فرمهر منجزی* مترجم و مروج کتاب کودک
نوشتههای مردمشناسان و سفرنامههای فرنگیان به ایران و خاطرات بهجامانده از بزرگان و درباریان درباره فرهنگ سنتی مردم این مرز و بوم، نشان از همراهی و همیاری مردم در جامعه دارد. این سنت در بسیاری از کشورها وجود داشته است و مردم در مشکلات، شادی و غم با هم همراهی داشتهاند.
هرچه جوامع کوچکتر بوده و همبستگی و سرمایه اجتماعی بین مردم بیشتر بوده، مشارکت داوطلبانه و بدون چشمداشت در مردم بیشتر بوده است. این مشارکت، نشان از احساس مسئولیت و تعلق نسبت به جامعهای که در آن زندگی میکنند دارد. در واقع فرد خود را به معنای واقعی کلمه عضوی از جامعهای میدیده که در آن زندگی میکرده است. گاهی این رفتارها در بحرانها و بروز بلایای طبیعی مانند سیل، جنگ، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی یا زلزله بیشتر دیده میشود. در جامعه ما با وقوع چنین حوادثی، هنوز این همبستگی دیده میشود.
کار داوطلبانه که سنگ بنای تشکیل سازمانهای مردمنهاد و تشکلهای مردمی است، نتیجه میل به همیاری در افرادی است که کمبودها و مشکلات جامعه را تا حدودی شناختهاند و نسبت به آن احساس مسئولیت کردهاند. این کار سه پیامد مهم دارد: شناخت این افراد از جامعه را بیشتر میکند؛ الگویی برای احساس مسئولیت در جامعه ایجاد میکند؛ و به جامعه میآموزد که ضمن مطالبهگری از دولت، خودش هم برای حل مشکلاتش دست بالا بزند.
در ایران، سازمانهای مردمنهاد سالهاست فعالیت دارند. با توجه به وضعیت این نهادها، بخش بزرگی از نیروی فعال در آنها، نیروهای داوطلب است. یکی از مشکلات بسیاری از این سازمانها، کاهش انگیزه کار داوطلبانه در جامعه است. شاید بتوان یکی از دلایل این اتفاق را الگوهای آموزشی در ایران دانست.
در بسیاری از کشورها، کودکان در مدارس کار داوطلبانه را آموزش میبینند. آنها حداقل نسبت به محیط کلاس درسی خود مسئولیت دارند. پیش از انقلاب نیز در بسیاری از مدارس چنین سنتهایی بود. یکی از مهمترین اتفاقات در ایران، تشکیل «سازمان پیشاهنگی» بود. یکی از اصول کودکان «پیشاهنگ» این بود که باید همواره آماده خدمت به دیگران باشند. این تمرین میتوانست نسلهای آینده را آماده کار داوطلبانه کند. آنها تمرین میکنند که همه چیز را برای خودشان نخواهند. یاد میگیرند در جامعهای که زندگی میکنند و به آن تعلق دارند، عضوی اثرگذار باشند و نسبت به مسائل و مشکلات جامعه خود بیتفاوت نباشند.
در برخی از کشورها، فعالیتهای داوطلبانه آنقدر جدی گرفته میشود که دانشآموزان سال آخر، برای دریافت مدرک تحصیلی خود، ملزم هستند تعداد ساعات مشخصی در یکی از سازمانهای مردمنهاد کار داوطلبانه انجام دهند و گواهی آن را دریافت کنند.
در ایران امروز نهادهایی در حوزههای مختلف فعالیت دارند. در حوزه کودکان گاهی دغدغه این نهادها ادبیات کودک است، گاهی توسعه فرهنگی کودکان است، گاهی ایجاد امکانات فرهنگی در روستاها و ترویج فرهنگ کتابخوانی است و گاهی کمک به ادامه تحصیل کودکان و فراهم کردن امکانات تحصیلی برای آنان است. این نهادها تلاش میکنند با امکانات جامعه و با کمک از داوطلبان و خود جامعه محلی، در ساخت جامعه مشارکت کنند. در این فرآیند، جامعه محلی تقویت میشود و میآموزد چگونه با امکانات محدود، خود را حفظ کند. آنها میآموزند به جای مهاجرت و گریز از جامعه محلی، برای ساختن آن تلاش کنند. آنها برای عدالت اجتماعی و توسعه در جامعه خود تلاش میکنند و همین فرآیند آنها را بیشتر مطالبهگر خواهد کرد.
همانطور که گفته شد، شاید بهترین نقطه آغاز و آموزش کنشگری مدرسه باشد. میتوان به جای ساختار خشک و بیروح فعلی، روح مشارکت و همکاری را در مدارس دمید و کودکان را در نگهداری و حتی مدیریت مدارس سهیم کرد. آنها میتوانند بیاموزند که فضای کلاس خود را با کار داوطلبانه خارج از وقت درس توسعه دهند. این آموزش میتواند، هم برای کودکان مفید باشد و هم برای جامعه. احساس همبستگی و تعلق به جامعه، احساسی است که برای کنشگر و کل جامعه مفید است. فعالیت داوطلبانه، برای داوطلب هم سودمند است و برای او حس تعلق به جامعه، احساس مفید بودن و احساس رضایت درونی ایجاد میکند. در پیامدهای اجتماعی فعالیتهای اجتماعی برای جامعه که میتوان بسیار بیشتر نوشت و گفت.






