نفیسه اردهالی، محمدرضا اردهالی۱
(این مقاله با مشورت دکتر محمدرضا اردهالی نظام پزشکی ۱۸۸۱۳ نوشته شده، پزشک و جراح بازنشسته با سابقهی طبابت و جراحی در ایران و فرانسه در بخشهای جراحی مغز و اعصاب و جراحی. وی همچنین به مدت شش سال در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه Centre national de la recherche scientifique (CNRS) در رشتهی اعصاب (Neuroscience) فعالیت تحقیقاتی داشته.)
گفتـــند یافـت مینـشود جستهایم ما گفت آنکه یافت مینشــود آنم آرزوست
پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوسـت آن آشــکار صنـعت پنـهانـم آرزوسـت
مولانا
مائـیم که اصـل شــادی و کـان غمیم سـرمایــهی دادیـم و نــهاد ستمیــم
پستیـــم و بلندیــم و کمالیم و کمیم آیینــهی زنـگ خورده و جـامِ جَمیــم
خیام
انحرافات و خطاهایی در سیستم درمانی ما دیده میشود که بدون شک بهای آنها را بیماران میپردازند. نویسندهی این مقاله در سال ۱۴۰۱ شاهد درمان و عمل جراحیِ بیماری در یکی از شهرهای ایران بوده که شرح حال دقیق بیمار، جهت نقد و بررسی، علی رغم طولانی بودن ولی جالب توجه بودن آن در این مقاله ذکر میشود. در نهایت نویسنده سوالاتی را همراه با پاسخ به عنوان پیشنهاد مطرح مینماید با این هدف که اجتماع ما به خصوص بیماران، جامعهی پزشکی و مسئولین وزارت بهداشت از خطاهای موجود در نظام درمانی ما آگاه شوند، باشد که صدای مردم به گوش مسئولین و کادر درمان برسد و آنها از زجر و شکنجهی برخی از بیماران باخبر شوند، زجر و شکنجهای که با سازماندهی صحیح نظام درمان ما قابل اصلاح است. بدون تردید آگاهی مردم و بیماران از نقصها و خطاهای موجود در سیستم درمانیِ فعلی نقش مهمی در بهبود نظام درمانی ما ایفا میکند. ما سعی کردهایم آنچه را که اتفاق افتاده دقیقاً در این مقاله گزارش کنیم، با وجود این ممکن است محتویات این مقاله بدون اشکال نباشد.
سیمین، خانمی ۵۹ ساله، اواسط سال ۱۳۹۸ به کمر درد و پا درد مبتلا و به تدریج راه رفتن برای او مشکل شد.
سرگردانی بیمار
سیمین با توصیهی خواهرش تصمیم میگیرد به یک مرکز درمانیِ طب سوزنی مراجعه نماید. کارشناس طب سوزنی ۱ به گفتهی خود به چین سفر کرده و روش درمان با طب سوزنی را در چین آموخته بود. وی بعد از چند جلسه درمان از سیمین خواست تا مجدداً دَه جلسهی دیگر نیز به او مراجعه نماید اما از آن جا که بعد از چند جلسه درمان با روش طب سوزنی و البته پرداخت هزینههای آن بهبودی حاصل نشد و مبلغ درخواست شده برای دَه جلسه هم نسبتاً زیاد بود، سیمین تصمیم گرفت راه دیگری را برای درمان پیش گیرد.
یکی از اقوامِ سیمین جراح مغز و اعصاب ۲ را به او پیشنهاد داد. جراح ۲ در یکی از بیمارستانهای دولتی بیمار میدید. نوبت گرفتن برای وی به گونهای بود که بایستی از طریق تلفنِ گویا کد ملی بیمار را به بیمارستان ارائه و تلفنِ گویا ساعتی را برای مراجعهی بیمار مشخص میکرد. سیمین در روز و ساعت مقرر به بیمارستان مراجعه میکند و بعد از مشاهدهی تعداد کثیر بیمارانِ در حال انتظار متوجه میشود تلفن گویا به تمام بیماران همان ساعتی را گفته که به وی اطلاع داده بود. از قرار معلوم هر فردی زودتر میآمد نوبتِ جلوتر را از آن خود کرده و زودتر پزشک را ملاقات میکرد. جراح ۲ حدود دو الی سه ساعت بعد از ساعت مقرر در درمانگاهِ بیمارستان حاضر شد.
با وجود کمر درد شدید، سیمین چند ساعتی در بیمارستان منتظر ماند و نهایتاً جراح ۲ را ملاقات کرد. جراح بعد از معاینه برای او MRI نوشت و در انتظار جواب MRI برای بیمار مسکن و داروی ضد درد تجویز کرد.
جراح ۲ بعد از دیدن MRI، سیمین را از عواقب خودداری از عمل جراحی آگاه میکند: «به دلیل تنگی کانال نخاع در صورت عمل نکردن دو یا سه سال دیگر فلج خواهی شد و کنترل ادرارت را هم از دست خواهی داد.»
سیمین که اوضاع خود را تا این حد بحرانی نمیدید از گفتههای جراح ۲ تعجب کرد و نظر وی را جدی نگرفت. از طرف دیگر از نزدیکان خود شنیده بود افرادی که تحت عمل جراحی ستون فقرات قرار میگیرند بعد از عمل محدودیت حرکتی داشته و از درد آنها کاسته نمیشود. به همین دلیل ترجیح داد با کمر درد خود بسازد و راه حلی برای تسکین درد بیابد.
طبابتی عجیب در شرایطی سخت برای بیمار
مرداد ماه سال ۱۳۹۹ سیمین از خواهرزادهاش شنید پزشک ۳، متخصص طب فیزیکی و توانبخشی در تهران، بیمارانی را که مشکل ستون فقرات دارند یا حتی فلج شدهاند بهبود داده است. برای مثال او فردی را میشناخت حدود چهل سال که ناگهان دچار درد شدیدی در ستون فقرات شده به طوری که دیگر قادر به حرکت نبود؛ پزشک ۳ توانست با چند فشار بر روی مهرههای وی او را شفا دهد و بیمار که با برانکارد وارد مطب شده بود با پای خود از مطب وی خارج شد، چیزی شبیه معجزه! با شنیدن این ماجرا سیمین امیدوار شد و تصمیم گرفت نزد پزشک ۳ برود. با پرس و جو متوجه شد که در مطب او سالیانه نوبت داده میشود، مرداد ماه هر سال.
سیمین با تلاش بسیار و به امید این که پزشک ۳ کمردرد او را بهبود خواهد داد به سختی توانست از منشیِ وی نوبت بگیرد. منشیِ پزشک ۳ از سیمین مبلغی زیرمیزی خواست تا به او نوبت دهد و به دلیل ترسی که سیمین از عمل جراحی داشت ناچار مبلغ مورد نظر را به منشی پرداخت کرد.
بالأخره سیمین در روز مقرر به تهران رفت. منشی پزشک ۳ برای تمام بیماران ساعتی یکسان، یازده صبح، تعیین کرده بود. بیماران مقابل در ورودی مطب در خیابان ایستاده بودند تا پزشک ۳ به مطب بیاید. عدهای از شهرهای بسیار دور بدون وسیلهی شخصی به تهران آمده و در انتظار آمدن پزشک کنار خیابان زیرانداز پهن کرده و روی آن نشسته بودند. سه ساعت گذشت تا بالأخره پزشک ۳ حوالی ساعت دو بعدازظهر وارد مطب شد.
بیماران به مطب وی هجوم بردند، در شرایط همهگیری کرونا. منشی بدون توجه به این که چه فردی زودتر از ساعت مقرر در خیابان و پشت در ورودیِ مطب حاضر شده اسامی را به ترتیب هجوم افراد هنگام وارد شدن به مطب بر روی کاغذ نوشت.
سیمین حدود دو ساعت داخل مطب به انتظار نشست. این در حالی بود که اغلب بیمارانی که به مطب پزشک ۳ مراجعه کرده دچار کمر درد و مسائل مشابه بوده و ایستادن و نشستن طولانی برای آنها سخت و دردآور بود. مطب پزشک ۳ در زیرزمین یک آپارتمان قرار داشت، با سقفی کوتاه، بدون سیستم خنک کننده و تهویهی مناسب. مرداد ماه بود، هوا به شدت گرم و به دلیل کرونا همه ماسک بر صورت داشتند، تنفس در آن سالن انتظار دشوار بود و بیماران علاوه بر درد بایستی شرایط نامناسب محیط را هم تحمل میکردند.
سرانجام نوبت به سیمین رسید. پزشک ۳ پیرمردی بود حدوداً هشتاد ساله، قامتی بلند و پشتی قوز کرده ولی سرحال و قبراق با رفتاری خودمانی و بی تکلف. بعد از سوال و جوابی کوتاه سیمین را معاینه کرد و سپس به MRI او نگاهی انداخت: «خانم شما هیچ مشکلی ندارید، سالمه سالم هستید.»
سیمین که از گفتهی پزشک ۳ متعجب شده بود اظهار داشت: «آقای دکتر شما مطمئن هستید؟ به من گفتهاند باید عمل شوم، تنگی کانال شدید دارم، چند تا از مهرههایم سیاه شده و…»
پزشک ۳ به میانهی حرفش پرید و با لحنی تند گفت: «کدام پزشک این را گفته؟ سیاه چیست خانم، اگر میخواهی با این ماژیک MRI را سیاه کنم؟ وقتی مشکلی ندارید بگویم مشکل دارید؟ خیالتان راحت، سالمه سالم هستید، کانال نخاعی هم باز است.»
«آقای دکتر پس این همه درد از کجاست؟»
«شما ضعف عضلات و گودی کمر دارید، یک کمربند طبی به همراه کفیِ طبی برای شما مینویسم، از اتاق مجاور تهیه کنید.» سپس داخل نسخه مقداری داروی مسکن و تقویتی نوشت و گفت: «قبل از تهیهی کمربند از منشی دستورالعمل ورزش را بگیرید.»
«آقای دکتر بعد از انجام این دستورالعملها لازم است باز هم به مطب شما مراجعه کنم؟»
«خیالت راحت، خوبِ خوب میشوی، وقتی خوب شدی دیگر برای چه به این جا بیایی؟»
منشی کاغذی که از قبل چاپ و در آن شش ورزش توضیح داده شده بود را به سیمین داد و او را به اتاق دیگری هدایت کرد که در آن مرد جوانی نشسته با یک دستگاه کوچک اسکن کف پا در مقابل خود.
مرد جوان با اصرار زیاد از سیمین خواست که علاوه بر کفیِ طبیِ کفش و کمربند طبی، دمپایی طبی هم از آنها خریداری نماید در غیر این صورت درمان بیفایده خواهد بود! سیمین فقط کمربند و کفیِ طبیِ کفش را سفارش داد. بیمار میبایست بیش از نصفِ مبلغ گزاف کمربند طبی و کفیِ طبیِ کفش را نه از طریق کارت بلکه به صورت نقدی پرداخت میکرد.
با وجود هزینهی سنگینِ محصولاتِ طبیِ فوق سیمین خوشحال و امیدوار بود که طبق نظر پزشک ۳ احتیاج به عمل جراحی ندارد. او تمام دستورات پزشک ۳ را انجام داد. حدود یک سال از درمان وی گذشت اما روز به روز دردهایش بیشتر میشد و توان حرکتی او کمتر.
اطلاع رسانیِ نادرست و گمراه کنندهی بیماران توسط رسانههای عمومی
خرداد ماه سال ۱۴۰۰ در یکی از برنامههای پزشکی نسبتاً معروف تلویزیون دربارهی درد در ستون فقرات موضوعاتی مطرح شد؛ سیمین که از کمر درد رنج میبرد آن را مشاهده کرد. در این برنامهی تلویزیونی بیماری را که توسط پزشک ۴ درمان شده بود بر روی آنتن زندهی تلویزیون آوردند. بیمار اظهار داشت که دچار عارضهای در ناحیهی گردن بوده و پزشکان همگی بر عمل جراحی او اتفاق نظر داشتند که در صورت انجام ندادن عمل جراحی بر روی مهرههای گردن، وی کاملاً فلج میشد؛ بیمار به پزشک ۴ مراجعه کرده، پزشک با اطمینان خاطر به او گفته بود که با انجام دستوراتی از طب سنتی مشکل گردن او برطرف میشود، بیمار به پزشک ۴ اعتماد کرده و در نهایت بدون عمل جراحی و تنها از طریق طب سنتی درد ناحیهی گردن او برطرف شده، گویی معجزهای رخ داده باشد!
سیمین بعد از مشاهدهی این برنامهی تلویزیونی مجدداً به درمان خود امیدوار شد. شماره تلفن پزشک ۴ را در اینترنت یافت و نوبت گرفت. برای نوبت گرفتن بایستی آخر هر ماه در یک روز مقرر از ساعت هشت تا دوازده ظهر با مطب پزشک ۴ تماس گرفته میشد اما در آن روز خط مطب پزشک اِشغال بود. سیمین تا حوالی ساعت دوازده ظهر مکرراً با مطب تماس گرفته، بدون نتیجه و نهایتاً نوبت آن ماه را از دست داد! او مجدداً ماه بعد اقدام به نوبت گرفتن کرد، نوبتِ آن ماه از طریق اینترنت بود و سیمین این بار توانست از پزشک ۴ نوبت بگیرد.
روز دهم مرداد ماه سال ۱۴۰۰ سیمین به تهران رفت و حوالی ساعت یازده در مطب پزشک ۴ حضور یافت. بعد از حدود دو الی سه ساعت انتظار، در مطبی کوچک بدون تهویهی مناسب آن هم در زمان شیوع کرونا و با ماسک، به اتاق پزشک راه یافت.
پزشک ۴ بعد از معاینه سیمین و دیدن گزارش MRI، در نسخهی او داروهای گیاهی نوشت و برایش اعمال یَداوی تجویز کرد. اعمال یدوای که وی برای سیمین در نظر گرفت زالو درمانی بود. پزشک ۴ در برنامهی تلویزیونی به صورت کلی دربارهی درمان از طریق طب سنتی صحبت کرد و از جزئیات و چگونگی این درمان سخنی نگفت.
در مطب، پزشک ۴ نقاطی را از بالا تا پایین کمر سیمین علامتگذاری کرد تا دستیارش در آن نقاط زالوهایی قرار دهد. زالوها حدود دو الی سه ساعت بر روی کمر سیمین قرار داشتند؛ زالوهایی بسیار کوچک که بعد از مکیدن خون بیمار بزرگ شده و نهایتاً خود به خود از بدن جدا میشدند.
بعد از افتادن زالوها تمام ناحیهی پشت بیمار را پانسمان کردند. پزشک ۴ برای تکمیل درمان از سیمین خواست تا ماه دیگر نیز به مطب وی مراجعه نماید. سیمین علاوه بر خون زیادی که در مطب به واسطهی زالوها از دست داده بود در منزل هم خونریزی داشت به طوری که پانسمانهای او را مرتب تعویض میکردند، بیمار تا نوبت بعدیِ ملاقات با پزشک ۴ داروهای گیاهی را نیز مصرف کرد.
او یک ماه بعد مجدداً به تهران رفت و همان مراحل قبلی، این بار با معطلیِ بیشتر تکرار شد. در نوبت دومِ زالو درمانی، پزشک ۴ از سیمین دربارهی تأثیر زالوها و داروهای گیاهی سؤال کرد. سیمین اظهار داشت که از زالو درمانی نتیجهای حاصل نشده؛ مجدداً نقاط جدیدی را بر روی کمر سیمین از ناحیهی گردن تا پایین باسن مشخص کرد و کمکِ پزشک ۴ بر روی آنها زالو قرار داد.
در حین نوبت دوم زالو درمانی، پزشک ۴ به بالین سیمین آمد و حال او را جویا شد. سیمین که در تمام مدتِ زالو درمانی بر روی شکم خوابیده بود اوضاع جسمانیاش را شرح داد و از دردهای تسکین نیافتهاش گفت. پزشک ۴، به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به سیمین، با دست بر روی یکی از مهرههای کمر او فشاری وارد کرد؛ سیمین از درد فریادش به هوا برخواست. پزشک ۴ اظهار داشت: «خانم شما چقدر کم تحمل هستید؟» و با آرزوی سلامتی برای وی لبخندی زد و اتاق را ترک کرد.
سیمین بعد از اتمام زالو درمانی به منزل بازگشت اما این بار خونریزی بیش از نوبت قبل بود و پانسمانها پیوسته باید تعویض میشدند. او همچنین داروهای گیاهی قبل را دو مرتبه طبق دستور پزشک ۴ مصرف کرد.
یک ماه بعد سیمین برای بار سوم با مطب پزشک ۴ تماس گرفت و با منشی از کمر درد که حتی بیش از قبل شده صحبت کرد. منشی پزشک ۴ از سیمین خواست چند دقیقه پشت خط تلفن منتظر بماند تا این مطلب را با پزشک در میان بگذارد. منشی بعد از چند دقیقه پاسخ داد: «دکتر میگویند ما هر کاری که میتوانستیم برای شما انجام دادیم، اگر بهبودی حاصل نشد نیازی به مراجعهی سوم نیست، دیگر کاری از دست ما برای شما بر نمیآید.» و تلفن را قطع کرد.
سیمین که انتظار این پاسخ را نداشت تعجب کرد و گوشی را بر زمین نهاد. از آنجا که به درمان پزشک ۴ مطابق برنامهی تلویزیونی امیدوار شده بود برای چندمین بار امیدش ناامید گشت. اکنون او مانده بود با هزینههای گزاف در قبال زالودرمانی و داروهای گیاهی و دردهایی که روز به روز بدتر میشد که شاید بی رابطه با فشار ناگهانی پزشک ۴ بر روی مهرههای ستون فقرات او نبود.
درد و ناتوانی بیمار با گذشت زمان بیشتر میشد!
مهر ماه ۱۴۰۰، سیمین به پیشنهاد یکی از اقوام خود تصمیم گرفت به مطب پزشک ۵، جراح مغز و اعصاب، در تهران مراجعه نماید. طبق معمول با دشواری در نوبت گرفتن، سیمین روز معینی به مطب پزشک ۵ در تهران مراجعه کرد. نوبت تعیین شده ساعت هفت شب بود اما به علت نوبت دادن غیر اصولی و رایج در مطبها سیمین حدود ساعت دَه و بیست دقیقهی شب وارد اتاق پزشک شد.
جراح ۵ با شنیدن شرح حال سیمین و دیدن MRI عمل جراحی وی را قطعی دانست. داروها و ورزشهایی به بیمار توصیه کرد و اظهار داشت که آنچه برای شما تجویز کردم فقط جهت تسکین درد میباشد، شما بایستی تصمیمتان را برای عمل جراحی بگیرید زیرا دیر یا زود مجبور به عمل خواهید شد.
حدود دو هفته بعد سیمین تصمیم به عمل جراحی گرفت. او سعی داشت در شهر محل اقامت خود با سوال از افراد مورد اطمینان و اهل فن، متخصص جراح مغز و اعصاب متبحری بیابد تا نزد وی عمل کند. پزشکی از اقوام سیمین یکی از متخصصین در بیمارستان دولتی را به او پیشنهاد داد، جراح مغز و اعصاب ۶ که به گفتهی وی نارضایتی از ایشان بعد از عمل جراحی در بیمارستان دولتی کمتر دیده میشود.
آذر ماه ۱۴۰۰ نوبت جراح ۶ را با زحمت گرفت و نزد وی رفت. جراح ۶ بعد از دیدن MRI عمل جراحی را لازم دانست و برای سیمین CT اسکن و آزمایش تراکم استخوان نوشت و از او خواست تا قبل از عمل با متخصص قلب ۷ مشورت نماید. متخصص قلب ۷ نوار قلب سیمین را مشکوک دید و با استناد بر آن از او خواست فردا ساعت شش صبح برای آنژیوگرافی قلب به صورت اورژانس به بیمارستان خصوصی بیاید.
فردای آن روز طبق درخواست متخصص قلب ۷، سیمین ساعت شش صبح به بیمارستان خصوصی رفت و بعد از مختصر آزمایشی تا حدود ساعت دو بعدازظهر در انتظار پزشک ۷ بود! نهایتاً متخصص قلب ۷ آمد و آنژیوگرافی را انجام داد. او بعد از مشاهدهی عروق سیمین تشخیص داد سه رگ اصلی قلب دچار تنگی است که درصد تنگیِ یکی از آنها هفتاد درصد میباشد. متخصص قلب ۷ به بیمار توصیه کرد که باید پزشک فوق تخصص قلب ۸ او را ببیند تا داخل رگ قلب او استنت (فنر) بگذارد. پزشک فوق تخصص قلب ۸ به دلیل شرایط روحی و خستگی بیمار ادامهی کار را صلاح ندانست و او را مرخص کرد. همچنین از سیمین خواست حدود دو هفتهی دیگر اسکن هستهای از قلب گرفته و آن را به مطب وی بیاورد.
چرا اکثر مردم به پزشکان اعتماد ندارند؟
عمل جراحی ستون فقرات سیمین به تعویق افتاد؛ بعد از انجام اسکن هستهای، دی ماه ۱۴۰۰، سیمین به مطب پزشک فوق تخصص قلب ۸ مراجعه کرد. پزشک بعد از بررسیِ اسکن هستهای به سیمین اطمینان داد که شما هیچ مشکل قلبی نداشته و ندارید و به او گفت: «من هرگز بر مبنای نوار قلب و بدون اسکن هستهای برای بیمارم آنژیوگرافی انجام نمیدهم.» و تلویحاً این موضوع را به بیمار فهماند که آنژیوگرافیِ انجام شده توسط متخصص قلب ۷، لزومی نداشته و عملاً جراحی ستون فقرات وی بیدلیل به تأخیر افتاده.
سیمین موضوع را به جراح مغز و اعصاب ۶ اطلاع و نتیجهی آزمایش تراکم استخوان را نیز به ایشان ارائه داد. طبق گفتهی جراح ۶ سیمین دچار نرمی و پوکی استخوان شدید بوده و باید پیش از عمل جراحی برای مدت یک سال دارو مصرف نماید در غیر این صورت عملاً جراحی وی بینتیجه خواهد بود. به همین دلیل سیمین هر دو ماه یک مرتبه برای تمدید یا تجویز داروی جدید به مطب جراح ۶ مراجعه میکرد.
سیمین در این مدت به پیشنهاد اطرافیانش تصمیم گرفت مدارک پزشکی خود را به دو جراح مغز و اعصاب معروف در تهران نیز نشان دهد. با این که میدانست عمل جراحی وی قطعی و حتمی است اما با مشورت دوستان و آشنایان سعی میکرد جراح بهتری پیدا کند. جراح مغز و اعصاب ۹ بعد از مشاهدهی مدارک پزشکیِ سیمین نظر جراح ۶ را تأیید کرد و بسیار خلاصه از چگونگی عمل و بیمارستانهایی که در آنها عمل میکند صحبت کرد. این که اگر در بیمارستان خصوصی عمل سیمین را انجام دهد هیچ هزینهای دریافت نخواهد کرد و تمام هزینهها را بیمارستان از بیمار خواهد گرفت اما اگر در بیمارستان دولتی عمل نماید باید دستمزد جراح را پیش از عمل پرداخت کرده زیرا حقِ عمل بیمارستان دولتی بسیار ناچیز است و برای او صرفهی اقتصادی ندارد!
جراح مغز و اعصاب ۱۰ برای دادن نوبت، تلفنی پاسخگو نبود و فقط حضوری نوبت میداد، آن هم برای دو ماه بعد. سیمین در روز مقرری در مطب وی حاضر شده و طبق معمول چندین ساعت برای وارد شدن به اتاق پزشک در انتظار نشست. جراح ۱۰ حدوداً هفتاد سال داشت با برخوردی نامناسب، مدارک را به طور سریع ورق زد، با بیحوصلگی مشکل سیمین را جویا شد و در نهایت از بیمار خواست در همان شهری که ساکن است عمل شود اما اگر تصمیم گرفت عمل جراحی توسط وی صورت گیرد باید با منشیِ اتاق عملِ بیمارستان خصوصیِ او تماس گرفته تا در رابطه با هزینه و چگونگی عمل به وی توضیحاتی بدهد. بعد از آن فوراً بیمار بعدی را صدا زد و مدت زمان ویزیت سیمین کمتر از پنج دقیقه به طول انجامید!
