بدون دیدگاه

نیم‌نگاه ایران به حمله اسرائیل به قطر

زوی بارئل

منبع: هاآرتص، ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۵

 حمله ناموفق اسرائیل به رهبران حماس در قطر، پیامدهای بسیاری داشت. موج محکومیت‌ها علیه اسرائیل و اثبات ادعای ایران مبنی بر اینکه اسرائیل به کسی رحم نخواهد کرد، از پیامدهای این حمله بود. زوی بارئل، نویسنده و تحلیلگر اسرائیلی، تحلیل خود از این حمله و تأثیر آن بر ایران را بیان کرده است. در ادامه ترجمه این تحلیل تقدیم شما می‌شود.

 

واکنش کشورهای خاورمیانه به حملهٔ اسرائیل علیه رهبران حماس در دوحه نشان می‌دهد که ائتلافی در حال شکل‌گیری است که پس از مدت‌ها فاصله گرفتن، ایران را دوباره می‌پذیرد، زیرا ایران دیگر تنها قدرتی در منطقه نیست که هدف حملات اسرائیل قرار می‌گیرد.

اگر این کشورها به این نتیجه برسند که ایالات متحده قادر به تأمین منافع‌شان نیست، «محور ضدایران» می‌تواند جای خود را به «محور ضداسرائیل» بدهد.

 

توافق قاهره؛ بازگشت بازرسان آژانس به ایران

سه‌شنبه، درست در همان لحظه‌ای که رادارهای آمریکایی در قطر پرواز جنگنده‌های اسرائیلی را در مسیر حمله به رهبران حماس در دوحه ردیابی می‌کردند، در قاهره نشستی مهم در حال برگزاری بود که از دید منطقه و جهان پنهان ماند.

در این نشست، که با حضور عباس عراقچی وزیر خارجهٔ ایران و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برگزار شد، توافقی به امضا رسید که می‌تواند مسیر ازسرگیری گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و آمریکا، رفع خطر تحریم‌های شدیدتر علیه ایران و حتی احیای روابط دیپلماتیک میان تهران و قاهره را هموار کند.

بر اساس این توافق – که جزئیات آن علنی نشده – ایران اجازه خواهد داد بازرسان آژانس فعالیت خود را در همهٔ سایت‌های هسته‌ای ایران، از جمله سایت‌هایی که در حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن هدف قرار گرفتند، از سر بگیرند. همین حملات موجب توقف بازرسی‌ها از سوی تهران شده بود.

شروط اروپایی‌ها و ضرب‌الاجل تحریم‌ها

ازسرگیری بازرسی‌ها یکی از سه شرطی است که سه کشور اروپایی (آلمان، بریتانیا و فرانسه) برای تعویق شش‌ماههٔ فعال‌سازی «مکانیزم بازگشت تحریم‌ها» مطرح کرده‌اند. دو شرط دیگر: ارائهٔ گزارش کامل دربارهٔ سرنوشت ۴۰۴ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی ایران و آغاز دوبارهٔ مذاکرات با آمریکا.

گروسی گفت توافق جدید چارچوبی روشن برای رویه‌های بازرسی فراهم می‌کند، هرچند جزئیات آن هنوز باید در مذاکرات بعدی تکمیل شود.

پس از حملات اسرائیل و آمریکا، مجلس ایران قانونی تصویب کرد که هرگونه همکاری با آژانس را ممنوع می‌ساخت، زیرا آژانس را متهم به انتقال اطلاعات به اسرائیل می‌دانست. اما عراقچی گفت توافق جدید بر همان قانون مبتنی است و از سرگیری بازرسی‌ها مشروط به تصویب شورای عالی امنیت ملی خواهد بود که اینک چنین تأییدی داده شده است.

با این حال، زمان چندانی برای گفت‌وگو باقی نمانده است. سه کشور اروپایی در اواخر ماه گذشته اعلام کردند که مکانیزم بازگشت تحریم‌ها فعال شده است. طبق توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، ضرب‌الاجل اجرای این مکانیزم ۱۸ اکتبر است مگر آنکه تمدید جدیدی صورت گیرد.

 

بازی زمان و تضمین‌های روسیچینی

همانند همیشه، پرسش اصلی این است: آیا ایران صرفاً تلاش می‌کند با به تعویق انداختن مذاکرات و گرفتن تمدیدهای تازه، زمان بخرد؟ در همین حال، تهران می‌کوشد با گرفتن تضمین‌هایی از روسیه و چین خود را در برابر تحریم‌ها بیمه کند؛ تضمین‌هایی که حتی در صورت اعمال تحریم‌ها آنها را عملاً بی‌اثر خواهد کرد.

اما حتی اگر ایران جدی باشد – دست‌کم در احیای کانال دیپلماتیک با ترامپ – دو مشکل بزرگ همچنان باقی است:
۱. ایران بر حق غنی‌سازی اورانیوم در خاک خود پافشاری دارد.
۲. ایران خواهان تضمین آمریکا است که تا زمانی که روند دیپلماتیک ادامه دارد، هدف حمله قرار نگیرد.

ترامپ پیش‌تر هر دو خواسته را رد کرده بود و پس از پایان ضرب‌الاجل دوماهه‌اش در ژوئن، دستور حمله به سایت‌های هسته‌ای ایران را صادر کرد.

اما پس از حملهٔ اسرائیل به حماس در قطر – حمله‌ای که واکنش خشمگین ترامپ را در پی داشت و نشان داد اگر نظرش پرسیده می‌شد احتمالاً مخالفت می‌کرد – تهران دریافت که تضمین‌های رئیس‌جمهور آمریکا بدون تعهد اسرائیل بی‌اثر است. اکنون همهٔ کشورهای منطقه چنین برداشتی دارند.

 

بازتعریف «محور عربی طرفدار آمریکا»

این تصور بر این اساس استوار بود که کشورهای خلیج فارس امنیت خود را با خرید گستردهٔ سلاح آمریکایی، سرمایه‌گذاری هزاران میلیارد دلاری در اقتصاد آمریکا و همسویی سیاسی با غرب «می‌خرند». آنها رقابت با روسیه و چین را محدود می‌کنند، ایران را تهدیدی منطقه‌ای و جهانی می‌دانند، دربارهٔ تعریف تروریسم هم‌نظرند و در نهایت روابط خود را با اسرائیل در قالب «توافق‌های ابراهیم» عادی می‌سازند؛ دستاوردی از چشم‌انداز ترامپ.

این مفهوم که در دورهٔ نخست ترامپ به اوج رسید، هدفش تشکیل یک اتحاد دفاعی عربی–آمریکایی با مشارکت اسرائیل بود. همین امر ایران را وادار کرد مسیر راهبردی خود را بازتعریف کند.

چرخش ایران به سوی شرق و آشتی با همسایگان

ایران به روسیه و چین تکیه کرد و با آنها توافق‌های همکاری بلندمدتی امضا کرد که وعدهٔ سرمایه‌گذاری‌های عظیم می‌داد (هرچند محقق نشد). همچنین سیاست «تنش صفر» با همسایگان عرب را در پیش گرفت.

تا اوایل ۲۰۲۳، ایران روابط دیپلماتیک با امارات و عربستان (با میانجیگری چین) را احیا کرده بود و مناسبات خود با قطر – شریکش در میادین عظیم گازی خلیج فارس – را نیز تقویت کرده بود. این همه بر این فرض استوار بود که نفوذ این کشورها در واشنگتن برای ایران سپری در برابر حملات آمریکا و اسرائیل خواهد شد.

بر همین اساس، ایران از کشورهایی چون عمان، قطر، امارات و حتی عربستان (پشت صحنه) خواست میانجی مذاکرات هسته‌ای با آمریکا شوند. این‌گونه، ایران شبکه‌ای از «طرف‌های ذی‌نفع» عرب ایجاد کرد که گرچه متحد واقعی نبودند، اما می‌توانستند وزنهٔ متقابلی در برابر نفوذ اسرائیل در واشنگتن باشند.

در همین چارچوب بود که یک کشور عرب – مصر – و نه اتریش یا ایتالیا، به‌عنوان میزبان مراسم امضای توافق بازرسی‌های جدید انتخاب شد.

