
انتخابات آمریکا در پیش است و بسیاری از کارشناسان معتقدند تجاوز آمریکا به ایران، تأثیر بسیاری بر این انتخابات خواهد داشت. همچنین انتخابات اسرائیل، تحت تأثیر شرایط جدید جهانی قرار گرفت. دکتر محمد احمدی در این نوشتار که پیش از انتخابات اسرائیل در نشریه چشمانداز ایران منتشر شده پیشبینیهایی درباره انتخابات آمریکا و اسرائیل دارد. حضور پرشور اعراب و کسب کرسیهای اثرگذار در کنست ازجمله پیشبینیهای این مقاله بود که تحقق یافت.
زمانی که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو جنگ مشترک خود علیه ایران را آغاز کردند، یکی از مهمترین اهداف آنها تغییر حکومت در ایران بود. نهتنها چنین هدفی محقق نشد، بلکه چرخش روزگار مسیری معکوس را در پیش گرفت؛ بهطوریکه اکنون هر دو آنها برای بقای دولت خود میجنگند. این دو نفر و حزب آنها برای موفقیت در دو انتخابات سرنوشتساز پاییز امسال به دستاوردی ملموس نیاز دارند تا بزرگترین قمار زندگی خود را توجیه کنند. اما ایرانیان با درک حساسیت اوضاع هر دو، این فرصت را از آنها گرفتهاند تا کارنامه ایشان سندی برای رهبران جهان در دهههای آینده باشد.
انتخابات در آمریکا
تجاوز به ایران یک عامل تعیین کننده در مسائل داخلی آمریکا شده است. مشاوران دونالد ترامپ نگران شکست در انتخابات کنگره در ماه نوامبر هستند و از همین رو تلاش میکنند از تشدید بیشتر تنشها میان ایالات متحده و ایران جلوگیری کنند.[1]
در بحبوحه تلاش جمهوریخواهان حامی ترامپ برای حفظ اکثریت شکننده خود در سنا و مجلس نمایندگان، اخبار مربوط به این جنگ نامحبوب، به موضوعی برجسته و بحثانگیز در رسانهها تبدیل شده است. اغلب چیزهایی که میتواند برای دولت ترامپ در جنگ با ایران بد پیش برود، در حال وقوع است: تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، پیشروی انصارالله در تنگه بابالمندب، اختلال در صادرات نفت عربستان از دریای سرخ، افزایش بهای نفت خام به بیش از ۱۰۰ دلار، افزایش قیمت بنزین در فصل مسافرت و تعطیلات، رسیدن قیمت گازوئیل در آمریکا به بالاترین حد در تاریخ خود، زیانهای کلان به بخش کشاورزی بهعلت گرانی سوخت و کود، … و این لیست ادامه دارد.
برخلاف قول ترامپ که گفته پس از انتخابات، جنگ را پایان خواهد داد، این احتمال وجود دارد که او در ماههای بعد از انتخابات تا شروع دوره جدید کنگره در ژانویه، دست به تشدید عملیات نظامی بزند. هرچند به علت تداوم مشکلات آمریکا، وقوع مجدد یک درگیری تمامعیار چندان محتمل نیست.
انتخابات میاندورهای را میتوان نوعی همهپرسی درباره عملکرد رئیسجمهور و حزب حاکم او دانست. همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و حدود یکسوم از ۱۰۰ کرسی سنای ایالات متحده باید در انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر ۲۰۲۶ یعنی ۱۲ آبان ۱۴۰۵ تعیین تکلیف شوند. همچنین باید ۳۶ فرماندار و تعداد زیادی نمایندگان مجالس محلی و شهرداران در ۵۰ ایالت این کشور انتخاب شوند.[2]
در مجلس نمایندگان کنونی ۲۱۹ نماینده از حزب جمهوریخواه و ۲۱۵ نماینده از حزب دموکرات حضور دارند. ترکیب فعلی سنا شامل ۵۲ نفر از حزب جمهوریخواه و ۴۵ نفر از حزب دموکرات و دو نفر از افراد دیگر است. در حال حاضر یک کرسی در هر یک از این دو خالی است.[3]
در تعدادی از ایالتها رقابت انتخاباتی اهمیت پایینی دارد، زیرا پایگاه یکی از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آنها بهقدری مستحکم است که میتوان از پیروزی نامزدهای آنها اطمینان داشت. در یک نگاه دقیقتر، مناطق روستایی و شهرهای کوچک اغلب به جمهوریخواهان رأی میدهند ولی شهرهای بزرگ بیشتر به دموکراتها تمایل دارند. آن چیزی که سرنوشت انتخابات را تعیین میکند، ایالتهای چرخشی[4] است، یعنی ایالاتی که هیچیک از این دو وضعیت در آنها غالب نیست و بنابراین رقابت نزدیکی بین دو حزب در آنها وجود دارد.[5]
در حال حاضر از میان ۵۰ ایالت، حدود ۳۵ ایالت را میتوان پایگاه مستحکم یکی از دو حزب دانست، گرچه پس از چندین دوره انتخابات احتمال دارد وضعیت بعضی از آنها تغییر کند. در ۱۵ ایالت باقیمانده، گاهی دموکراتها و گاهی جمهوریخواهان بیشترین رأی را کسب میکنند؛ بنابراین اغلب تبلیغات انتخاباتی و صرف پول برای پیروزی نامزدها در همین ایالتها انجام میشود.
آنچه اکنون جمهوریخواهان را نگران میکند، این است که در مقایسه با پیش از جنگ، وضعیت دموکراتها در بسیاری از حوزهها بهتر شده است. آنها نهتنها در اکثر ایالتهای چرخشی پیش افتادهاند، بلکه چهار ایالت پایگاه جمهوریخواهان را نیز تبدیل به ایالت چرخشی کردهاند.
با توجه به نتایج نظرسنجیها در ایالتهای چرخشی، پیشبینی میشود که در سنا، دموکراتها ۵۲ کرسی و جمهوریخواهان ۴۸ کرسی را تصاحب کنند. در این صورت، حزب دموکرات اکثریت سنا را به دست خواهد آورد.
نظرسنجیهای عمومی نشان میدهند که ۵۰ درصد از مردم آمریکا میخواهند در انتخابات میاندورهای به حزب دموکرات و ۴۲ درصد دیگر به حزب جمهوریخواه رأی بدهند. این فاصله ۸ درصدی حکایت از شانس بالای دموکراتها برای کسب اکثریت مجلس نمایندگان دارد.
کنگره در مقابل دولت؟
ضعیفترین وضعیت سیاسی در آمریکا وقتی رخ میدهد که حزب حاکم بر قوه مقننه متفاوت از حزب حاکم بر قوه مجریه باشد. در این صورت، کشمکش بین دولت و کنگره بر سر مسائل مختلف برای دو سال، یعنی تا انتخابات بعدی، باعث فلج شدن بسیاری از نقشهها و اقدامات رئیسجمهور خواهد شد و این به نفع رقیبان خارجی مانند ایران، چین و روسیه خواهد بود.
در اغلب انتخابات میاندورهای آمریکا در دورههای گذشته، حزب رئیسجمهور تعدادی از کرسیهای خود را از دست داده، زیرا مردم از برخی سیاستهای دولت ناراضی بودهاند. گاهی این افت آنقدر زیاد بوده که حزب مخالف دولت بر مجلس نمایندگان، سنا و یا هر دو حاکم شده است.
از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون در هر انتخابات میاندورهای، حزب حاکم بهطور متوسط ۲۶ کرسی در مجلس نمایندگان و ۴ کرسی در سنا را از دست داده و در زمان بحرانها و نارضایتیهای عمیق از رئیسجمهور، این خسارت بیشتر بوده است. مثلاً در زمان دولت لیندون جانسون در طی جنگ ویتنام، حزب حاکم دموکرات در انتخابات میاندورهای ۴۷ کرسی خود در مجلس نمایندگان را از دست داد. چند سال بعد، بهدنبال ماجرای واترگیت و رسوایی ریچارد نیکسون، حزب حاکم جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای ۴۸ کرسی خود در همین مجلس را به حزب رقیب واگذار کرد. همچنین در دور اول ریاستجمهوری باراک اوباما بهدنبال بحران اقتصادی، حزب حاکم دموکرات ۶۳ کرسی خود در این مجلس را از دست داد. چند سال بعد، در دور اول ریاست جمهوری ترامپ، سیاستهای ناموفق او باعث شد که در انتخابات میاندورهای ۴۱ کرسی این مجلس از کنترل حزب حاکم جمهوریخواه خارج شود.
طبق نظرسنجیها اکنون نارضایتی از ترامپ در اوج بیسابقهای قرار دارد و اگر اوضاع به همین روال پیش برود، در انتخابات پیشرو، شکستی سخت در انتظار حزب اوست. بر اساس نتایج نظرسنجی شبکه انبیسی که در ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده، ۶۹ درصد آمریکاییها با سیاستهای ترامپ در جنگ با ایران مخالفاند.[6]
نارضایتی آمریکاییها از عواقب اقتصادی جنگ در آستانه انتخابات میاندورهای برای حزب جمهوریخواه دردسرساز است. ترامپ در ماههای اخیر برای جلوگیری از شکست انتخاباتی، به اقدامات شتابزده نظامی و تبلیغاتی روی آورد، زیرا هیچ راهحل اساسی برای مدیریت جنگ با ایران و عواقب آن ندارد. اما بعضی از همین اقدامات مانند حملات گاهوبیگاه آمریکا در اطراف تنگه هرمز، منجر به افزایش بهای نفت و بدتر شدن وضعیت ترامپ در افکار عمومی شده است. یکی دیگر از ترفندهای تبلیغاتی او این وعده است که در صورت پیروزی حزبش در انتخابات، به هر آمریکایی بزرگسال پنج هزار دلار خواهد داد. این آشکارا خرید آرا و نوعی رشوه است، آن هم با هزینه ۲/۱ تریلیون دلاری از جیب خود مردم.[7]
قبلاً نیز ترامپ وعده داده بود که از محل افزایش تعرفهها، به هر شهروند آمریکایی دو هزار دلار خواهد داد؛ وعدهای که پوچ از آب درآمد. آمریکا با حدود ۸/۱ تریلیون دلار کسری بودجه در سال اخیر، توانایی تحقق این نوع وعدهها را ندارد و اگر به فرض، این وعدهها اجرا شود، کسری بودجه، تورم و بدهی ملی ناشی از آن بهشدت افزایش پیدا میکند. در هر صورت، وعدههای تبلیغاتی ترامپ نتایج معکوسی برای مردم آمریکا دارد.
تله ایپک
یکی از تحولات مهم در انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا تغییر جایگاه لابی حامی اسرائیل، موسوم به ایپک[8] است. این گروه فشار، حداقل از دهه ۱۹۸۰ تاکنون، از نفوذ زیادی در انتخابات و سیاستهای ایالات متحده برخوردار بوده است. اما تلاشهای اخیر آن برای جهتدهی به نتایج انتخابات آمریکا به نفع نامزدهای حامی اسرائیل، با ناکامیهایی مواجه شده است. ایپک برای اولینبار با مقاومت چشمگیر و فزایندهای از سوی جناح ترقیخواه حزب دموکرات مواجه شده؛ جناحی که عمدتاً منتقد اسرائیل و نسلکشی آن در غزه و منتقد جنگ علیه ایران است. اکنون حتی نامزدهای حزب جمهوریخواه نیز در پی فاصلهگرفتن از این لابی هستند؛ چراکه شمار فزایندهای از آمریکاییها، چه در طیف چپ و چه در طیف راست، شروع به زیر سؤال بردن حمایت ایالات متحده از اسرائیل کردهاند.[9]
اکثر آمریکاییها بهعلت حمایت سرسختانه دولتشان از جنگها و جنایات اسرائیل، دچار سرخوردگی و نارضایتی عمیق شدهاند و تعدادی از سیاستمداران هر دو حزب برای جلب آرای مردم، ناچار شدهاند که برخلاف سیاست سران حزب خود، به این نارضایتی گسترده توجه کنند.
نامزدهای ترقیخواه حزب دموکرات در انتخابات مقدماتی ۲۰۲۶ رقیبان خود را که با پول ایپک حمایت میشدند، در ایالتهای مهمی مانند کالیفرنیا، نیویورک، ایلینوی و میشیگان شکست دادهاند و حتی کمکهای مالی لابی اسرائیل را بهعنوان یک موضوع ضد تبلیغ مطرح کردهاند.[10]
یک نمونه جالب، ایالت میشیگان است که لابی اسرائیل بزرگترین هزینهکننده در انتخابات آن محسوب میشود، گرچه ۹۷ درصد از کمکهای مالی آن از خارج از ایالت تأمین میشود و بزرگترین اهداکنندگان آن نیز میلیاردرهای جمهوریخواه هستند. در میشیگان، ایپک و گروههای متحد آن حدود ۳۰ میلیون دلار هزینه کردند تا مانع پیروزی نامزد ترقیخواه دموکرات، عبد السید[11] در انتخابات مقدماتی یعنی درون حزبی برای سنا شوند، اما ناکام ماندند. این پزشک مسلمان که مخالف اسرائیل و لابی آن و مخالف جنگ با ایران است، در رقابت با نامزد دیگر دموکرات که مورد حمایت ایپک بود، توانست به انتخابات اصلی در ماه نوامبر راه پیدا کند و اگر در آن پیروز شود، اولین سناتور مسلمان در آمریکا خواهد بود.
رقیب او در نوامبر، مایک راجرز[12] نامزد جمهوریخواه سنا، حامی اسرائیل و جنگ علیه ایران است، اما از ایپک خواسته است که تبلیغات علنی از طرف او انجام ندهد، زیرا بیم آن میرود که دخالت آشکار ایپک به نفع عبد السید تمام شود.
بر اساس یک نظرسنجی اخیر نیویورک تایمز ۷۲ درصد جوانان زیر سی سال و هوادار حزب جمهوریخواه، معتقدند ترامپ بیش از حد از اسرائیل حمایت میکند. حتی در میان جمهوریخواهان متعصب مسیحی از نوع اونجلیک، کمتر از یکسوم جوانان میگویند که اسرائیل را بر فلسطین ترجیح میدهند. با شروع تجاوز به ایران، این شکاف نسلی آشکارتر شد. حمایت جوانان جمهوریخواه از این تجاوز، نصف حمایت سایر جمهوریخواهان بوده است.[13]
انتقاد از اسرائیل به جناح راست پوپولیست در حزب جمهوریخواه نیز کشیده شده، بهطوریکه برخی از فعالان جنبش «اول آمریکا» به حمایت واشینگتن از اسرائیل حمله کرده و ایپک را عامل عمیقتر شدن درگیریهای خارجی ایالات متحده و بازگشت به جنگهای بیحاصل میدانند. تاکر کارلسون،[14] نیک فونتس،[15] کندیس اونز[16] و دیگر فعالان رسانهای که راه خود را از سران حزب جمهوریخواه جدا کردهاند، با لحنی تند، اسرائیل را بهعلت کشیدن آمریکا به تجاوز به ایران سرزنش میکنند.
در مجموع، انتخابات مقدماتی نشان داده است که هزینههای کلان ایپک نمیتواند پیروزی را تضمین کند و حمایتی که زمانی برای نامزدها مفید بود، اکنون میتواند مایه ننگ آنها باشد، بهطوریکه نامزدها ترجیح میدهند کسی در مورد آن صحبت نکند. به همین دلیل است که برخلاف گذشته، در رقابتهای انتخاباتی ۲۰۲۶ اکثر آنها هرگز در تبلیغات خود به سیاست خارجی ایالات متحده درباره اسرائیل اشاره نمیکنند. خود ایپک هم میداند که وجههای مخرب پیدا کرده و اگر آشکارا هزینه کند، در نظر رأیدهندگانِ هر دو حزب، واکنش منفی برمیانگیزد.
نیویورک تایمز میگوید ترامپ ابراز نگرانی کرده که آخرین رئیسجمهورِ حامی اسرائیل در آمریکا خواهد بود. بسیاری از محافظهکاران جوان امیدوارند که حق با او باشد.[17]
جیاستریت و راه میانه
لابی دیگری در آمریکا برای حمایت از اسرائیل وجود دارد که برخلاف ایپک، دارای گرایش لیبرال است. لابی موسوم به «جیاستریت»[18] از صلح با فلسطینیان و تشکیل کشور فلسطین در کنار اسرائیل حمایت میکند و با اشغال کرانه باختری و نوار غزه توسط اسرائیل مخالف است.[19]
رشد نفوذ جیاستریت در دورههای گذشته چشمگیر بوده است. در کنگره کنونی دستکم ۶۰ درصد از دموکراتها از حمایت این گروه برخوردارند، درحالیکه این رقم در سال ۲۰۱۲ تنها ۲۲ درصد بود.
شاید بزرگترین موفقیت جیاستریت توافق هستهای با ایران یعنی برجام باشد که این گروه با پشتیبانی از اوباما و مقامات دولت او، در زمانی که ایپک به دنبال برهم زدن توافق بود، از آن حمایت کرد. اما این توافق تنها سه سال دوام آورد تا اینکه با دخالت ایپک، ترامپ از آن خارج شد.
بسیاری از همکاران جیاستریت حامیان سابق و دلسردشده ایپک هستند. بیجهت نیست که سفیر اسرائیل در آمریکا، جیاستریت را یک «غده سرطانی» مینامد. اما قدرت مالی آن بسیار کمتر از ایپک است. پیشبینی میشود که جیاستریت در انتخابات ۲۰۲۶ حدود ۱۳ میلیون دلار هزینه کند که در مقایسه با صدها میلیون دلار ایپک، فاصله بسیار زیادی دارد. بااینحال، از زمانی که جنگ غزه آغاز شد، شمار فزایندهای از مقامات منتخب، ازجمله تعدادی از سناتورها، بهدنبال جلب حمایت جیاستریت بودهاند، با این امید که ضمن حفظ ارتباط با یهودیان آمریکا، خود را از ایپک متمایز کنند.
ولی بهزودی مشکلات رویکرد جیاستریت نیز همانند ایپک آشکار شد. شماری از نامزدهای مورد حمایت جیاستریت در برابر رقبای ترقیخواه خود که حمایت بیشتری نسبت به فلسطینیان داشتند، شکست خوردند. حتی در مجلس نمایندگان کنونی که اعضای آن در سالهای پیش انتخاب شدهاند، نزدیک به نیمی از نمایندگان دموکرات، ازجمله بسیاری از کسانی که مورد حمایت جیاستریت بودند، به قطع کمکهای آمریکا به اسرائیل رأی دادهاند.
اکنون اکثر رأیدهندگان دموکرات، وقتی صحبت از اسرائیل میشود، بهسرعت لحن انتقادی پیدا میکنند. آنها بهطور فزایندهای نسبت به نشانههای تردید در موضعگیری نامزدها در این زمینه حساسیت دارند. از سوی دیگر، راهحل دو کشوری که جیاستریت از آن حمایت میکند، بهعلت اقدامات دولت اسرائیل بهطور فزایندهای دور از دسترس به نظر میرسد. جمعیت شهرکنشینان در کرانه باختری از زمان تأسیس جیاستریت تقریباً دو برابر شده است. اسرائیل غزه را ویران کرده و شهرکنشینان یهودی امیدوارند با حمایت دولت به آنجا نقلمکان کنند.
افکار عمومی یهودیان اسرائیل نیز بهعلت فضای جنگ و نفرتی که نتانیاهو در سالهای اخیر به راه انداخته، مسموم است، بهطوریکه حدود ۸۰ درصد آنها با تشکیل کشور فلسطین مخالف هستند. با توجه به شرایط فوق، این سؤال مطرح میشود که آیا صهیونیسم لیبرال با الگوی جیاستریت، میدانی برای عمل دارد؟
جیاستریت تقریباً دو دهه پیش توسط «جرمی بنآمی»[20] مشاور سابق بیل کلینتون تأسیس شد. او به این نتیجه رسیده بود که یکی از موانع اصلی صلح در غرب آسیا، نفوذ ایپک، لابی تندرو طرفدار اسرائیل است. او شاهد این بود که چگونه ایپک از کمکهای مالی انتخاباتی، سفرهای اعضای کنگره به اسرائیل و سایر ابزارها برای تشویق و تنبیه قانونگذاران آمریکایی استفاده میکند تا آنها را مجبور به حمایت از سیاستهای اسرائیل کند؛ درحالیکه اکثریت یهودیان آمریکا دموکراتهای لیبرال هستند که حتی در مواردی، رویکرد انتقادی نسبت به اسرائیل دارند.
تشکیلات ایپک با خشم، به ابتکار جیاستریت واکنش نشان داد. همکاران جیاستریت بهعنوان دشمن اسرائیل، خیانتکار، یهودی متنفر از خود و یا سادهلوح محکوم شدند. وقتی جیاستریت بهدنبال عضویت در کنفرانس اصلی سازمانهای بزرگ یهودی بود که ائتلافی از دهها گروه یهودی است، درخواست آن قاطعانه رد شد.
اما تغییرات مهمی در حال وقوع است. ویرانی و نسلکشی در غزه، اشغالگری در لبنان، حمله به ایران و اقدامات دیگر اسرائیل بسیاری از الگوهای دیرینه پیرامون روابط ایالات متحده و اسرائیل را درهم شکسته است. ایپک بهسرعت به مایه ننگ در کنگره تبدیل شده و جایگاه اسرائیل در افکار عمومی آمریکاییها بهشدت تنزل یافته است. طبق نظرسنجیهای اخیر، حدود ۸۰ درصد دموکراتها دیدگاهی منفی نسبت به اسرائیل دارند. بهندرت شاهد تغییر در افکار عمومی آمریکا به این سرعت بودهایم؛ این اتفاق در طول فقط سه سال، یعنی از زمان شروع جنگ غزه تاکنون رخ داده است.
امروزه دیدگاه بسیاری از منتقدان اسرائیل تندتر از دیدگاههای جیاستریت است. آنها این رژیم را عامل آپارتاید و نسلکشی میدانند و خواستار تحریم کامل نظامی آن هستند. از نظر این منتقدان، جیاستریت فرصت تاریخی خود را از دست داده است. یکی از این منتقدان، «بث میلر»[21] مدیر گروه «صدای یهودیان برای صلح»[22] است که برخلاف جیاستریت، از حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینهای خود و از جنبش تحریم اسرائیل (BDS) حمایت میکند. خانم میلر میگوید: «ایده اصلی برای تشکیل جیاستریت ایجاد نیرویی در مقابل ایپک بود و در آن زمان، چنین چیزی بهشدت مورد نیاز بود. این کار فضایی را برای اعضای کنگره فراهم میکرد تا بتوانند انتقادات بیشتری نسبت به دولت اسرائیل مطرح کنند… اما در گذر سالها، حزب دموکرات بهشدت به سمت چپ متمایل شده و جیاستریت آن طور که باید، خود را با این تغییرات همگام نکرده است.»
برخی از همکاران جیاستریت نیز از اکراه این تشکیلات در توصیف اقدامات اسرائیل بهعنوان «نسلکشی» دلسرد و ناخشنود هستند. این مسئله بهوضوح نشان میدهد که سبک سیاستورزی جیاستریت دیگر کارایی و اهمیت خود را از دست داده، زیرا در شرایطی که مردم تا این حد خشمگین و ناراحت هستند، حرکت در «مسیر میانه» راهکاری عملی و کارساز نیست.
انتخابات در اسرائیل
رأیگیری برای انتخاب ۱۲۰ عضو پارلمان اسرائیل قرار است در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ یعنی ۵ آبان ۱۴۰۵، درست یک هفته پیش از انتخابات آمریکا، برگزار شود.[23]
نتانیاهو این انتخابات را برای آینده سیاسی و شخصی خود تعیینکننده میداند، زیرا با اتهامات رشوه، کلاهبرداری و سوءاستفاده از قدرت روبهروست. علاوه بر آن، نتانیاهو از سال ۲۰۲۴ به اتهام جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در نوار غزه، با حکم بازداشت دادگاه کیفری بینالمللی روبهرو بوده است. وی برای فرار از این اتهامات و دادگاهها تلاش میکند به هر قیمتی در رأس حکومت بماند. او در سه سال از دوره چهار ساله کابینه کنونی خود، در جنگ دائمی با فلسطینیان و کشورهای مختلف منطقه بوده و از فضای جنگی و امنیتی برای حفظ خود در قدرت استفاده کرده و همواره ادعای موفقیت در این جنگها را داشته است.
مهمترین مورد، تجاوز به ایران بوده، اما برخلاف تبلیغات نتانیاهو درباره دستاوردهایش در این کارزار، اسرائیلیها دیدگاهی نومیدانه درباره آن دارند. نظرسنجی دانشگاه عبری اورشلیم از آنها در ماه ژوئن ۲۰۲۶ که در نشریه تایمز اسرائیل منتشر شده، نشان میدهد ۹۲ درصد اسرائیلیها معتقدند ایران در جنگ ۲۰۲۶ و امضای تفاهمنامه با آمریکا برنده شده است.[24]
حتی در میان هواداران نتانیاهو و جناح راستگرای حاکم، ۹۳ درصد آنها ایران را پیروز جنگ میدانند. ۸۳ درصد اسرائیلیها میگویند جنگ علیه ایران امنیت درازمدت آنها را تضعیف کرده و ۸۶ درصد هم دیدگاهی منفی درباره نتایج جنگ دارند. بیش از ۷۲ درصد پاسخ دهندگان ادعای نتانیاهو را مبنی بر اینکه اسرائیل دستاوردی چشمگیر در این جنگ داشته، باور ندارند. ۶۹ درصد اسرائیلیها عملکرد ترامپ در جنگ علیه ایران را ضعیف یا شکست خورده میدانند و فقط ۱۱ درصد آنها از عملکرد او راضی هستند. در مورد جنگ علیه حماس و حزبالله نیز تنها ۱۲ درصد پاسخ دهندگان بر این باورند که اسرائیل موفق بوده و در مقابل، ۶۱ درصد معتقدند که اصلاً موفق نبوده است.
با نزدیک شدن انتخابات، نتانیاهو حضور خود در رسانههای جناح راست و کانال ۱۴ تلویزیون را که به او نزدیک است، افزایش داده و تلاش میکند خود را به عنوان تنها چهرهای که قادر به تأمین امنیت یهودیان است، معرفی کند. او مخالفان را متهم میکند که قصد دارند به جنگها در غزه، لبنان و ایران پایان دهند و زمینه را برای تشکیل کشور فلسطینی فراهم کنند. خبرنگار نشریه اسرائیلی معاریو در این باره میگوید: «آنچه اخیراً در مصاحبه نتانیاهو دیدیم، نمایشی عجیب از مردی مضطرب، وحشتزده، وسواسی و فاقد تمرکز بود … صحنهای دلخراش بود.»
نتانیاهو در اواخر سال ۲۰۲۲ برای تشکیل دولت کنونی خود، با احزاب کوچک راستگرا ائتلاف کرد که بعضی از آنها افراطی هستند. مهمترین خواسته این احزاب، توسعه شهرکسازی در کرانه باختری و حمایت از شهرکنشینان برای آزار فلسطینیان و بیرون راندن آنها از این مناطق است تا کرانه باختری بهطور کامل ضمیمه اسرائیل شود. اگر نتانیاهو در انتخابات ۲۰۲۶ آنقدر رأی بیاورد که به مرحله تشکیل دولت برسد، باز هم باید به احزاب کوچک افراطی متکی باشد.
بااینحال، نتانیاهو با دو چالش عمده روبهروست:
۱- ظهور احزاب راستگرای جدید که به گفته او میتوانند موجب «هدر رفتن» دهها هزار رأی جناح راست شوند. مقامات لیکود دریافتهاند که بدون ائتلاف احزاب این جناح، ممکن است برخی از این احزاب موفق به کسب هیچ کرسی انتخاباتی نشوند و این امر تعداد کل کرسیهای این جناح را کاهش خواهد داد.
۲- اتحاد احزاب عربی در قالب «فهرست مشترک» که انتظار میرود میزان مشارکت اعراب در انتخابات را افزایش دهد و کرسیهای مخالفان در پارلمان را بیشتر کند. افزایش مشارکت شهروندان عرب ساکن سرزمینهای ۱۹۴۸ که بیش از ۲۰ درصد از جمعیت ۱۰ میلیون نفری اسرائیل را تشکیل میدهند، میتواند شانس احزاب کوچک راستگرا برای حضور در پارلمان را کاهش دهد و این به ضرر نتانیاهو خواهد بود.
نتانیاهو برای اتحاد بین احزاب همسو با خود، خواستار ادغام دو حزب راست افراطی «قدرت یهودی»[25] به رهبری بنگویر و حزب «صهیونیست مذهبی»[26] به رهبری اسموتریچ شد، اما این تلاش ناکام ماند.
مقایسه جناحهای انتخاباتی
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که حمایت از نتانیاهو و حزب لیکود در مقایسه با مخالفان، در حال کاهش است.
بر اساس یکی از این نظرسنجیها، اگر شرایط در وضعیت جاری باقی بماند، نتانیاهو و احزاب ائتلاف او در مجموع ۵۲ کرسی بهدست میآورند. درحالیکه جناح یهودی مخالف او ۵۵ کرسی و نمایندگان عرب ۱۳ کرسی کسب میکنند. در صورت ائتلاف دو گروه اخیر، بیش از نیمی از کرسیهای پارلمان در اختیار مخالفان نتانیاهو قرار میگیرد و به این ترتیب، آنها قادر به تشکیل دولت خواهند بود. البته ائتلاف احزاب یهودی و عرب احتمالاً با مخالفت تعدادی از سران احزاب یهودی روبهرو خواهد شد.
بر اساس این نظرسنجی، در صورت ادامه وضعیت جاری، حزب «یاشار»[27] با ۲۴ کرسی بیشترین رأی را در بین احزاب منفرد بهدست خواهد آورد، درحالیکه سهم حزب نتانیاهو یعنی لیکود ۲۱ کرسی خواهد بود. نظرسنجی از اسرائیلیها نشان میدهد که «گادی آیزنکوت» رئیس حزب یاشار برای تصدی مقام نخستوزیری از نتانیاهو پیشی گرفته است، بهطوریکه ۴۰ درصد از پاسخدهندگان، او را برای رهبری دولت آینده مناسبتر میدانند، درحالیکه این رقم برای نتانیاهو ۳۷ درصد است.
آیزنکوت که خود را میانهرو معرفی میکند، میگوید اسرائیل بهجای تمرکز بر درگیریهای خارجی، باید به حلوفصل اختلافات داخلی و شکافهای سیاسی و اجتماعی بپردازد. فضای سیاسی دوران نتانیاهو سرشار از اختلافات و تظاهرات گروههای مختلف بر سر مسائل داخلی بوده و آیزنکوت مدعی است که میتواند در ائتلاف با احزاب دیگر، این شکافها را ترمیم کند.
جناح دیگر به نام «اردوگاه ملی»[28] از احزاب ملیگرا و مذهبی راستگرا تشکیل شده و از ۱۹۷۷ تاکنون اغلب دولتهای اسرائیل را در دست داشته است. این جناح تحت ریاست نتانیاهو در انتخابات ۲۰۲۲ اکثریت پارلمان را در اختیار گرفت.[29]
حزب اصلی در بین آنها لیکود با ۳۲ کرسی در پارلمان کنونی است. حزب افراطی «قدرت یهودی» با ۶ کرسی و حزب افراطی «صهیونیست مذهبی» با ۷ کرسی در ائتلاف با لیکود هستند. دو حزب دیگر در این ائتلاف حضور دارند که مربوط به یهودیان ارتدوکس هستند. یکی از آنها حزب «شاس»[30] با ۱۱ کرسی و دیگری حزب «یهودیت توراتی متحد»[31] با ۷ کرسی است و در آخر باید از کوچکترین عضو این ائتلاف نام برد که حزب «امید نو»[32] با ۴ کرسی و به ریاست گیدئون سعر[33] است.
جناح سوم به نام «همراه»[34] خود را صهیونیست لیبرال و سکولار میداند و از ائتلاف بین دو حزب وابسته به دو نخستوزیر سابق یعنی «نفتالی بنت»[35] راستگرا و «یائیر لاپید»[36] میانهرو تشکیل شده، بهطوریکه بنت ریاست این ائتلاف را برعهده دارد.[37]
بر اساس اغلب نظرسنجیها، اگر رقابت بین دو جناح آیزنکوت و نتانیاهو باشد، آیزنکوت برنده خواهد بود و اگر رقابت بین دو جناح بنت و نتانیاهو باشد، بنت احتمال بیشتری برای برنده شدن دارد، گرچه آرای این دو جناح به هم نزدیک است.
اسرائیل در دوران کابینه افراطی نتانیاهو، سه سال پرتنش را با جنگهای پیدرپی سپری کرده، درحالیکه نتوانسته هیچیک را با دستاوردی سیاسی و قطعی به پایان برساند. خستگی و فرسودگی اسرائیلیها از این درگیریهای بیپایان مشهود است و سبب شده نتانیاهو در نظرسنجیهای اسرائیل گاهی در رتبه دوم و گاهی در رتبه سوم قرار گیرد. او تلاش میکند در مدت باقیمانده تا انتخابات، دستاوردهایی هرچند نمایشی را به اسرائیلیها نشان دهد. نتانیاهو که با رقابت انتخاباتی دشوار و پروندههای قضایی روبهروست، به یک دستاورد سیاسی یا نظامی برای تقویت جایگاه داخلی خود نیاز دارد که قابل ارائه به افکار عمومی اسرائیل باشد. ماهها درگیری او با حزبالله در تپههای جنوب لبنان برای همین منظور است.
بازی ایران در منطقه
رؤیای ترامپ و نتانیاهو برای پیروزی در برابر ایران تبدیل به کابوس شده و در شرایط پیش از انتخابات، هر دو بهنحوی گروگان ایران شدهاند. اندیشمندان سیاست خارجی آمریکا دلایل ناکامی در این رویارویی را بهدقت تحلیل کردهاند. یکی از فعالترین آنها در این زمینه، رابرت کیگان[38] نظریهپرداز مشهور آمریکایی، عضو ارشد مؤسسه بروکینگز و نومحافظهکار سابق است که بهدنبال تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه در ۲۰۱۶ از آن حزب کناره گرفت. کیگان در نشریه «آتلانتیک» مینویسد: قدرت مسلط منطقه در آینده ایران خواهد بود، نه آمریکا و نه اسرائیل. کشورهای همسایه از هماکنون در حال تطبیق خود با این واقعیت جدید هستند. قدرتهای دورتر نیز همین کار را خواهند کرد.[39]
ایران نقطهضعف ایالات متحده را آشکار کرد: آسیبپذیری کشورهای وابسته به نظم آمریکایی. موشکها و پهپادهای ایرانی میتوانند به زیرساختهای خلیج فارس آن قدر آسیب بزنند که جهان را درگیر یک بحران اقتصادی درازمدت کنند. کشورهای خلیج فارس و خود ترامپ بهسرعت این مسئله را فهمیدند. او حملات به زیرساختهای انرژی ایران را متوقف کرد و نتانیاهو را نیز برخلاف میلش وادار کرد همین کار را انجام دهد. کمی بعد، آنها کارزار بزرگ خود را بدون گرفتن حتی یک امتیاز از ایران متوقف کردند.
ترامپ بارها تهدید کرد که حمله گسترده دیگری علیه ایران را آغاز خواهد کرد. هر بار ایران تهدید به تلافی کرد و کشورهای خلیج فارس درباره پیامدهای آن هشدار دادند و ترامپ عقب نشست. پس از چند بلوف ترامپ، ایران دریافت که آمریکا دیگر آمادگی ندارد در نردبان تشدید تنش، ایران را تا مراحل بالاتر دنبال کند. ترامپ این موضوع را در ماه ژوئن بهروشنی بیان کرد که ادامه جنگ به فاجعه اقتصادی و احتمالاً رکود بزرگ منجر خواهد شد.
در تفاهمنامه طرفین در ماه ژوئن، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ مطرح نبود و در آن هیچ نقشی برای آمریکا در مدیریت آینده تنگه هرمز وجود نداشت. در مقابل، مدیریت این تنگه به ایران سپرده شد و ایران حتی اجازه یافت پس از ۶۰ روز برای عبور امن کشتیها هزینه دریافت کند. این تفاهمنامه به شکست آمریکا در جنگ رسمیت بخشید.
آمریکا تلاش کرد با زیر پا گذاشتن تفاهمنامه، امتیازاتی را که به ایران داده بود، پس بگیرد. تلاش برای گشودن گذرگاه جنوبی تنگه هرمز به همین منظور بود. ولی پس از چندین درگیری بین طرفین، آمریکا مجبور شد کوتاه بیاید. اکنون به نظر نمیرسد ایران به این تفاهمنامه نیاز داشته باشد، زیرا استیصال دولت آمریکا برای پایان دادن به جنگ، ایرانیها را قانع کرد که آمریکا سرانجام، با توافق یا بدون آن، عقبنشینی خواهد کرد.
جهانیان یکی از دلایل اصلی فروکش کردن حملات آمریکا را فهمیدند: افشای این موضوع که ذخایر آمریکا از مهمات حیاتی بهشدت کاهش یافته و اینکه رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در جستوجوی راه خروج از جنگ است. بهعلت کمبود موشکهای رهگیر، تلفات آمریکا افزایش یافته و احتمال آسیب به زیرساختهای انرژی منطقه نیز زیاد شده است. بهعلاوه، هیچ تضمینی وجود ندارد که یک جنگ جدید با ایران مؤثرتر از بمبارانهای جنگ ۴۰ روزه باشد. آمریکا بهوضوح نشان داده است که بیش از ایران از تشدید تنش هراس دارد. بدون تردید، همسایگان جنوبی ایران این واقعیتها را در محاسبات آینده خود مورد توجه قرار میدهند.
ترامپ در وضعیتی دشوار گرفتار شده: او باید دائماً به کشورهای منطقه و شرکتهای کشتیرانی ثابت کند که دریا امن است. اما ایران برای پیروزی در این بازی، نیازی به غرق کردن کشتیها ندارد؛ فقط کافی است با حرکتی کوچک نشان دهد که تنگه هرمز خطرناک است. در نتیجه این بازی، حق بیمهها و قیمت نفت سر به فلک میکشد و هزینه جنگ اقتصادی برای غرب دردناک میشود.
ایران با علم به این وضعیت، اکنون بر خواستههای خود پافشاری میکند: پایان جنگ علیه محور مقاومت، رفع محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، لغو همه تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پرداخت غرامت جنگی. رهبران ایران میدانند این خواستهها برای واشینگتن قابل پذیرش نیست، اما با طرح آنها شکست و تحقیر ترامپ را به رخ جهانیان میکشند. درهرصورت، کنترل تنگه هرمز اهرمی برای چانهزنی است تا ایران بتواند امتیازات بیشتری از آمریکا بگیرد یا ترامپ را به تفاهمنامه بازگرداند. ایران در مقابل چند دهه تحریم و چند ماه حملات نظامی پایداری کرده، بنابراین تصور آنکه اکنون در برابر تحریمهای آمریکا تسلیم خواهد شد، توهم است. به قول کیگان، پیروز جنگ فقط وقتی به میز مذاکره باز میگردد که میخواهد شرایط تسلیم طرف دیگر را تعیین کند.
[1]. https://en.iz.ru/en/2159771/2026-09-02/jpost-reported-us-attempts-prevent-escalation-iran-elections.
[2]. https://en.wikipedia.org/wiki/United_States_midterm_election.
[3]. https://en.wikipedia.org/wiki/Party_divisions_of_United_States_Congresses.
[4]. Swing States
[5]. https://en.wikipedia.org/wiki/Red_states_and_blue_states.
[6]. https://www.newsweek.com/trump-iran-war-handling-republicans-poll-12409994.
[7]. https://www.theguardian.com/us-news/2026/sep/10/trump-5000-midterm-cash-dividend-response.
[8]. AIPAC
[9]. https://www.google.com/amp/s/www.aljazeera.com/amp/news/2026/8/25/is-aipacs-political-standing-declining-in-the-us.
[10]. https://www.france24.com/en/live-news/20260828-pro-israel-lobby-spends-big-on-us-midterms-as-backlash-grows.
[11]. Abdul El-Sayed
[12]. Mike Rogers
[13]. https://www.google.com/amp/s/thehill.com/opinion/congress-blog/politics/6072170-conservative-shift-israel-generation/amp.
[14]. Tucker Carlson
[15]. Nick Fuentes
[16]. Candace Owens
[17]. https://www.nytimes.com/2026/05/06/us/politics/israel-maga-republicans.html?eafs_enabled=false.
[18]. J Street
[19]. https://www.theguardian.com/us-news/ng-interactive/2026/jul/29/aipac-j-street-zionism.
[20]. Jeremy Ben-Ami
[21]. Beth Miller
[22]. Jewish Voice for Peace
[23]. https://www.aa.com.tr/en/middle-east/56-days-before-israeli-elections-prime-minister-netanyahu-grows-weaker-analysis/4042830.
[24]. https://www.google.com/amp/s/www.timesofisrael.com/poll-92-of-israelis-believe-iran-emerged-as-winner-after-war-and-deal-with-us/amp.
[25]. Otzma Yehudit
[26]. Religious Zionist
[27]. Yashar
[28]. National Camp
[29]. https://en.wikipedia.org/wiki/National_camp.
[30]. Shas
[31]. United Torah Judaism
[32]. New Hope
[33]. Gideon Sa’ar
[34]. Together
[35]. Naftali Bennett
[36]. Yair Lapid
[37]. https://en.wikipedia.org/wiki/Together_(Israel).
[38]. Robert Kagan
[39]. https://www.theatlantic.com/international/2026/08/iran-middle-east-power/688374.