علائم فشار بر روی اعصاب نخاع و کاهش قدرت حرکتی بیمار
سیمین که روزبهروز دردش شدیدتر میشد حدود یک سال را، طبق توصیهی جراح ۶، با مصرف قرص، آمپول کلسیم و داروهای مسکن گذراند در حالی که از قدرت حرکتی وی به مرور کاسته و به تدریج پاهای او لاغرتر میشد.
به گفتهی جراح ۶ که سیمین را درمان میکرد اگر پاهای وی پیش از عمل لاغر شود عمل او بینتیجه بوده، با توجه به سن سیمین عصب آسیب دیده دیگر ترمیم نخواهد شد و پاهای او تا پایان عمر لاغر و ضعیف خواهد ماند.
بالأخره اسفند ۱۴۰۱ جراح مغز و اعصاب ۶ تصمیم گرفت سیمین را عمل نماید. او حدود یک سال عمل جراحی سیمین را به تأخیر انداخت تا پوکی استخوان وی با تجویز کلسیم ترمیم شود!
طبق گفتهی جراح ۶ پنج مهرهی کمر سیمین دچار ضایعه بوده و میبایستی عمل جراحی در دو نوبت صورت گیرد ولی جراح در نهایت تصمیم گرفت دو عمل را در یک روز انجام دهد چون به گفتهی او با انجام دو عمل در یک روز سیمین آسیب کمتری خواهد دید و دو بار تحت بیهوشی قرار نمیگیرد.
زمانی که طب برای به دست آوردن پول بیشتر جنبهی انسانی خود را از دست میدهد!
جراح ۶ زمان عمل و دستمزدی برای خود مشخص کرد. از سیمین خواست هزینهی عمل را به صورت نقدی و یا سکهی طلا به او بدهد. البته دلیل این کار کاملاً واضح بود چون نمیخواست مالیات بپردازد و سعی میکرد در مطب نیز ویزیتِ بیماران را به طور نقدی دریافت نماید. از آن جا که به گفتهی خودِ جراح ۶، عمل سیمین دو عمل جراحی محسوب میشد او بایستی دستمزد دو عمل جراحی را به جراح میپرداخت.
فرزند سیمین ناچار به بازار طلافروشان رفت تا برای جراح ۶ سکهی طلا تهیه نماید. آری شاید کمی مضحک به نظر برسد؛ دستمزد جراح، سکهی طلا، دو واژهی نامتعارف که سوالات بسیاری را مطرح مینماید اما واقعیت این چنین بود.
در اثر عدم ثبات در بازار طلا پسر سیمین به چند طلافروشی رفت تا سکهی طلا با قیمت ارزانتری به دست آورد. نهایتاً موفق شد یک طلافروشی پیدا کند که سکهی طلا را از دیگر مغازهها اندکی ارزانتر میفروخت. جالب این بود که هنگام پرداخت پول، طلا فروش از پسر سیمین پرسید: «سکهی طلا را برای دستمزد وکیل میخواهید یا جراح؟» گویا بازار طلا برای وکلا نیز داغ بود و میخواستند از جراحان عقب نمانند! فرزند سیمین که از پرسش این سوال تعجب کرد پاسخ داد: «جراح»، طلافروش خندید و مجدداً پرسید: «نکند برای جراح ۶ میخواهید؟» پسر سیمین این بار بیش از پیش متعجب شد و گفت: «شما از کجا میدانید؟» از قرار معلوم فرزند سیمین اولین مشتری طلافروش برای عمل جراحی نزد جراح ۶ نبود، طلا فروش با خنده گفت: «مریضهای این دکتر زیاد پیش ما میآیند!»
در هر صورت فرزند سیمین یک سکهی طلا برای جراح ۶ خریداری کرد و یک هفته پیش از عملِ جراحی آن را به منشیِ وی داد. منشی نیز در ازای آن، برگهای به فرزند سیمین داد که پزشک ۶ امضا کرده تا بیمار در بیمارستان دولتی بستری شود.
بستری شدن بیمار در بیمارستان
در نهایت سیمین یک روز پیش از عمل در بخش جراحی زنان بیمارستان دولتی و دانشگاهی در اتاقی سه تخته بستری شد.
آنچه در روز قبل از عمل گذشت: ویزیت پزشکِ متخصص قلب، متخصص بیهوشی، آزمایش خون و… . فردی که خود را نمایندهی شرکت لوازم پزشکی معرفی کرد، برای اندازهگیری کمربند طبی نزد سیمین آمد و وعده داد در صورت واریزِ هزینهی کمربند، فردای آن شب کمربند را تحویل دهد. حوالی ساعت هفت شب برای بیمار شام آوردند. سیمین سابقهی دیابت نداشت و پرستاران قند خون غیر ناشتای او را گرفتند که صد و هشتاد بود. بیمار بایستی از ساعت دَه شب هیچ نمیخورد، حتی آب هم نمینوشید.
شب قبل از عمل با تمام استرسها برای سیمین صبح شد. ساعت پنج صبحِ روز عمل پرستار کشیک لباس مخصوصِ اتاق عمل را برای سیمین آورد و از او خواست آماده و منتظر بماند تا به محض ورود جراح ۶ به بیمارستان، او را اولین نفر به اتاق عمل ببرند. جراح آمد اما سیمین را به اتاق عمل نبردند. ساعتها یکی پس از دیگری جلو میرفتند و گذر زمان بر اضطراب سیمین میافزود، همچنان ناشتا بود، سِرم به او وصل نبود و حق نوشیدن قطرهای آب را هم نداشت. همراهان سیمین چند بار به ایستگاه پرستاری مراجعه کردند اما هر بار میشنیدند: «دست ما نیست، جراح باید به ما اطلاع دهد.»
فردی که نمایندهی شرکت لوازم پزشکی بود مبلغ نسبتاً قابل توجهی دریافت کرد و کمربند را روزِ عمل جراحی تحویل همراه سیمین داد.
طبق اظهارات پرستاران بخش و همراهان بیماران، جراح ۶ در آن روز قرار بود پنج عمل جراحی انجام دهد. با این که به گفتهی جراح، سیمین دو عمل در پیش داشت و عمل او سختتر و پیچیدهتر از عمل دیگر بیمارانش محسوب میشد سیمین را در نوبت آخر قرار دادند.
چهارمین بیمار در برنامهی عمل جراح ۶، در همان روز حوالی ساعت دو بعدازظهر به اتاق عمل رفت. همراه آن بیمار برای گفتگو نزد سیمین و همراهش آمد. او از شرایط بیمار خود که در اتاق عمل بود گفت و در آخر به طریقی که بیماران دیگر در اتاق نشنوند آهسته و البته با لبخند به سیمین گفت: «دکتر ۶ از شما هم فلان مبلغ زیر میزی گرفته است؟» رقمی که همراه بیمار فوق الذکر گفت درست نصف رقمی بود که سیمین به جراح پرداخت کرده چرا که عمل سیمین، به گفتهی جراح ۶، دو عمل جراحی محسوب میشد!
آنچه بر بیمار در بیمارستان گذشت
ساعت چهار بعدازظهر بود، سیمین از شدت ضعف، سردرد و خشکی دهان توان صحبت کردن نداشت؛ از آن جا که برای درد خود مرتب مسکن میخورد در مدتی که ناشتا بود نتوانست داروی مسکن مصرف نماید و درد وی تشدید شده بود. نهایتاً حوالی ساعت پنج بعدازظهر او را به اتاق عمل بردند. سیمین با دیدن جراح ۶ از آنچه در ساعات قبل بر او گذشته بود گفت. از درد شدید و مداوم خود در اثر مصرف نکردن داروی مُسکن تا ناشتا بودن او از شب قبل. جراح ۶ اظهار داشت: «به دلیل سنگینیِ عمل قصد داشتم شما را اولین نفر عمل کنم اما متخصص بیهوشی گفت من این بیمار را فقط درICU بیهوش خواهم کرد. اشکال از بیمارستان بود که از صبح تاکنون به ما تخت درICU نداد که شما آخرین بیمار امروز من نشوید.»
حوالی ساعت دَه شب سیمین را وارد اتاق بهبودی کردند، همان جا به هوش آمد و نیم ساعت بعد او را از اتاق بهبودی به بخش منتقل کردند. حدود ساعت دوازده شب جراح ۶ همراه با پرستار کشیک به بالین پنج بیماری که از صبح آنها را عمل کرده بود آمدند.
طبق توصیهی جراح ۶ روز دوم بعد از عمل، سیمین بایستی با کمربند از تخت پایین بیاید. جراح داروهایی برای او تجویز کرد و اظهار داشت دو هفته بعد از عمل به مطب وی مراجعه کرده تا بخیههایش را کشیده و داروهای جدیدی برای او تجویز نماید؛ همچنین تا پیش از کشیدن بخیهها هر روز باید پانسمان محل عمل تعویض شود.
چهار بیمار دیگر که در همان روز با سیمین عمل شدند فردای روزِ عمل همگی مرخص شدند اما از آنجا که به گفتهی جراح ۶ سیمین عمل سختی را پشت سر گذاشته بود بنا به دستور جراح یک روز کامل بعد از عمل جراحی در بیمارستان بستری بود. یکی از چهار بیمار که در اتاق مجاورِ اتاق سیمین بستری بود با صدای بلند میگفت: «نمیخواهم به منزل بروم، من هنوز بیست و چهار ساعت نیست که عمل شدم، من نمیخواهم مرخص بشوم و… .»
مراقبت پرستاری بعد از عمل
روز اول بعد از عمل با اصرار همراهانِ سیمین پرستار بخش پانسمان او را تعویض کرد اما روز دوم بعد از عمل پرستار به همراه سیمین گفته بود که پانسمان بیمار به ما مربوط نمیشود؛ به همین دلیل همراه بیمار به ناچار پانسمان سیمین را تعویض و مخزن ادراریِ او را پیوسته تخلیه میکرد.
صبح روز دوم بعد از عمل دستیار بخش سیمین را ویزیت کرد و از او خواست با کمربند طبی چند قدمی در بخش راه برود. همان روز حوالی ساعت دو بعدازظهر، دو نفر از همراهان سیمین کمربند طبی که از مهرههای گردن تا آخرین مهرهی کمر را میپوشاند برای او بستند. متأسفانه فردی که کمربند را تحویل داد از نحوهی بستن آن چیزی نگفت و پرستاران نیز از چگونگی بستن آن اطلاعی نداشتند. با این حال اطرافیان سیمین با زحمت قطعات کمربند را به هم متصل کرده و بر روی کمر او بستند.
چون پرستارانِ بخش جابهجایی بیمار را وظیفهی خود نمیدانستند همراهان سیمین با دشواریِ فراوان او را از تخت پایین آورده، در حالی که درد شدیدی داشت و با قدمهای بسیار کوتاه پاهایش را بر زمین میکشید. پیدا کردن پرستاران و آوردن آنها بر بالین سیمین کار دشواری بود.
عصر همان روز پرستار بخش با وجود اختلال در راه رفتن سیمین، تلفنی جراح ۶ را مطلع کرد و او دستور ترخیص سیمین را از راه دور به پرستار داد. پرستار لولهی ادراری و لولهای که از محل زخم بیمار بیرون آمده بود را خارج کرد و سیمین راهی منزل شد.
جایی که اشخاص نامتخصص وظیفهی افراد متخصص را انجام میدهند!
با این که نشستن برای سیمین بسیار مشکل بود و به واسطهی آن درد زیادی متحمل میشد، همراهان او را از تخت بر روی صندلی چرخدار گذاشته و با آسانسور به طرف درب خروجی بیمارستان آوردند. سیمین به تنهایی توان نشستن یا خوابیدن بر روی صندلی اتومبیل را نداشت. بالأخره با مشکل فراوان به کمک دو نفر از همراهان خود روی صندلی اتومبیل نشست.
فاصلهی بیمارستان تا منزل سیمین با اتومبیل تقریباً بیست دقیقه بود اما به علت ترافیک، بیمار حدود یک ساعت بعد به منزل رسید یعنی یک ساعت در حالت نشسته، حالتی بسیار دردناک برای بیماری که به گفتهی جراح وی عمل سنگینی را در ناحیهی کمر متحمل شده بود.
اطرافیان، سیمین را نهایتاً مقابل در منزل از اتومبیل خارج کردند. منزل او هشت پله داشت ولی بیمار به هیچ عنوان نمیتوانست از پلهها بالا برود؛ همراهان بیمار نیز نمیدانستند او را چگونه از هشت پله بالا ببرند و هیچ راهنمایی هم نداشتند. نهایتاً به فکر یکی از آنها رسید که سیمین را بر روی صندلی معمولی نشانده و با احتیاط او را از پلهها بالا ببرند. سه نفر اطراف صندلی را گرفته و بیمار را که بعد از عمل تعادلی نداشت با مشکلات زیادی وارد منزل کردند.
آنچه بر بیمار در منزل گذشت
در منزل دو مشکل وجود داشت، یکی تخت بیمار و دیگری دو پله برای رفتن به توالت. به دلیل ارتفاع بالای تختِ بیمارستان، بیمار مشکلات کمتری بر روی تخت بیمارستانی نسبت به تخت خانگی داشت. اطرافیان سیمین برای بالا بردن ارتفاع تخت چندین تشک روی تخت خانگیِ او گذاشته و چند قطعه سنگ را مقابل در توالت قرار دادند تا پلهها کوتاه شوند و بیمار بتواند سادهتر به توالت برود.
از زمانی که سیمین به منزل آمد به خاطر از بین رفتن اثر مسکنهای تزریقی که در بیمارستان میگرفت دردهای غیر قابل تحملی در پاهای او ظاهر شد. از هنگامی که بیمار از بیمارستان مرخص شد تا زمانی که برای کشیدن بخیه به مطب جراح ۶ مراجعه کرد، حدود دَه روز، سیمین شبانهروز درد میکشید؛ به خصوص شبها. بیمار شصت و دو ساله از شدت درد گریه میکرد، بیخواب شده بود، ندرتاً در بیست و چهار ساعتِ شبانهروز میخوابید مگر حوالی ظهر یا عصر تنها یک الی دو ساعت. سیمین درد خود را با گریهی شدید و بیقراری این گونه توصیف میکرد: «درد من شبیه هیچ دردی که تاکنون داشتم نیست، غیر قابل توصیف، از درون استخوانهایم میآید، به حدی پاهایم به خصوص پای چپ من درد میکند که از شدت درد میخواهم از تخت پریده و بِدَوَم!» اطرافیان بیمار، ناتوان از آرام کردن درد و رنج او فقط شاهد زجر کشیدن بیمار خود از درد شدید بودند.
بیمار یک انسان است با تمام احساسات یک انسان، یک دستگاه یا یک ربات نیست. درد بعد از برداشتن فشار از روی اعصاب طبیعی است ولی تحمل این درد که به علت ضایعات اعصاب میباشد بسیار مشکل است؛ در این موارد درد بیمار را بایستی تحت نظر متخصص بیهوشی با مسکنهای قوی آرام کرد.
منشی جراح ۶ تنها دو بار تماس تلفنی اطرافیان سیمین را جواب داد که راهکارهای وی بیفایده بود. سیمین در این دَه روز، پیوسته در انتظار روزی بود که جراح خود را دیده و راه حلی برای درد در پاهایش بیابد.
بالأخره روز ویزیت جراح ۶ فرارسید. سیمین با شرایط جسمانیِ ذکر شده و با دشواریِ فراوان به کمک سه همراه، دوازده روز بعد از عمل، به مطب جراح رفت. جراح ۶ در مطب مقابل اظهار درد سیمین این جمله را با خونسردی تکرار میکرد «درد طبیعی است»! بخیهها را کشید با توصیههایی برای حل مشکلات سیمین. از رفتار جراح ۶ این تصور برای بیمار درد کشیده به وجود آمد که پزشک نسبت به درد و رنج بیمار خود بیتفاوت بود.
سیمین با مشکل بسیار از مطب خارج شد و درد و بیخوابیاش کماکان تا حدود دو ماه بعد از عمل ادامه داشت. اطمینان داشته باشید از درد و رنجی که سیمین بعد از عمل جراحی فوق متحمل شد هر چه در این مقاله نوشته شود کم است.
فرجام عمل، فواید و عوارض آن
سیمین هر دو ماه یک بار بعد از عمل به مطب جراح ۶ مراجعه کرده و جراح برای او داروهای مسکن و ضد التهاب تجویز میکرد؛ درمان پوکی و نرمی استخوان وی نیز ادامه داشت. سیمین بعد از عمل همچنان کمر درد داشت و جراح ۶ با دیدن آزمایش تراکم استخوان، کمردرد او را ناشی از نرمی و پوکی استخوان دانست و به گفتهی وی مشکل سیمین دیگر به او مربوط نمیشود و باید نزد متخصص غدد برود.
اظهارنظر متخصص غدد ۱۱ با مشاهدهی آزمایش تراکم استخوان این بود که نرمی و پوکی استخوان اصلاً درد ندارد، چرا سیمین از ابتدا برای پوکی و نرمی استخوان خود زیر نظر جراح ۶ بوده زیرا او تخصصی در این زمینه ندارد. متخصص غدد ۱۱ با استناد به آزمایشهای مربوطه تشخیص داد که سیمین هیچ گونه مشکل غدد ندارد و او را به متخصص روماتولوژی ارجاع داد.
متخصص روماتولوژی ۱۲ با تجویزCT اسکن و آزمایش خون تشخیص داد سیمین به آرتروز مبتلا بوده و داروهای تجویز شده به وسیلهی جراح ۶ برای درمان پوکی و نرمی استخوان را بسیار مضر دانست و از سیمین خواست به هیچ وجه آنها را مصرف ننماید. همچنین عمل جراحی او را از ابتدا اشتباه دانست و اظهار داشت که او برای بیمارانش به هیچ وجه عمل جراحی را توصیه نمیکند و اگر سیمین هنوز دو سال بعد از عمل همچنان کمر درد دارد نشان میدهد جراح ۶ او را به خوبی عمل نکرده است.
لازم به تذکر است که با وجود مشقتها و رنجهای سیمین در دوران بیماری خود، قبل و بعد از عمل، عمل جراحی وی بدون نتیجه نبوده و منافع غیر قابل انکاری داشته. جراح ۶ با برداشتن فشار از روی عصب باعث شد تا درد پای بیمار چند ماه بعد از عمل تسکین یابد و از فلج شدن و مسائل ادراری او در آینده جلوگیری نماید، هر چند سیمین همانند گذشته راه نمیرود و در ناحیهی پایین کمر خود همچنان درد میکشد. ناتوانی نسبی وی در راه رفتن به احتمال زیاد به دلیل تأخیر در عمل جراحی او و برداشتن فشار از روی نخاع است، به علت از دست دادن زمان با تجویز روشهای درمانی غیر علمی، داروهای طب سنتی و زالودرمانی، به دلیل سرگردانی در پیدا کردن جراح، پرسوجو برای راه حل درمان از اطرافیان و افراد غیر متخصص و البته به علت تزریق کلسیم حدود یک سال برای بهبود پوکی و نرمی استخوان!
سیمین تا چند هفته بعد از عمل هنگام راه رفتن پاهایش را بر زمین میکشید و به سختی توان حرکت دادن پاهای خود را داشت؛ به احتمال زیاد این عارضه به علت فشاری است که جراح ۶ در حین عمل به نخاع و اعصاب خروجی از آن وارد کرده که شاید بیرابطه با خستگیِ جراح هنگام پنجمین عمل جراحی وی در یک روز نبوده باشد. همچنین درد ناحیهی کمر سیمین، بعد از گذشت دوسال از عمل جراحی وی، احتمالاً به علت پروتزی است که در ناحیهی پایین کمر گذاشته شده (بین L4 و L5). در MRI بعد از عمل جراحی، پروتزی که جراح ۶ در مهرههای پایین کمری قرار داده در جای خود نیست، یا ابتدا به درستی گذاشته نشده و یا بعد از عمل جابهجا شده است.
پاسخ به چند سوال مهم:
نویسندهی این مقاله از مشاور خود، پزشک و جراحِ بازنشسته، دربارهی روش درمان صحیح بیمارانِ مشابه سیمین پرسشهایی کرده. لازم به تذکر است که مشاور نویسنده فردی قابل اعتماد میباشد، وی علاوه بر سابقهی طبابت و جراحی در ایران، اکثر دورهی طبابت خود را در فرانسه، در بخشهای جراحی و جراحی مغز و اعصاب گذرانده و با روش درمان بیمارانِ مشابه سیمین کاملاً آشنا و آگاه است.
شکی نیست که سیستم درمان بیماران در فرانسه هم بدون اشکال نمیباشد، خصوصیات اخلاقی و نظرات شخصی کادر درمان در معالجهی بیماران موثر است ولی این واقعیت را نیز باید قبول کنیم که بیماران مشابه سیمین در فرانسه با درد و رنج کمتر این عمل جراحی را پشت سر میگذارند، با سرگردانی کمتر، با نتیجهای بهتر و بیمار علاوه بر بیماری خود فشار اقتصادی آن را تحمل نمینماید.
- چرا اکثر مردم به پزشکان اعتماد ندارند؟
در ادامه چند مورد از گفتهها، نظرات و عملکرد متضاد پزشکان و کادر درمان در جریان معالجهی سیمین مطرح میشود، گفتهها و نظرات متضادی که معمولاً دلیل عدم اعتماد مردم به پزشکان و کادر درمان میباشد.
پزشک متخصص طب فیزیکی و توانبخشی ۳ نظر جراح مغز و اعصاب ۲ مبنی بر تنگی کانال نخاعی و نیاز به عمل جراحی ستون فقرات را بیمورد دانست. پزشک متخصص طب سنتی ۴ اظهارات جراح مغز و اعصاب ۲ و همچنین پزشک متخصص طب فیزیکی و توانبخشی ۳ را نفی کرد و بالعکس. جراحان مغز و اعصاب ۲، ۵، ۶، ۹، ۱۰ نظرات پزشک متخصص طب فیزیکی و توانبخشی ۳ و پزشک متخصص طب سنتی ۴ را نپذیرفتند.
متخصص قلب ۷ عمل آنژیوگرافی از عروق قلبی را لازم دانست و با وجود مشکل بودن آن برای بیمار، آنژیوگرافی را انجام داد. پزشک فوق تخصص قلب ۸ انجام عمل آنژیوگرافیِ متخصص قلب ۷ را غیر ضروری و بیمورد دانست.
متخصص غدد ۱۱ تجویز داروی جراح مغز و اعصاب ۶ برای درمان نرمی و پوکی استخوان سیمین را دخالت در تخصص دیگران دانست.
جراح مغز و اعصاب ۶ عمل جراحی سیمین را حدود یک سال به تأخیر انداخت آن هم برای درمان نرمی و پوکی استخوان با مصرف قرص، آمپول کلسیم و ویتامین D. متخصص روماتولوژی ۱۲ مصرف آمپول کلسیم برای سیمین را مضر دانست و مکرراً اساس عمل جراحی سیمین توسط جراح مغز و اعصاب ۶ را زیر سوال میبرد!
سیمین در طول بیماری خود توسط دوازده فرد یا پزشک درمان شده. از این دوازده نفر، هشت نفر مشاور اصلی سیمین بودهاند (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۹، ۱۰) و چهار پزشک که به طور ثانوی در درمان سیمین دخالت کرده و به او مشورت دادهاند مانند دو متخصص قلب، متخصص روماتولوژی و متخصص غدد (۷، ۸، ۱۱، ۱۲).
چرا سیمین را بدون این که اسکن هستهای انجام دهند تنها با استناد به نوار قلب آنژیوگرافی کردند؟ آزمایشی که برای بیمار ساده نبود. این عدم تفاهم پزشکان برای درمان بیماران ناشی از چیست؟
شاید برخی این مسئله را چنین توجیه نمایند که اشکال از بیمار بوده چون به اولین جراحی که مراجعه کرده اعتماد نکرده و به سراغ جراحان و پزشکان دیگر رفته! بیمار حق دارد و طبیعی است که بعد از مشاوره با یک، دو یا سه پزشک و یا جراح، فرد مورد نظر خود را برای درمان و یا عمل جراحی انتخاب کند ولی زمانی که بیماری برای درمان خود به هشت پزشک، جراح و یا بیشتر مراجعه میکند حاکی از بیاعتمادی به پزشکان و سرگردانی در انتخاب پزشک، جراح و یا روش درمان است و بدون شک این بیاعتمادی و سرگردانی برای بیمار بار اقتصادی قابل ملاحظهای دارد.
راه حل این مشکل و نقش پزشک معتمد یا پزشک خانواده: در این گونه موارد علت سرگردانی بیمار این است که او راهنمایی اهل فن و مورد اطمینان برای انتخاب روش درمانی یا پزشک متخصص و جراح خود ندارد. به عبارت دیگر پزشک معتمد بیمار یا پزشک خانواده در اجتماع ما هنوز شناخته نشده یا کمتر به آن توجه میشود و بیمار برای راهنمایی و انتخاب روش درمان خود مجبور است از افراد ناآگاه و غیرحرفهای مشاوره بگیرد مانند افراد فامیل، دوستان، آشنایان و… که نتیجهی آن سرگردانی در انتخاب روش صحیح درمان است.
- چرا رسانهها و تلویزیون دولتی که با اموال مردم اداره میشوند با تبلیغ روشهای غیرعلمی باعث انحراف، افزایش درد و رنج بیماران و بار اقتصادی بیفایده بر دوش آنها میشوند؟
عدهای بر این باورند که طب سنتی در درمان برخی بیماریها مؤثر است. باید توجه داشت در مواردی که بیماری تنها با عمل جراحی، برداشتن ضایعه یا فشار بر روی اعصاب درمان میشود بیمار را نباید با درمانهای غیر مرتبط و غیر علمی سرگردان کرد. چهارمین پزشک مشاور سیمین که از طریق تلویزیون دولتی به او معرفی شده بدون آگاهی از علت کمردرد و پادردِ بیمار مدتی او را تحت درمانهای غیر علمی (زالودرمانی) قرار داده و از این طریق علاوه بر به تعویق انداختن عمل جراحی و عواقب آن، درد و رنج و بار اقتصادی بیشتری بر دوش سیمین اعمال کرده است.
- چرا بیماران برای دیدن پزشکان بایستی ساعتها در مطب آنها به انتظار بنشینند؟
عدهای بر این باورند که پزشکان بیماران زیادی دارند و طبیعی است که باید در مطب آنها چند ساعتی به انتظار نشست. به نظر میرسد برخی پزشکان در یک ساعت مقرر به چندین بیمار نوبت میدهند تا مطب خود را شلوغ جلوه داده با این تصور که شلوغ بودنِ مطب باعث شهرت آنها شده و بیماران را با این شیوهی نادرست به سمت خود جلب میکنند. وقت برای پزشک با ارزش است اما وقتِ بیمار هم بیارزش نیست به خصوص اگر درد و رنجی داشته باشد. این وظیفهی منشی پزشک یا خود پزشک است که به طریقی به بیماران نوبت دهند که یک ربعِ ساعت یا حداکثر نیم ساعت در مطب پزشک منتظر بمانند نه چند ساعت! این که پزشکی دو الی سه ساعت حتی بیشتر بیمارانش را در مطب در انتظار نگه دارد حاکی از بینظمی، بیانضباطی پزشک و سوء استفاده از بیماران است. گاهگاهی هم دیده میشود ملاقات پزشک و بیمار، بعد از چند ساعت انتظار، به بهانهی شلوغیِ مطب در کمتر از پنج دقیقه به پایان میرسد!
متخصص قلب ۷ به سیمین میگوید ساعت شش صبح در بیمارستان حضور داشته باشید در حالی که خود او حوالی ساعت دو بعدازظهر به بالین بیمارش میآید!
در چنین مواردی طرز تفکر بیماران هم عامل مهمی است. به نظر میرسد برای عدهای پزشک و جراح حاذق پزشکی است که مطب شلوغی داشته باشد نه پزشک و جراحی که بر مبنای آخرین یافتههای علمی طبابت کند! با چنین طرز تفکری عدهای از بیماران به پزشک اجازه میدهند که برای رقابت با همکارانش، به دست آوردن شهرت و درآمد بیشتر ساعتها بیماران خود را در مطب به انتظار نگه دارد یا در نسخهی آنها داروهای غیر ضروری تجویز نماید.
- چرا اغلب بیماران از مراجعه و بستری شدن در بیمارستانهای دولتی خودداری مینمایند؟
سیمین میتوانست به جای پرس و جو برای یافتن پزشک و جراح در مطبها از ابتدا برای کمر درد خود به بیمارستان دولتی مراجعه کرده و با کمترین هزینه عمل میشد. نوبتهای طولانی برای دیدن پزشک، عمل جراحی و بستری شدن در بیمارستان دولتی، نارضایتی بیماران از خدمات درمانی در بیمارستان دولتی و تمایل پزشکان برای ارجاع بیماران به مطب و بیمارستان خصوصی علت عدم مراجعهی مستقیم بیماران به بیمارستانهای دولتی میباشد.
- چرا برخی جراحان یا پزشکان از بیمار مبلغی خارج از تعرفهی دولتی میگیرند؟
افرادی بر این عقیدهاند که پزشک و جراح زحمات بسیاری برای کسب طب و جراحی متحمل شده و این حق آنها است که حق الزحمهی عمل جراحی را مطابق میل خود دریافت نمایند.
طب خصوصی لازم و ضروری است اما باید تحت کنترل و نظارت کامل دولت باشد. هدف از بخش خصوصی در طب باید این باشد که بار سازمانهای درمانیِ دولتی را جهت ارتقای کیفیت خدمات درمانی کاهش دهد، نه این که بخش خصوصی برای جمعآوری و اندوختن ثروتِ هر چه بیشتر و از طریق غیرقانونی توسط عدهای، درد و رنج بیماران را افزایش دهد. شرح حال بیمار فوق حاکی از این است که افرادی صرفاً به خاطر نفع مالی هر چه بیشترِ خود در مواردی معیارهای علمی و طبی را هم زیر پا گذاشته و از بیمار بودن مردم به نام طب سوءاستفاده مینمایند.
آیا فردی که مبتلا به تومور مغزی میشود محکوم به مرگ است زیرا هزینهی درمانش را ندارد؟ آیا برخی از بیماران در هنگام بیماری باید تمام زندگی خود را بفروشند تا برای نجات جان خود در یک بیمارستان خصوصی عمل شوند یا این که مبلغی خارج از تعرفه به صورت سکهی طلا به جراحی در بیمارستان دولتی بدهند؟
تعدادی از پزشکان برای دور زدن سیستم مالیاتی از بیمار خود حق ویزیت به صورت نقدی و حق عمل جراحی را خارج از تعرفه به طور نقد و یا به صورت سکهی طلا دریافت مینمایند. ما در زندگی روزمرهیمان از برخی نارساییها و مشکلات اجتماعی رنج میبریم، انتظار نمیرود پزشکان که جزو طبقهی تحصیلکردهی اجتماع ما هستند به نابسامانیهای اجتماعی ما دامن بزنند.
مالیاتی که پزشکان در فرانسه میپردازند با افزایش درآمد آنها به صورت تصاعدی بیشتر میشود و در هر صورت پرداخت هزینهی درمان و عمل جراحی باید در کادر قانون و با اطلاع کامل ادارهی مالیات بردرآمد باشد. به علاوه در فرانسه هزینهی بستری شدن بیمار در بیمارستان، عمل جراحی، نقل و انتقال بیمار و فعالیتهای پرستاری برای بیمارانِ مشابهِ سیمین به طور کامل توسط بیمهی دولتی پرداخت میشود. جراح میتواند از بیمار هزینهی اضافی (مثلاً در بیمارستانهای خصوصی) دریافت نماید ولی دریافت این هزینهی اضافی باید به طور رسمی و با پرداخت رسید قانونی باشد.
- چرا با وجود فشار بر روی اعصاب در کانال نخاعی، جراح ۶ عمل جراحی بیمار و آزادسازی اعصاب را حدود یک سال به تعویق انداخت؟
با این تصور که تزریق کلسیم میتواند پوکی و نرمی استخوانهای بیمار را ترمیم نماید، تصوری که از نظر متخصص غدد بیاساس بود. همانطور که قبلاً ذکر شد فشار بر روی عصب در کانال نخاعی باید هر چه زودتر برداشته میشد چون فشار بر روی اعصاب به خصوص در سن شصت سالگی ضایعات غیر قابل بازگشتی ایجاد مینماید.
- در این که جراحان مغز و اعصاب در عمل جراحی اتفاق نظر داشتند شکی نیست اما بیمار باید چگونه عمل میشد؟
تصمیم در مورد چگونگی عمل بیماران مشابه سیمین در فرانسه به ندرت توسط یک جراح مغز و اعصاب گرفته میشود. معمولاً چنین تصمیمی با مشورت جراحان دیگر گرفته شده، در جلسات هفتگیِ بخش با دیگر جراحان مغز و اعصاب، گاهی با متخصصان ارتوپدی و گاهی پروندهی بیمار برای بحث در مورد عمل و چگونگی آن در کمیسیون مطرح میشود.
شاید اگر چگونگی عمل جراحی سیمین با مشورت جراحان دیگر صورت میگرفت، نیازی به قرار دادن پروتز در ناحیهی پایین کمر بیمار نبود و در این مورد سیمین دو سال بعد از عمل به علت جابهجاییِ احتمالیِ پروتز از کمردرد رنج نمیبرد.
- بیش از بیست ساعت نه غذا، نه آب، نه دارو بدون تزریق سِرم! این نشانِ بیتوجهیِ جراح و کادر پزشکیِ بیمارستان به نیازهای طبیعی یک انسان است.
- پنج عمل جراحی اعصاب توسط یک جراح در یک روز!
جراح ۶ قبل از عمل جراحی سیمین و در همان روز چهار عمل جراحی دیگر بر روی چهار بیمار دیگر انجام داده، بدیهی است که هر عمل خستگیِ فیزیکی و فکری به دنبال دارد، آیا جراح برای عمل پنجم در یک روز همانقدر تمرکز دارد که برای عمل اول داشته و این خستگی تأثیری در نتیجهی عمل نخواهد داشت؟
- چرا جراح بیمار خود را از دو ساعت بعد از عمل جراحی تا یازده روز بعد ملاقات نکرده؟
عمل جراحی در اتاق عمل و گرفتن سکهی طلا به عنوان حق العمل خلاصه نمیشود، مراقبتهای قبل از عمل و به خصوص بعد از عمل جزئی از وظایف جراح است؛ جراح مسئول درد و رنج بیمار قبل و به خصوص بعد از عمل میباشد.
ساعت ده شب سیمین از اتاق عمل خارج میشود. جراح ۶ ساعت دوازده شب، بعد از دیدن بیماران عمل شده، به شهر دیگری میرود و سیمین را یازده روز بعد از عمل جراحی در مطب خود ملاقات میکند. آیا طبیعی است که جراح در طول یازده روز بعد از عمل جراحی بیمار خود را نبیند؟ بیماری که به گفتهی جراح ۶ عمل جراحیِ سنگینی روی ستون فقرات متحمل شده. آیا رابطهی جراح با بیمار خود در طول یازده روز بعد از عمل از طریق افرادِ واسطه، منشی اداری، طبیعی است؟ آیا افرادِ واسطه صلاحیت تشخیص عوارض احتمالیِ بعد از عمل را دارند؟ جراح به لحاظ تعهد اخلاقی و پزشکی که به بیمار خود دارد نباید بلافاصله بعد از عمل جراحی راهی شهری دیگر شود و بیمارش را با تلفن دنبال نماید. در چنین حالتی آیا جراح از طریق تلفن قادر به تشخیص عوارض احتمالیِ عمل میباشد؟ و در صورت لزوم قادر به جابجایی فوری از شهر دیگر خواهد بود؟
- پرستاری یک تخصص است. آیا افراد غیر متخصص میتوانند وظایف یک پرستار را انجام دهند؟
عدهای میگویند پرستاران در قبال وظایف خود حقوق کافی دریافت نکرده و طبیعی است که از زیر بار مسئولیتهای خود شانه خالی نمایند؛
برخی میگویند به علت تعداد زیاد بیماران، تعویض پانسمان آنها بعد از عمل جراحی و… به عهدهی اطرافیان بیمار میباشد نه به عهدهی پرستار بیمارستان؛
و عدهای هم میگویند سیمین بیمار خصوصی جراح ۶ بوده و دلیلی ندارد که پرستارانِ یک بیمارستان دولتی در خدمت بیماران خصوصی یک جراح باشند.
در هر صورت پرستاری یک تخصص است و افرادی که آموزش پرستاری نداشته نمیتوانند و نباید وظایف یک پرستار را انجام دهند. عدم مراقبت پرستاری از بیمار، علت آن هر چه باشد، نشانهی نارسایی سیستم درمانی ما است که باید به وسیلهی مسئولین مربوطه حل شود.
- آیا منطقی است بیماری را که طبق گفتهی جراح وی، عمل جراحی سنگینی متحمل شده چهل و هشت ساعت بعد از عمل راهی منزل کرد؟
بیماری که طبق گفتهی جراح وی، روی چند مهرهی کمر عمل شده، باید چند روزی، حداقل تا زمان به دست آوردن توانایی نسبی برای بازگشت به زندگی عادی، از امکانات بیمارستانی استفاده نماید.
در فرانسه بیماران مشابه سیمین باید بعد از عمل به مدت یک هفته یا ده روز در بخش جراحی اعصاب بستری باشند و بعد از آن درمان و دورهی نقاهت بیمار، بنا به خواست او، یا در بخشهای بیمارستانی ادامه مییابد که برای گذراندن دورهی نقاهت و فیزیوتراپی این بیماران اختصاص یافته و یا در منزل؛ در حالت اول گاهی زمان بستری بودن بیمار در بیمارستان برای گذراندن دورهی نقاهت و فیزیوتراپی دو الی سه ماه حتی بیشتر به طول میانجامد و در صورتی که بیمار دورهی نقاهتش را به خواسته خود در منزل بگذراند پرستار و فیزیوتراپیست از طرف بیمه به منزل بیمار آمده تا درمان بیمار را در منزل ادامه دهند. با ادامهی درمان بیمار در منزل، اولاً اطرافیان بیمار کنار او هستند و ثانیاً از بار بیمارستانها کاسته میشود.
- درد بعد از عمل جراحی به علت ضایعات اعصاب باید توسط جراح و یا متخصص بیهوشی آرام شود.
درد بیمار بعد از عمل جراحی و برداشتن فشار از روی اعصاب نخاع طبیعی است ولی دردی که به خاطر ضایعات اعصاب میباشد باید توسط مسکنهای قوی آرام شود؛ بیاعتنایی به شکایت بیمار از چنین دردهایی که گاهی خیلی شدید و غیرقابل تحمل میباشد عملی غیرانسانی است و گاهگاهی عوارضی برای بیمار به بار میآورد. در صورت شدید بودن دردهای فوقالذکر، تسکین درد باید توسط پزشک متخصص بیهوشی و در بیمارستان انجام شود.
- آیا نقل و انتقال بیمار در دو روزِ اولِ بعد از عمل جراحی بر عهدهی اطرافیان وی میباشد؟
افرادی که وظیفهی انتقال بیمار از یک بیمارستان به بیمارستان دیگر یا از بیمارستان به منزل بیمار را بر عهده دارند باید برای انجام این وظایف آموزش لازم دیده باشند. نقل و انتقال بیماری که ۴۸ ساعت قبل به گفتهی جراح بر روی چند مهرهی کمر او عمل دشواری صورت گرفته، بایستی به وسیلهی آمبولانس و افراد آموزش دیده انجام شود نه توسط اطرافیان بیمار! چنین بیماری چگونه میتواند با وسیلهی نقلیهی شخصی برای رسیدن به منزل خود حدود یک ساعت در ترافیک بماند و برای وارد شدن به آن از هشت پله بالا برود؟
- آیا بیمار میتوانست چنین عمل جراحی را در شرایط بهتر، با درد و رنج کمتر و نتیجهی بهتری پشت سر بگذارد؟
عدهای تصور میکنند که عمل جراحی بر روی ستون فقرات عمل سادهای نیست و با درد و رنج بیمار همراه میباشد. سؤالات فوق و پاسخ به آنها دال بر این است که سیمین میتوانست این عمل جراحی را با مشکلات و درد و رنج کمتر و نتیجهی بهتری پشت سر بگذارد، مشکلاتی که بیمار در جریان درمان خود متحمل شد ناشی از نارساییهایی در ساختار اجتماعی و نظام درمانی ما است، نارساییهایی که قابل اصلاح هستند و باید اصلاح شوند.







