکسازی برای یهودیان هستند که تحت حمایت دولت فعالیت میکنند. این جنبش به فصل «تثنیه» در تورات استناد میکند که تسخیر لبنان را به یهودیان وعده داده است. آنها با فرستادن پهپاد و بالن به جنوب لبنان ضمن تهدید ساکنان این منطقه، از ایشان خواستند آنجا را تخلیه کنند.[۸]
این شبیه ایده «فضای حیاتی» در آلمان نازی است که بر اساس آن، نژاد برتر حق دارد سرزمینهای اطراف خود را تصرف کند تا بتواند پیشرفت بیشتری داشته باشد. بیفایده بودن مذاکرات لبنان و عدم تمایل اسرائیل به صلح پایدار با این کشور و شناسایی مرزهای آن، ناشی از پایبندی نتانیاهو به ایده اسرائیل بزرگ است.
در رأس مطالبات امریکا و اسرائیل خلع سلاح حزبالله است. با این حال، ۵۸ درصد مردم لبنان معتقدند که در شرایط کنونی، حزبالله نباید سلاحهای خود را تحویل بدهد. حدود ۷۲ درصد لبنانیها میگویند ارتش کشور قادر به مقابله با تهدید اسرائیل نیست و ۷۶ درصد میگویند لبنان از طریق سیاسی نیز نمیتواند تهدید اسرائیل را برطرف کند. همچنین ۷۳ درصد میگویند وقایع سوریه تهدید وجودی برای لبنان است.[۹]
این نظرسنجی پس از تصویب خلع سلاح حزبالله در هیئت دولت لبنان انجام شده و نشان میدهد از نظر اکثریت لبنانیها تأمین امنیت کشور نیاز به حزبالله دارد. نعیم قاسم، رهبر مقاومت لبنان، میگوید حزبالله حامی ارتش ملی و نه جایگزین آن است و اگر مقاومت نبود، اسرائیل به بیروت رسیده بود، همانطور که پس از سقوط دولت سابق سوریه به دمشق رسید. نعیم قاسم میافزاید ترامپ به دنبال بیرون راندن مردم غزه و جنوب لبنان و نتانیاهو به دنبال تشکیل «اسرائیل بزرگ» است، ولی ما یاران و طرفداران زیادی در لبنان داریم که تعدادشان بیش از نیمی از ملت لبنان است.[۱۰]
با اینکه سوریه در حال جنگ با اسرائیل نبود، این رژیم سرزمینهای آن را اشغال کرد و زیرساختهای آن را ویران کرد. در واقع، نقش اسرائیل در تحولات سوریه درس عبرتی برای لبنانیها شد که اگر از کشور خود دفاع نکنند، چه بلایی بر سرشان خواهد آمد. حمله اخیر اسرائیل به قطر نیز درسی برای لبنانیها دارد، حتی اگر لبنان دوست اسرائیل شود و زیر چتر امریکا درآید، امنیت نخواهد داشت و باید منتظر تجاوز و حمله اسرائیل باشد. این رژیم حتی در سیاست داخلی لبنان دخالت کرده و پیشنهاد همکاری با دولت این کشور برای خلع سلاح حزبالله را ارائه کرده است. اگر اسرائیل میتوانست حزبالله را در صحنه نظامی شکست دهد و به دستاوردی سیاسی دست یابد، این کار را میکرد، اما تلاش دارد از تقابل گروههای لبنانی با یکدیگر بهره ببرد و امتیازاتی راهبردی را از دولت این کشور بگیرد. میتوان گفت با وجود تبلیغات اسرائیل و غرب درباره شکست حزبالله، این رژیم ناتوانی خود در مقابل حزبالله را بهطور ضمنی پذیرفته و مجبور به شرطبندی روی اختلافات داخلی در لبنان و انفعال دولت این کشور شده است. حزبالله مورد حمایت بزرگترین بخش از جامعه لبنان؛ یعنی شیعیان است و با وجود خسارات واردشده به آن در جنگ سال ۲۰۲۴، همچنان قویترین گروه نظامی در بین نیروهای لبنانی است و خسارات ناشی از آن جنگ را ترمیم کرده است، اما به علت ساختار دولت در چارچوب سهمیه قومیتها، از لحاظ نفوذ سیاسی در دولت چندان قدرتمند نیست. جنبش امل لبنان به رهبری نبیه بری، رئیس پارلمان، نیز متحد حزبالله است. نبیه بری میگوید تا زمانی که اسرائیل عمل به تعهداتش را رد میکند، نمیتوان هیچ طرحی را درباره حزبالله اجرا کرد. او معتقد است هیچگونه نگرانی درباره جنگ داخلی یا تهدید امنیت داخلی لبنان وجود ندارد. از سوی دیگر، فرمانده ارتش لبنان گفته است نمیخواهد دست به اقدامی بزند که صلح داخلی در لبنان را به هم بزند. به گفته یک مقام امنیتی، ارتش مایل به رویارویی با مردم و یا حزبالله نیست و از طرح خلع سلاح ناراضی است، حتی فرمانده آن تهدید به استعفا کرده است.[۱۱]
تحت فشارهای چندساله غرب، ارتش لبنان ضعیف مانده و بیشتر سلاحهای آن قدیمی است. این ارتش فاقد هواپیمای مدرن و پدافند ضد هوایی مؤثر است. امریکا و اروپا برای حفظ سلطه اسرائیل، اجازه نمیدهند ارتش لبنان به سلاحهای مدرن مجهز شود. از اینرو، در صورت حمله اسرائیل یا حتی سوریه به این کشور، ارتش لبنان قادر به مقاومت در برابر آنها نیست، درحالیکه حزبالله با حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی و زرادخانه پیشرفته خود تاکنون بارها در مقابل حملات ارتش اسرائیل و نفوذ گروههای مسلح سوریه ایستادگی کرده است. به گفته برخی مقامات لبنانی، فشار کنونی امریکا و اسرائیل برای خلع سلاح به این علت است که آنها دریافتهاند که حزبالله بهسرعت در حال افزایش قدرت نظامی خود است.
(پوستر تبریک به ترامپ در خیابانهای اسرائیل، برای دور دوم ریاست جمهوری او که راه پروژه اسرائیل بزرگ را هموار کرد.)
پیچیدگی ماجرای غزه
نتانیاهو میخواهد از هر روز که ترامپ بر سر کار است، استفاده کند تا طرح اسرائیل بزرگ را پیش ببرد، زیرا میداند که اگر دولت دیگری در امریکا بر سر کار بیاید، ممکن است به اندازه دولت ترامپ، حامی جاهطلبی او نباشد؛ بنابراین در چهار سالی که ترامپ حاکم است، باید منتظر سیاست تهاجمی و حملات بیشتری از جانب اسرائیل باشیم. در دور اول ریاستجمهوری ترامپ قدمهایی برداشته شد که مهمترین آن، رسمیت دادن به برخی از نتایج جنگ ۱۹۶۷ و الحاق شهر قدس و بلندیهای جولان به اسرائیل بود. قرار است در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ قدمهای بیشتر و سریعتری در جهت تحقق رؤیای اسرائیل بزرگ برداشته شود، اما تاکنون نتایج رضایتبخشی از آن به دست نیامده است. نتانیاهو به دنبال این است که از جنگ غزه دستاوردی سیاسی به دست آورد و غزه و کرانه باختری را ضمیمه خود کند. کشورهای عربی این طرح را محکوم کردهاند، از جمله امارات متحده عربی که هشدار داد ضمیمه کردن کرانه باختری خط قرمزی است که توافق ابراهیم را به خطر خواهد انداخت، اما خانم مئیراو زونزین[۱۲] فعال سیاسی و تحلیلگر منتقد اسرائیلی، پاسخ داد: «خبری برای امارات دارم. اسرائیل در حال ضمیمه کردن کرانه باختری است، ولی تمایلی به اعلام رسمی آن ندارد. وقتی جهان دست به اقدام فوری و جدی نمیزند، اعلام رسمی همینطور است که فقط مهری بر واقعیت میخورد». اقدامات اسرائیل در سالهای اخیر و در آینده، از جمله گسترش شهرکهای یهودینشین و سرکوب فلسطینیان که از زمان تشکیل کابینه کنونی نتانیاهو و پیش از جنگ غزه شدتی بیسابقه یافت، در جهت تحقق اسرائیل بزرگ است، حتی اگر آن را رسماً اعلام نکند.
در یک سال اول جنگ، اسرائیل تمرکز خود را بر غزه گذاشت، اما با وجود ویرانی شدید و کشتار وسیع، نتوانست اهداف خود در این باریکه را تحقق بخشد و مقاومت فلسطین را وادار به تسلیم کند؛ بنابراین، رژیم در سال دوم جنگ، تمرکز خود را بر جبهه نظامی پشتیبان غزه؛ یعنی حزبالله، یمن و در نهایت ایران معطوف ساخت تا با تغییر نظم منطقهای و تضعیف محور مقاومت، فلسطینیها نیز تسلیم شوند. با وجود ضرباتی که اسرائیل به این محور وارد کرد، نتوانست پشتیبانی آن از غزه را متوقف کند و بنابراین، تأثیر چشمگیری در موضع حماس و مقاومت نگذاشت. به این ترتیب، با اینکه نزدیک به دو سال از جنگ میگذرد، اسرائیل هنوز در این ناحیه کوچک گرفتار است و نتوانسته ضربات نظامی خود را به موفقیت سیاسی تبدیل کند.
آنچه در غزه رخ داده، نشان میدهد رؤیای اسرائیل بزرگ چقدر دستنیافتنی است. یک گزارش ارتش این رژیم در ماه اوت ۲۰۲۵ اذعان دارد اسرائیل «هر اشتباه ممکن» را در عملیات خود در غزه، موسوم به «ارابههای گیدئون» از ماه مه ۲۰۲۵ تا این زمان مرتکب شده و نتوانسته اهداف خود شامل شکست حماس و آزادی اسرا را تأمین کند.[۱۳] فهرست طولانی اشتباهات ذکرشده در این گزارش، شباهت زیادی به اشتباهات ارتشهای غربی در سرزمینهای دیگر، از جمله افغانستان و عراق دارد و نشان میدهد که عملیات نظامی با فنّاوری پیشرفته را نباید ضمانتی برای پیروزی دانست، چنانکه کشتار و ویرانی بیحدوحصر به معنای پیروزی سیاسی و پایان یک منازعه نیست. نشریه تایمز آو اسرائیل میگوید حماس ۳۰ هزار نیروی جدید را به جنگجویان خود افزوده است. این رقم بیشتر از تلفاتی است که ارتش اسرائیل ادعا میکند طی جنگ غزه بر نیروهای حماس وارد کرده است.[۱۴]
جنایات اسرائیل در غزه سبب شده شناسایی کشور فلسطین در دستور کار بسیاری از کشورها قرار گیرد. تا پیش از برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵، حدود ۱۵۰ کشور، فلسطین را بهعنوان کشوری مستقل به رسمیت شناختهاند و تعداد دیگری وعده دادهاند که در این اجلاس به آنها بپیوندند. وقایع غزه حتی برای تعدادی از دوستان غربی اسرائیل ثابت کرد که وجود یک کشور مستقل فلسطینی برای حمایت از حقوق فلسطینیان ضرورتی اجتنابناپذیر است که باید فوراً تحقق یابد. این درک باید خیلی زودتر از اینها و سالها پیش برای این دولتها حاصل میشد، اما مظلومیت غزه کمک کرد تا موج جهانی حمایت از فلسطین در میان مردم کشورهای مختلف و با تأخیر در میان این دولتها برانگیخته شود. پذیرش فلسطین بهعنوان عضو سازمان ملل نیاز به رأیگیری در شورای امنیت دارد و میتوان اطمینان داشت که امریکا همچون گذشته آن را وتو خواهد کرد. مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، میگوید تصمیم اخیر چند کشور غربی برای به رسمیت شناختن فلسطین بهعنوان یک کشور مستقل، بیمعناست و به علت فشارهای داخلی ناشی از فضای ضد اسرائیلی در این کشورها اتخاذ شده است. او میافزاید آینده این منطقه با قطعنامههای سازمان ملل تعیین نمیشود، بلکه به امنیت اسرائیل مربوط میشود.[۱۵] این نشان میدهد که امریکا حتی تشکیلات خودگردان فلسطین را هم شایسته حاکمیت بر یک کشور فلسطینی نمیداند؛ زیرا منظور از رسمیت دادن به کشور فلسطین، سپردن آن به این تشکیلات است. امریکا برخلاف سالهای گذشته به مقامات تشکیلات خودگردان برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل ویزا نداد، چون میداند که اجلاس این مجمع در سال ۲۰۲۵ بیش از هر چیز تحت تأثیر وقایع فلسطین، محکومیت اسرائیل و شناسایی کشور مستقل فلسطینی است. از سوی دیگر، نتانیاهو بارها اعلام کرده هیچ کشوری تحت عنوان فلسطین تشکیل نخواهد شد. او به این منظور، توافقات اسرائیل با تشکیلات خودگردان را زیر پا گذاشته، شهرکسازی را شدت داده و ضمیمه کردن کرانه باختری را در دستور کار دارد. این اقدامات برای آن است که تشکیل کشور فلسطین در عمل، غیرممکن شود. امریکا بارها از تمایل خود به تشکیل کشور فلسطین سخن گفته است، اما در عمل، طوری رفتار میکند که این ایده محو شود. برای امریکا و اسرائیل، حماس یا تشکیلات خودگردان فرقی ندارند، زیرا هیچ فلسطینی نباید سهمی در آینده منطقه داشته باشد. مخالفت اسرائیل با تشکیل کشور فلسطین در کنار اسرائیل، یا حتی صلح در غزه، ناشی از ایده اسرائیل بزرگ است که در قلب آن، هیچ جایی برای کشوری دیگر وجود ندارد.
شوک در قطر
حملات هوایی و پیدرپی اسرائیل به پایتخت قطر در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۵ واقعهای هشداردهنده است که میتوان آن را در چارچوب پروژه اسرائیل بزرگ بررسی کرد؛ یعنی سلطه و نظم صهیونیستی در منطقه بدون توجه به ملاحظات دیگران. هدف ظاهری این حمله، قتل سران حماس بود که در حال بررسی پیشنهاد امریکا برای صلح در غزه بودند و طبعاً تصور نمیکردند در خطر حمله قرار دارند.[۱۶] هم امریکا و هم اسرائیل بهخوبی از این گردهمایی آگاه بودند، با این حال، صبر نکردند تا هیئت حماس پاسخی به این طرح بدهد. این نشان میدهد که محتوای طرح اهمیتی نداشت، بلکه جمع شدن این افراد در یک محل، هدف بوده تا بتوان بیشترین ضربه را به آنها وارد کرد. در واقع، پیشنهاد صلح امریکا یک تله برای جمع کردن سران سیاسی حماس بود. این یادآور تلهای است که امریکا هنگام مذاکرات هستهای با ایران گذاشت تا مقامات ایرانی تصور کنند در این زمان حملهای در کار نیست. ترامپ اذعان کرد از پیش درباره حمله به دوحه اطلاع داشته، اما قطر دیرهنگام مطلع شد؛ یعنی زمانی که حمله انجام شده بود. این نشان میدهد ترامپ نهتنها از تصمیم نتانیاهو به حمله جلوگیری نکرده، بلکه برای دفاع از متحد راهبردی خود نیز کار لازم را انجام نداده است. هواپیماها و سلاحهای بهکاررفته در این تجاوز، ساخت امریکا بوده و در چارچوب کمکهای این کشور به اسرائیل داده شده؛ بنابراین نمیتواند بدون رضایت امریکا به کار رفته باشد. از سوی دیگر، این واقعیت که کنترل حریم هوایی قطر و دفاع از این کشور در اختیار امریکاییهاست، نشاندهنده هماهنگی اسرائیل با امریکا برای اجرای این عملیات است. در خوشبینانهترین حالت، امریکا در این زمان حساس، بیتفاوت باقی ماند.
این حمله پیامی به کشورهای دیگر است که روابطی با مخالفان اسرائیل دارند. برخی از سران حماس در مصر و ترکیه سکونت دارند و برخی از منتقدان دیگر اسرائیل در عربستان هستند. نتانیاهو میخواهد به این کشورها تفهیم کند که باید به نظم اسرائیلی در منطقه گردن بگذارید وگرنه سرنوشت قطر در انتظار شماست، حتی اگر همپیمان امریکا، دوست اسرائیل و عضو توافق ابراهیم باشید؛ البته این اختصاص به نتانیاهو ندارد. یائیر لاپید، رهبر مخالفان نتانیاهو در پارلمان اسرائیل، نیز تهاجم به قطر را ستوده است.
این رژیم فقط به قطر حمله نکرده، بلکه محور اخوانی قطر، ترکیه و سوریه را بهعنوان یک تهدید جدید در نظر گرفته و با حملات متعدد خود در سوریه، از جمله هدفگیری منافع ترکیه تلاش کرده مانع از شکلگیری هر گونه احتمال تهدید از این ناحیه علیه خود شود.
اما پیام بزرگتری در این حمله وجود دارد و آن تحقیر کشورهای منطقه و کاخ شیشهای آنهاست. در این ماجرا، تصور کشورهای حاشیه خلیج فارس درباره امنیت خود درهمشکسته شد.[۱۷] کشور کوچک قطر بهعنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان و عضو شورای همکاری خلیج فارس، دارای پیمان امنیتی با امریکا و روابط دوستانه با اسرائیل است. قطر سالها واسطه بین اسرائیل و حماس بوده و در دوران حضور امریکا در افغانستان، واسطه گفتوگوهای آن با طالبان محسوب میشد. مهمترین پایگاه نظامی و سامانههای دفاعی امریکا در منطقه در این کشور قرار دارد و ناوهای هواپیمابر امریکا در آنجا پهلو میگیرند. دخالتهای نظامی در افغانستان، عراق و سوریه از این پایگاه هدایت میشد. قطر متحد راهبردی امریکاست و جایگاهی همانند متحدان دیگر آن در ناتو دارد.[۱۸]
ترامپ در ماه مه ۲۰۲۵ هنگام دیدار از قطر، عربستان و امارات قراردادهایی به ارزش بیش از ۳ تریلیون دلار امضا کرد که بخش مهمی از آن، در امور نظامی و امنیتی است. سهم قطر در معامله با امریکا ۱.۲ تریلیون دلار است.[۱۹]
قطر همواره الگویی برای سایر کشورهای عربی خلیج فارس محسوب میشد که چگونه میتوان در پناه امریکا از امنیت برخوردار بود، اما در زمان حساسی که قطر به این امنیت نیاز داشت، بیدفاع باقی ماند و بهراحتی مورد تجاوز قرار گرفت. کمی بعد، نخستوزیر قطر اعلام کرد حمله اسرائیل به این کشور، خیانتی از جانب واشنگتن است. او افزود قطر در همکاری امنیتی با امریکا تجدیدنظر کرده و احتمالاً شریک امنیتی دیگری را خواهد یافت.[۲۰]
رنگ باختن توافق ابراهیم یکی از نتایج سیاست تهاجمی اسرائیل است. ترامپ در دور نخست ریاستجمهوری خود، مشوق این توافق بین اسرائیل و چند کشور عربی بود تا بهتدریج همه کشورهای مسلمان، اسرائیل را به رسمیت بشناسند، اما اقدامات این رژیم نشان داده است که روابط دوستانه با آن نمیتواند به معنای ثبات و آرامش در این کشورها باشد. فرانچسکا آلبانیز،[۲۱] حقوقدان ایتالیایی و گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در فلسطین اشغالی، در گفتوگو با یک نشریه مصری در ژوئیه ۲۰۲۵ هشدار داد: هر کس فکر میکند مصر جزو اهداف اسرائیل نیست، سخت در اشتباه است. او اضافه کرد: اسرائیل تاکنون سوریه و لبنان را بمباران کرده و بخشهایی از آنها را به اشغال خود درآورده، پس تصور اینکه مصر، عراق، اردن یا یمن از این روند مصون هستند، اشتباهی خطرناک است. کشوری که آشکارا قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارد، هیچ مرزی را محترم نمیشمارد. آلبانیز تنها راه مقابله را وحدت کشورهای عربی برای مقاومت مشترک آنها دانست و گفت این کشورها باید به سنت تاریخی خود در اتحاد علیه رژیمی که بهطور نظاممند مرتکب جنایت میشود، بازگردند. او افزود در رژیم اسرائیل، تفکیکی میان خوب و بد وجود ندارد. تمام ساختار حاکم در جنایتها شریک است و باید پاسخگو باشد.[۲۲]
اسرائیل حمله خود به قطر را موجه دانسته و حتی تهدید به تکرار آن کرده؛ بنابراین میتوان انتظار داشت امریکا هم بیعملی خود در قبال رفتار اسرائیل را تکرار کند. این رژیم با گسترش جغرافیای جنگ به منطقه خلیج فارس میتواند تأثیری عمیق بر ادراک ذهنی و الگوی رفتاری کشورهای این منطقه داشته باشد. شوکی که به کشورهای عربی وارد شد، ممکن است آنها را به تغییر رویکرد خود در مقابل امریکا و اسرائیل وادار کند. این تغییر ابعاد گوناگونی دارد: توافق ابراهیم میتواند به یک سند تشریفاتی تقلیل یابد. امارات که بر اساس آن، تعدادی از پروژههای امنیتی خود را به اسرائیلیها سپرده، میتواند امنیت خود را جدیتر گرفته و از اسرائیل فاصله بگیرد. از سوی دیگر، ضربه به اعتبار امریکا در بین کشورهای عربی خلیج فارس، به معنای فرصتهای بیشتر برای بهبود روابط با ایران خواهد بود. یک نمونه از این تغییر در سالهای اخیر، بر اثر جنگ عربستان با یمن پدید آمد. وقتی امریکا نتوانست امنیت عربستان و تأسیسات آرامکو را در مقابل حملات یمنیها حفظ کند، عربستان دریافت که باید در اعتماد خود به امریکا تجدیدنظر کند. در نتیجه، با پایان دادن به آن جنگ، روابط خود با ایران را بهبود داد. هشدارهای ایران درباره جنگطلبی اسرائیل و بیاعتمادی به امریکا اکنون در شورای همکاری خلیج فارس و بین کشورهای عربی راه خود را باز میکند. چین و روسیه نیز از این وقایع در جهت تضعیف اعتماد به امریکا سود میبرند. پس از حمله اخیر به قطر، ترامپ تلاش میکند امریکا را بیتقصیر نشان دهد و از قطریها دلجویی کند. هنوز نتایج درازمدت این حمله، خود را نشان نداده، اما در هر صورت، جنگطلبی اسرائیل چاهی است که نتانیاهو برای ترامپ کنده و او را در آن پرتاب کرده است.
(پروژه کردستان بزرگ از مدیترانه تا خلیج فارس، بهعنوان همسایه شرقی و شمالی پروژه اسرائیل بزرگ و مکمل آن)
واکنش ناخواسته در ایران
مهمترین مانع بر سر راه پروژه اسرائیل بزرگ، محور مقاومت و در رأس آن ایران است. حمله اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ اهدافی بسیار گستردهتر از تخریب برنامه هستهای ایران داشت. نشریه اسرائیلی هاآرتص میگوید اگر اسرائیل فقط به حمله به تأسیسات هستهای بسنده میکرد و ساختمانهای مسکونی را هدف قرار نمیداد و غیرنظامیان را نمیکشت، شدت نفرت از اسرائیل که حالا به نقطهجوش رسیده، به وجود نمیآمد.[۲۳]
هاآرتص میافزاید وقتی به ایرانیها میگوییم: «میخواهیم موشکهای بالستیک شما را از بین ببریم»، معنایش این است که: «میخواهیم شما آنقدر ضعیف باشید که هر وقت خواستیم، بتوانیم بمبارانتان کنیم». به قول این نشریه، اسرائیل در رؤیای تغییر رژیم در ایران بود، اما اکثر ایرانیها به آن اعتقاد ندارند. وقتی مردم بمباران میشوند، حس ملیگرایی آنها تقویت میشود. حالا حتی کسانی که مخالف حکومت بودند، در شبکههای اجتماعی مینویسند: «ما برای کشورمان با هر متجاوزی خواهیم جنگید». هاآرتص میگوید این درست است که اسرائیل سالها با دقت برای این عملیات برنامهریزی کرد و قدرت خود را نشان داد، اما جنگ علیه ایران یک اشتباه راهبردی بود؛ زیرا خصومت ایرانیان علیه اسرائیل را برانگیخت.[۲۴]
هدف اسرائیل در جنگهای متعددی که در منطقه به راه انداخته، هموار کردن مسیر طولانی برای تشکیل اسرائیل بزرگ است و بزرگترین مانع این پروژه، اراده ملتها برای حفظ کشورهای خود است. مردم ایران با همبستگی در مقابل تهاجم اسرائیل نشان دادند که جاهطلبی این رژیم، واکنشهایی فراتر از تصورات و توهمات آن را به دنبال دارد. اسرائیل ناخواسته، باعث تقویت استحکام داخلی و همبستگی بیسابقه ملی و مذهبی در بین ایرانیان شد و این دقیقاً برخلاف هدف آن در تضعیف ایران است. اگر پیش از این بسیاری از ناظران داخلی و خارجی، تفرقه و اختلاف بین جناحهای سیاسی را نشانه انحطاط کشور میدیدند، اکنون نگاه عمیقتر و پیچیدهتری به روحیات ایرانی یافتهاند. پیش از آغاز جنگ عراق علیه ایران نیز اختلافات داخلی کشور در اوج خود بود، اما تهدید هویتی ایرانیان باعث تحولی غیرمنتظره در فضای سیاسی و اجتماعی شد که موتور محرک پیشرفتهای بعدی بود. به همین دلیل، زبیگنیف برژینسکی، نظریهپرداز سیاسی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا، سالها قبل پیشبینی کرد حمله به تأسیسات هستهای ایران برای غرب خطرناکتر از آن چیزی است که تصور میشود و بنابراین باید این گزینه را فراموش کرد.[۲۵]
او حتی استدلال کرد که اگر اسرائیل بخواهد هواپیماهای خود را برای بمباران تأسیسات هستهای ایران بفرستد، امریکا باید آنها را در بین راه سرنگون کند.[۲۶]
اکنون نتانیاهو و ترامپ با اشتباه مرگبار خود، ناخواسته کلید تحولات بزرگی را در غرب آسیا زدهاند. نشریه امریکایی فارین پالیسی میگوید حمله اسرائیل، آینده سیاسی ایران را تغییر داد و نگرش نسل جدید را از اساس عوض کرد.[۲۷]
از نظر این نشریه، مهمترین و ماندگارترین اثر جنگ دوازدهروزه، تغییر دیدگاه جوانانی است که پس از انقلاب، در دنیای اینترنت و تحت تأثیر رسانههای غربی به دنیا آمدند و در این سالها از ایدئولوژی جمهوری اسلامی فاصله گرفتند، اما حالا همانها نسبت به غرب تجدیدنظر کردهاند و به ایده مقاومت نظام ایمان آوردهاند و میگویند باید برنامه موشکی، نیروهای منطقهای و گفتمان مقاومت را قویتر کرد تا ایران، مستقل و مقتدر باقی بماند. فارین پالیسی نتیجه میگیرد چنین چیزی یک میراث بزرگ برای آینده ایران است و اگر این تغییر ادامه یابد، سیاست داخلی و منطقهای ایران را برای چند دهه آینده شکل خواهد داد.
آمار مؤسسه پیو از دیدگاه مردم چند کشور درباره اسرائیل، شامل درصد نظرات منفی (اولین عدد سمت چپ) و درصد نظرات مثبت (اولین عدد سمت راست). میانگین نظرات منفی بیش از ۲ برابر نظرات مثبت است (سطر آخر).
پانویسها
[۱] https://www.aa.com.tr/en/middle-east/palestine-jordan-decry-israeli-map-claiming-historical-territorial-rights-for-israel/3443982
[۲] https://www.middleeasteye.net/opinion/fantasy-greater-israel-becoming-regional-nightmare
[۳] https://trt.global/world/article/18217972
[۴] Pew
[۵] https://www.pewresearch.org/short-reads/2025/06/03/most-people-across-24-surveyed-countries-have-negative-views-of-israel-and-netanyahu/
[۶] BDS
[۷] https://thecradle.co/articles-id/32890
[۸]. https://www.alestiklal.net/en/article/greater-israel-this-is-how-the-israeli-media-and-officials-incite-to-occupy-lebanon
[۹] https://thecradle.co/articles/majority-of-lebanese-oppose-hezbollah-disarmament-say-army-incapable-of-confronting-israel
[۱۰] https://english.almanar.com.lb/2483417
[۱۱] https://www.thenationalnews.com/news/mena/2025/08/29/lebanese-army-chief-threatened-to-quit-over-hezbollah-disarmament-plan-sources-reveal/
[۱۲] Mairav Zonszein
[۱۳] https://thecradle.co/articles/israeli-leaders-made-every-possible-mistake-during-gideons-chariots-leaked-document-reveals
[۱۴] https://www.timesofisrael.com/hamas-said-to-recruit-30000-gaza-youths-into-its-military-wing/
[۱۵] https://www.timesofisrael.com/liveblog_entry/rubio-recognition-of-palestinian-state-by-west-is-largely-meaningless/
[۱۶] https://www.nytimes.com/2025/09/10/world/middleeast/israel-strike-qatar-us.html
[۱۷] https://www.theguardian.com/world/2025/sep/12/israels-strike-on-hamas-leaders-in-qatar-shatters-gulfs-faith-in-us-protection
[۱۸].https://en.wikipedia.org/wiki/Qatar%E2%80%93United_States_relations#:~:text=The%20US%20has%20officially%20designated,ally%2C%20following%20Kuwait%20and%20Bahrain.
[۱۹] https://www.whitehouse.gov/fact-sheets/2025/05/fact-sheet-president-donald-j-trump-secures-historic-1-2-trillion-economic-commitment-in-qatar/
[۲۰] https://www.jpost.com/middle-east/article-867124
[۲۱] Francesca Albanese
[۲۲] https://english.ahram.org.eg/News/550159.aspx
[۲۳]https://www.haaretz.com/israel-news/2025-06-18/ty-article/.premium/regime-change-why-iranians-warn-israels-fantasy-could-turn-to-nightmare/00000197-82b5-d9ff-aff7-87ff168b0000
[۲۴]https://www.haaretz.com/israel-news/2025-06-26/ty-article-magazine/.highlight/yes-israel-demonstrated-its-power-but-strategically-the-war-in-iran-was-a-mistake/00000197-ac92-d3af-abf7-aebb7ef00000
[۲۵] https://www.nytimes.com/2006/04/25/opinion/do-not-attack-iran.html
[۲۶] https://therealnews.com/zbrzezinski1218pt3
[۲۷] https://foreignpolicy.com/2025/07/29/generation-iran-regime-ideology-israel-strikes








