رضا داودی
در چند سال گذشته یک جریان سیاسی در راستای کژنگری تاریخی، روایتی دیگر از کودتای ۲۸ مرداد ساخته و پرداخته است تا در این گرگ و میش تاریخی گذشتهی خود را تطهیر کند و برای خود کلاهی ببافد.
روایت واژگونه از ۲۸ مرداد مدعی است، مصدق علیه شاه کودتا کرد. بر پایهی این ادعا در دوران فترت و انحلال مجلس، شاه میتوانست نخستوزیر را عزل کند و سرپیچی مصدق از فرمان شاه به منزلهی کودتاست. وجود روایت دیگری مبنی بر این ادعا که کودتا از پایین به بالاست نه برعکس، نشانگر آشکار ذهنیت استبدادزده و ناآشنایی با قانون مشروطه و جایگاه شاه در قانون مذکور است. این روایت همچنین بیانگر ناآگاهی سیاسی از مفهوم کودتا و روح مشروطه است.
رواج چنین روایت جعلی بین مردم به مدد رسانههایی با سوگیری ایدئولوژیک رو به گسترش است؛ حتی برخی نخبگان نیز دچار سطحینگری شده و از تکرار این روایت ابایی ندارند. هدف این نوشتار پاسخ مستدل به روایت مذکور است.
ابتدا به سراغ مهمترین و اصلیترین ادعای این روایت جعلی میرویم.
دوران فترت و فقدان مجلس پس از مشروطه به دلایل گوناگون چندین بار روی داد. ولی احمدشاه در این دوران فقط یک بار از قانون مشروطه منحرف شد و حکم عزل نخستوزیر صادر کرد، ولی تا تشکیل مجلس جدید نخستوزیر سابق در قدرت باقی ماند.
در هیچ ماده و تبصرهی قانون اساسی مشروطه و متمم آن تا سال ۳۲ از دوران فترت سخنی به میان نیامده است و اختیار عزل و نصب نخستوزیر در این دوران را مشخص نکرده است.
اگر چه اصل ۴۶ متمم قانون اساسی مشروطه اختیار عزل و نصب نخستوزیر و وزرا را در اختیار پادشاه میداند لیکن اصل ۴۵ متمم قانون اساسی، اجرای احکام پادشاه را مشروط به امضای نخستوزیر یا وزیر مربوطه میداند. به این معنی که عدم پذیرش نخستوزیر یا وزیر مانع از اجرایی شدن حکم پادشاه میشود. همچنین اصل ۴۴ پادشاه را مبری از مسئولیت میداند و اصل ۶۴ به صراحت تأکید دارد وزرا نمیتوانند احکام شفاهی و کتبی پادشاه را مستمسک قرار داده و سلب مسئولیت از خودشان کنند. با توجه به اینکه قانون اساسی باید در پرتو کل تفسیر و اجرا شود پس اصل ۴۶ یک اصل تشریفاتی به نظر میرسد که فقط باید در پرتو سایر اصول بدان عمل شود.
مصدق زمانی که حکم عزل خود را دریافت کرد بنا به ادعای خود در دادگاه فرمان عزل را به دلیل عدم اصالت دستخط امضا نکرد و به دادن یک رسید دریافت نامه، بنا به روال اداری به نصیری اکتفا کرد.
امروزه دلایل و شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد فارغ از ایرادات قانونی، نقشهی کودتا از ابتدای به قدرت رسیدن مصدق آغاز شده بود. ولی قبل از بررسی این شواهد میبایست عذرخواهی آلبرایت وزیر امورخارجه کلینتون را مدنظر قرار داد که به صراحت از دخالت آمریکا در کودتا علیه دولت قانونی مصدق پرده برمیدارد. آیا چنین اعتراف صریحی جای شک و شبههای باقی خواهد گذاشت؟
نخستین طرح کودتا در تیر ۱۳۳۰ یعنی دو ماه پس از نخستوزیری مصدق توسط «امیر کیوان» جاسوس سیا در ژنو تسلیم دولت بریتانیا شد و نخستین کاندیدی که برای کودتا پیشنهاد شد زاهدی بود. این طرح به دلیل مخالفت آمریکا مسکوت ماند.
پس از قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ کاردار سفارت انگلستان از لزوم توسل به قهر و خشونت برای براندازی دولت مصدق نوشت. در تاریخ ۹ اسفند سال ۳۱ شاه به بهانهی خروج از کشور، مصدق را برای خداحافظی به کاخ فراخواند. هدف این بود که مصدق درست در لحظهی جمع شدن اوباش و چاقوکشان به سرکردگی شعبان بیمخ در بیرون کاخ کشته شود. مصدق متوجه توطئه میشود و از دست اوباش فرار میکند. حتی پلیس که قصد جلوگیری از حمله اوباش به مصدق را داشته، به فرمان حمیدرضا برادر کوچک شاه متوقف میشود و نظارهگر ماجرا میماند. روایتی میگوید وقتی خبر جان به در بردن مصدق به گوش شاه میرسد؛ شاه میگوید: مرغ از قفس پرید!
در اردیبهشت ۱۳۳۲ با اطلاع شاه و دخالت مستقیم آمریکا تصمیم گرفته میشود مقامهای کلیدی و شخصیتهای برجستهی سیاسی از جمله دکتر فاطمی و چند تن دیگر ربوده شوند تا در کشور ناامنی و آشفتگی ایجاد شود. ولی توطئه افشا میشود و توطئهگران فقط موفق به ربودن افشار طوس فرمانده شهربانی و قتل وی میشوند. در دادگاه همهی متهمان بر تصمیم قتل افشار طوس اعتراف کردند. زاهدی که در این توطئه مشارکت داشت به مجلس گریخت و در آنجا بست نشست و بدینطریق از محاکمه نجات یافت.
پس از این ماجرا تجمعاتی با نام حزب توده برگزار و گسترش یافت ولی در آینده مشخص شد سیا پول زیادی خرج میکرد تا تجمعات حزب توده باشکوهتر برگزار شود سیا در این تجمعات از چاقوکشان و اوباش اجیر شده استفاده میکرد تا به مردم ایران و به دولت آمریکا ثابت کند که ایران در آستانهی سقوط به دامان شوروی است.
از اواخر اردیبهشت ۱۳۳۲ سازمان سیا هفتهای ۱۱ هزار دلار برای خریدن نمایندگان مجلس اختصاص داد تا علیه مصدق فعالیت کنند. گازیوروسکی میگوید: روز ۱۵ فروردین ۱۳۳۲ یک میلیون دلار پول به پایگاه سیا در تهران برای استفاده در هر طریقی که باعث سقوط دولت مصدق شود داده شد.
در تاریخ سوم تیر ۱۳۳۲ یازده مرد آمریکایی در دفتر وزیر امورخارجه آمریکا گرد آمدند و فرجام جلسه را چنین تعیین کردند: «این مصدق دیوانه را اینطور دک خواهیم کرد؛ با کودتا». سفیر آمریکا ضمن موافقت خود با این طرح اعلام کرد: «پس کار را شروع کنیم»! نام عملیات هم آژاکس گذاشتند. طرح مشابه دیگری با نام چکمه از طرف انگلستان طراحی شد.
پس از جلسهی مذکور پایگاه سیا در تهران شروع به تضعیف دولت مصدق از طریق تبلیغات کرد. زاهدی ۶۰ هزار دلار پول از سیا گرفت و شروع به سازماندهی شبکهای از افسران ارتش کرد تا عملیات نظامی کودتا را به عهده بگیرند. برادران رشیدیان (جاسوسان انگلیس) تعدادی از نمایندگان مجلس را خریدند تا در مجلس رای به عزل مصدق بدهند. روز کودتا میبایست جلالی و کیوانی ( جاسوسان سیا) به همراه برادران رشیدیان، رهبران مذهبی و بزرگان بازاری و تظاهرکنندگان را سازماندهی میکردند تا در مجلس بست بنشینند و مصدق را محکوم کنند. در نهایت قرار بر آن شد که اگر این تلاشها شکست بخورد شبکهی نظامیان زاهدی به زور قدرت را به دست بگیرند.
شاه تا اوایل امرداد در برابر طرح کودتا علیه مصدق ایستادگی میکرد. در این اثنا سفیر آمریکا تلاش میکرد همکاری شاه در کودتا را جلب نماید و وادارش کند زاهدی را به عنوان جایگزین مصدق بپذیرد. ولی شاه همچنان به دنبال راهکار قانونی برای عزل مصدق بود. سیا در راستای متقاعد کردن شاه به کودتا، اشرف خواهر شاه که پیشتر توسط مصدق از ایران اخراج شده بود را به صورت پنهانی به ایران آورد تا ضمن متقاعد کردن شاه به کودتا، به وی اطمینان دهد که آمریکا و انگلیس به دنبال براندازی دولت مصدق هستند.
پس از اشرف، شوارتسکوف مستشار نظامی آمریکا در ژاندارمری کل کشور نزد شاه رفت و به او روحیه داد. شوارتسکوف با گذرنامه سیاسی و دو کیسه پر از دلار به تهران آمده بود تا شاه را به سرنگونی مصدق مصمم کند.
در نهایت روزولت فرمانده عملیات آژاکس در ۱۲ مرداد ۳۲ در یکی از دیدارهای محرمانهاش با شاه با او اتمام حجت کرد و به شاه گوشزد نمود اگر شاه در طرح کودتا علیه مصدق همکاری نکند ایران به کرهی دیگری تبدیل میشود و کمونیستها مصدق را سرنگون خواهند کرد پس غرب برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم وارد جنگ خواهد شد. بدین صورت روزولت با ایجاد ترس در شاه، وی را تشویق به همکاری با کودتا کرد.
در تاریخ ۱۹ مرداد رفراندم انحلال مجلس توسط مصدق انجام شد. حاصل همهپرسی رای مثبت به انحلال مجلس بود. اما پیش از اینکه مجلس به طور رسمی منحل گردد، مطابق قانون اساسی مشروطه باید فرمان انحلال به توشیح شاه برسد. اما پیش از آنکه فرمان انحلال مجلس به توشیح شاه برسد شاه از تهران به کلاردشت رفت و فرمان انحلال مجلس توشیح نشد. پس دوران فترتی که تحریفکنندگان تاریخ از آن یاد میکنند هنوز آغاز نشده بود.
سرهنگ نصیری فرمانده گارد سلطنتی در ساعت ۱ بامداد ۲۵ مرداد با چهار تانک به سمت منزل مصدق حرکت کرد و فرمان عزل مصدق را به وی ابلاغ کرد و قصد بازداشت مصدق را داشت، غافل از اینکه طرح کودتا از پیش به مصدق گزارش شده بود و مصدق پس از دریافت حکم شاه، به سرعت نصیری را بازداشت کرد. مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد ضمن شک در اصالت نامهی عزل خود در پاسخ دادستان گفت: دستخط حکم عزل من جعلی بود و این حکم توسط زاهدی نوشته شده بود. مصدق با استناد به نامهای دیگر با دستخط زاهدی، ثابت کرد که نامه اصالت نداشته و دستخط شاه نیست.
با توجه به آنچه در بالا گفته شد؛ این پرسش به ذهن هر انسان جویای حقیقت متبادر میشود که چرا حکم عزل در ساعت ۱ بامداد و با محاصره منزل مصدق با تانک و قطع سیمهای تلفن ستاد ارتش و اشغال تلفنخانه بازار و توقیف وزیران خارجه و راه انجام شد؟ اگر چنین حکمی قانونی بود و بنا به ادعای برخی، از بالا به پایین بود، چرا در ساعات اداری و بدون تانک و بگیر و ببند، به صورت قانونی و مسالمتآمیز به مصدق ابلاغ نگردید؟
پرسش دیگر این است که تاریخ حکم عزل مصدق ۲۲ مرداد ذکر شده بود و در شب ۲۵ مرداد ابلاغ میشود ولی انحلال مجلس روز ۲۵ مرداد به صورت رسمی اعلام میشود. پس آیا چنین حکمی پیش از اعلان رسمی انحلال مجلس غیرقانونی نبوده است؟
در پایان باید خاطر نشان کرد؛ اگر چه انحلال مجلس توسط مصدق یک اشتباه تاکتیکی بود و مصدق با چنین خطایی، سختجانی سنتهای استبدادی را علیرغم هشدارهای حامیان خود دستکم گرفت؛ لیکن تمامی شواهد و قراین حاکی از آن است که طرح کودتا چند ماه قبل از خطای مذکور کلید خورده بود و انحلال مجلس بهترین بهانه برای کودتا را فراهم آورد.
منابع:
مصدق و نبرد قدرت همایون کاتوزیان ترجمه احمد تدین
کودتای ایرانی مارک گازیوروسکی ترجمه بهرنگ رجبی
خواب آشفته نفت جلد چهارم محمد علی موحد
نگاهی به شاه عباس میلانی
نبرد قدرت در ایران محمد سمیعی
قانون اساسی مشروطه