 

مصر و گام‌های آهسته به سوی ایران

ایران سه سال است می‌کوشد روابط دیپلماتیک خود با قاهره را احیا کند، روابطی که پس از پیمان صلح مصر و اسرائیل در ۱۹۷۹ قطع شد. اما مصر برای اعطای مشروعیت عربی به ایران عجله‌ای ندارد. روابط تاریخی پرتنش مصر با ایران حتی از روابطش با عربستان یا امارات دشوارتر بوده است.

قاهره آخرین کشوری بود که روابط خود با ترکیه را از سر گرفت، آخرین کشوری بود که قطر را پس از محاصرهٔ سعودی دوباره پذیرفت و هنوز هم با رژیم سابق بشار اسد رابطه‌ای سرد دارد. در مورد ایران هم روند «آرام و به سبک مصری» در جریان است.

با این حال، در سال گذشته نقطهٔ عطفی پدیدار شد. این موضوع در سفر عراقچی به قاهره در ژوئن – حدود ۱۰ روز پیش از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا به ایران – نمود یافت. او در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای مصری‌اش گفت: «دیگر هیچ مانعی میان دو کشور وجود ندارد و روابط دوجانبه اکنون بیش از هر زمان دیگری روی میز است… اعتماد متقابل میان ایران و مصر که اکنون وجود دارد، در هیچ زمان دیگری وجود نداشته است.»

 

پیامدهای حملهٔ اسرائیل به قطر

هنوز زود است بگوییم روابط ایران و مصر چه زمانی احیا خواهد شد، اما گرمی فزایندهٔ روابط میان دو کشور پیامی روشن برای آمریکا و اسرائیل دارد: این تصور که «محور عربی طرفدار آمریکا الزاماً ضدایرانی است» نیازمند بازنگری است.

حملهٔ اسرائیل به قطر ممکن است این استراتژی را بیش از پیش تضعیف کند و برای ایران دستاوردهای سیاسی غیرمنتظره‌ای به بار آورد؛ در حالی‌که روابط آمریکا با کشورهای منطقه آسیب می‌بیند. از دید آنها، اسرائیل با قطر – کشوری که واشنگتن آن را «متحد مهم غیرناتویی» می‌داند – همانند ایران، سوریه یا لبنان رفتار کرد: منطقه‌ای آزاد برای شلیک و حمله در هر زمان و به هر دلیل.

ولیعهد سعودی، محمد بن سلمان، به قطر اطلاع داده که همهٔ منابع پادشاهی را برای دفاع از آن در اختیار خواهد گذاشت. محمد بن زاید، حاکم امارات، با سفر فوری به دوحه همبستگی خود را اعلام کرد و حتی تهدیدی دربارهٔ آیندهٔ توافق صلح با اسرائیل مطرح ساخت. همچنین مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، با امیر قطر گفت‌وگوی حمایتی انجام داد. این واکنش‌ها فضایی از همبستگی میان کشورهای عرب ایجاد کرده که در آن ایران به‌عنوان یک عضو برابر دیده می‌شود؛ چرا که دیگر تنها کشوری نیست که مورد حملهٔ اسرائیل قرار گرفته است.

 

از «محور ضدایران» به «محور ضداسرائیل»؟

این «شراکت سرنوشت» الزاماً به معنای یک اتحاد نظامی یا استراتژیک نیست، اما شکافی روزافزون در جایگاه آمریکا در منطقه را نشان می‌دهد. زیرا اگر قدرتمندترین کشور جهان نتواند امنیت متحدانش را تضمین کند و در برابر «خدمات» و سرمایه‌گذاری‌های آنان بازده سیاسی بدهد، آنها ناچار خواهند شد استراتژی دفاعی تازه‌ای طراحی کنند.

در بهترین حالت، این استراتژی جدید ترامپ را وادار خواهد کرد سیاستی برای مهار تهدید اسرائیل اتخاذ کند. در بدترین حالت، اسرائیل به‌عنوان کشوری خصمانه معرفی خواهد شد که امنیت همهٔ کشورهای منطقه را تهدید می‌کند. در این صورت، «محور ضدایران» جای خود را به «محور ضداسرائیل» خواهد داد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط