بدون دیدگاه

دستور دکتر مظفر بقائی به ترور دکتر فاطمی

محمد ترکمان

پس از عدم موفقیت گروه مامور به ترور رکتر مصدق و تحصن یک ماهه نخست وزیر در مجلس شورای ملی( ۲۲ اردیبهشت تا ۲۲ خرداد ۱۳۳۰)و سپس استقرار در منزل و خروج به ندرت از خانه؛ گروه مزبور ؛ ماموریت مییابد تا ترور دکتر سید حسین فاطمی معاون پارلمانی و سخنگوی دولت را در دستور کار قرار دهد.

در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۳۰ با شلیک گلوله محمد مهدی عبدخدائی سر قبر محمد مسعود در آرامستان ظهیرالدوله ؛ دکتر فاطمی ترور میشود.
در مجموعه اسناد منتشره توسط ” مرکز اسناد انقلاب اسلامی” آمده است که شیخ عبدالمجید مینوچهر شیرازی ( از نزدیکان سید ضیاءالدین طباطبائی)؛ اسلحه در اختیار واحدی قرار داده و دکتر فاطمی با همین اسلحه مورد اصابت گلوله قرار گرفته است*
دکتر فاطمی دو بار نیز در بیمارستان نجمیه مورد سوء قصد قرار میگیرد که یک بار بخیه های موضع عمل را پاره میکنند که منجر به خونریزی شده ؛ اما با اطلاع پرستاران و جراحی مجدد ؛ خطر مرتفع میشود.
در نوبت بعد؛ مامورین کیسه آب گرم نهاده شده بر موضع عمل را با کیسه محتوی اسید تعویض میکنند که با اطلاع اطرافیان ؛ مامورین بنتیجه دلخواه نائل نمی آیند.
تجویز پزشکان برای ادامه معالجه در خارج و همچنین خطراتی که حیات او را در ایران دچار مخاطره میکرد موجب سفر او در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۳۱ به آلمان و بستری شدن و ادامه معالجات در هامبورگ میشود.
دکتر فاطمی پس از ۸ ماه معالجه در ایران و آلمان در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۳۱ به میهن باز می‌گردد.
شکست توطئه های قدرتهای خارجی و عوامل داخلی برهبری دربار و نقش بر آب شدن قتل دکتر مصدق در ۹ اسفند ۳۱ و کشف شبکه مامور به ربودن و قتل شهید سرتیپ محمود افشارطوس رئیس شهربانی کل کشور در اوائل اردیبهشت ۱۳۳۲؛ یک بار دیگر برنامه ترور و قتل دکتر فاطمی را در دستور کار قرار میدهد.
این بار نیز دکتر مظفر بقائی همچون ربایش و قتل شهید افشارطوس نقش فرماندهی داخلی عملیات را عهده دار بوده است.
برای آگاهی بیشتر به نقل سند ش ۲۶۰ که عبارت است از گزارش مامور ویژه شهربانی از اجتماع در خانه حاج ابراهیم صرافان ( از ایادی سید ضیاءالدین طباطبائی) و مذاکرات انجام شده به نقل از مآخذ مورد اشاره در سطور پیش؛ بشرح ذیل میپردازیم:

” محترما معروض میدارد برابر گزارش مامور ویژه این دائره ساعت ۱۸ پنجشنبه ۷ – ۳- ۳۲؛ جلسه در منزل حاجی ابراهیم صرافان واقع در بخش ۹‌؛ خیابان سیروس، کوچه جنب داروخانه ارسطو با حضور آقایان:
دکتر بقائی- شمس قنات آبادی- و سه نفر از مجاهدین اسلام و سه نفر از فدائیان اسلام :
تقی آقا صفا آهنگر -حسین طهماسبی به ریاست نواب صفوی تا ساعت ۱۹ تشکیل و آقای دکتر بقائی به نواب صفوی‌ اظهار نموده :
بدون جهت چرا مردم نفهم و بی سواد را قسم می‌دهی و شبها سخنرانی مینمائی؟ این طور نمیشود!
سه نفر از مجاهدین اسلام ؛ سه نفر از فدائیان که داوطلب میباشند ؛ معرفی شوند .
چهار قبضه کلت حاضر است؛ با دستور کافی بین آنها تقسیم می‌شود. سه نفری که باید از بین بروند آقایان:
دکتر فاطمی است که بایستی از خروج نامبرده به خارج مانع شد .
و برای مرعوب نمودن آقایان لطفی و دکتر معظمی هم بایستی چند تیر شلیک شود، نه به قصد کشت.
اگر این عمل انجام نشود؛ اعلیحضرت حتما از ایران خارج خواهد شد . هر چقدر اسلحه لازم باشد تهیه – و – تحویل مینمایم .
در خاتمه مامورین کاملا مراقب اوضاع احوال بوده ؛ به تقی سماور ساز دستور داده شد چنانچه اسلحه به نامبرده تحویل شد ؛ برای ملاحظه به اداره همراه بیاورد.
کلانتر اداره آگاهی- نیک اعتقاد**

دستور فوق در ایامی صادر میشود که دکتر فاطمی وزیر امور خارجه و سخنگوی دولت بدلیل شدت یافتن درد ناشی از گلوله ۲۶ بهمن ۳۰ و دو ترور ناموفق در بیمارستان و معالجات ایران و آلمان در شرائطی قرار گرفته بود که از تاریخ ۴ خرداد مصاحبه مطبوعاتی و گزارش دولت شفاف به مردم را تعطیل و به مداوا برای کاهش درد پرداخته و مجبور به تغذیه با تزریق آمپولهای مختلف شده بود؛ زیرا خوردن غذا باعث شدت یافتن درد میشد.
در نهایت دکتر فاطمی در تاریخ ۱۰ خرداد عازم آلمان و در بیمارستانی در هامبورگ بستری و تحت نظر پزشکان مشغول معالجه و مدتی نیز در آسایشگاهی تحت نظر بود تا در صورتیکه نیاز به عمل جراحی مجدد نباشد؛ عازم ایران شود.
دکتر فاطمی در پایان اقامت در اروپا در کنفرانس نمایندگان سیاسی ایران در اروپا در شهر لاهه شرکت و به توضیح مواضع سیاست خارجی و برنامه های دولت ملی پرداخت.
دکتر فاطمی در بازگشت به ایران توقف کوتاهی در عراق و زیارت اعتاب عالیات و دیدار با برخی از عالمان دینی داشت و در تاریخ ۲۰ امرداد ۳۲ وارد تهران شد.

در شب کودتای انگلیسی- آمریکائی و ارتجاعی ۲۵ امرداد دکتر فاطمی دستگیر و پس از چند ساعت بازداشت در پی شکست کودتا آزاد و روزهای پر التهاب ۲۵ تا کودتای ۲۸ امرداد را شاهد و ناظر بود.
دکتر فاطمی از ۲۸ امرداد ۳۲ تا تاریخ ۲۲ اسفند همان سال که دستگیر شد در مخفیگاه های متعدد پنهان بود.
پس از دستگیری ؛ رژیم کودتائی دستور داشت او را پیش از تحویل به زندان و محاکمه از میان ببرد. با همین نیت اراذل و قمه به دستان را برهبری شعبان بی مخ آماده ساخته بود تا هنگام خروج از ساختمان شهربانی او را به قتل برسانند؛ اما فداکاری خواهر شیز زن او که خود را روی بدن غرقه به خون برادر افکنده بود و ضربات کارد را به جان خریده بود؛ مانع از اجرای نقشه شیطانی بریتانیا و دربار شد .
پس از کودتا ی ننگین ۲۸ امرداد ۳۲ که مسیر تاریخ ایران و باشندگان آن را تغییر داد ؛ در آخرین جلسه محاکمه ای فرمایشی در ۱۷ شهریور ۳۲ ضارب دکتر فاطمی در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۳۰گفت:
” من هیچ هدف و منظوری جز از بین بردن خائنین و دشمنان اسلام نداشته و ندارم و این موضوع را من در جلسات گذشته هم گفته ام و نمی‌دانم اکنون که همه مردم فهمیده اند که دکتر فاطمی خائن و جاسوس بوده چرا مرا آزاد نمیکنند…؟”
در ادامه جعفر جهان وکیل مدافع ضارب که از عوامل سید ضیاء الدین طباطبائی و وکیل مدافع داوود منشی زاده و حزب فاشیستی سومکا و عضو لژ ماسونی ” همایون” بود چنین اظهار داشت:
” وقتی تمام مردم ایران و متصدیان امور فهمیدند که دکتر فاطمی خیانتکار بوده و اگر او را دستگیر کنند؛ به مجازات می‌رسانند؛ چرا موکل را تبرئه نمی‌کنند؟ من از ریاست دادگاه برائت متهم را خواستارم.”***
فردای آن روز رای دادگاه مبنی بر تبرئه ضارب صادر و در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۳۲ روزنامه های عصر خبر آزادی او را با عنوان و شرح و ذیل نقل کردند:
” عبد خدائی از زندان آزار شد
عبدخدائی دیروز مستقیما از زندان بوسیله یک افسر شهربانی به منزل آقای حاج صرافان رفت و در آنجا عده ای از دوستانش از وی استقبال کردند.”****
لازم بذکر است که ابراهیم صرافان از عوامل سیدضیاء الدین و از سردمداران توطئه در دوران نخست وزیری رهبر نهضت ملی ایران زنده یاد دکتر مصدق ؛ بود.
راقم به گوشه هائی از توطئه های نامبرده در دفتر اول:
” اطلاعاتی در باره : تشنجات ، درگیری های خیابانی و توطئه ها در دوران حکومت دکتر محمد مصدق” / رسا/ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹؛ اشاره داشته ام.
شهید دکتر فاطمی به جرم استقلال خواهی و آزادی طلبی و پشتیبانی از مشی و آموزه ها و برنامه های دکتر مصدق پس از چندین بار ترور و سوء قصد در نهایت همانگونه که در سند وزارت امور خارجه بریتانیا مورخ ۳۰ سپتامبر ۱۹۵۳= ۸ مهر ۱۳۳۲ آمده بود و ” اعدام بیرحمانه” در باره اش تجویز شده بود؛ در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ با تنی تب دار و مجروح در زندان لشکر زرهی بدستور شاه آماج رگبار گلوله های رژیم کودتائی وابسته و نماد مقاومت در برابر سلطه گران جهانی و عوامل داخلی آنان و اسوه سر فرود نیاوردن در برابر آنان گردید .
رحمت الله علیه رحمتا واسعه.

 

———————–
*-جمعیت فدائیان اسلام به روایت اسناد/ مرحوم دکتر احمد گل محمدی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ج اول۱۳۸۲/سند ش ۱۶۴/صص ۳۶۱ تا ۳۶۴.
همانجا/ ج دوم/ ص۴۷۴.
***-روزنامه کیهان/ ۱۷ شهریور ۱۳۳۲.
****-روزنامه اطلاعات/ ۱۴ مهر ۱۳۳۲.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط