مذاکرات ایران و آمریکا در جریان است. رفتوآمدهای دیپلماتیک با هدف دستیابی به توافق صورت میگیرند، اما انتظارات طرفین مذاکره، خارج از فضای مذاکرات، چندان نزدیک بهنظر نمیرسد.
جنگ 12 روزه در میانه مذاکرات و اوج ناباوری رخ داد و اکنون نیز تهدیدها بسیار زیاد است. دو تحلیلگر آمریکایی، یکی جفری ساکس و دیگری جان میرشایمر، هردو درباره جنگ ایران و آمریکا از دو منظر مختلف نظر خود را بیان کردهاند. ساکس در گفتوگویی معتقد است حمله به ایران اجتنابناپذیر است، اما میرشایمر دیدگاه دیگری دارد. گفتوگوی گلن دیسن، خبرنگار و استاد دانشگاه نروژی با پرفسور جفری ساکس تقدیم مخاطبان کانال و سایت چشمانداز ایران میشود. البته ساکس در این گفتوگو فساد افسارگسیخته ساختاری در ایران را نمیبیند و گمان او این است که هرچه بر سر ریال ایران میآید، همه نتیجه سیاستهای آمریکا است، درحالی که سیاستهای ساختاری ایران هم دست در دست وزیر خزانهداری آمریکا پروژه شکست اقتصادی ایران را دامن زدهاند. رویکرد ساکس، درباره حمله آمریکا به ایران قابل توجه است و از این رو این گفتوگو منتشر میشود. سپس در ادامه دیدگاه میرشایمر نیز منتشر خواهد شد.
دیسن: شما انباشت عظیم نیروی نظامی ایالات متحده در منطقه را میبینید. میبینید که هواپیماهای ترابری بریتانیایی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی ظاهراً به سمت خاورمیانه در حرکتاند.
و از نظر نیت، به نظر میرسد که حمله اجتنابناپذیر است. اسرائیل خواهان آن است و واشنگتن هم همینطور. صحبت از تغییر رژیم میشود و ترامپ در شبکههای اجتماعی مینویسد:«یک ناوگان عظیم به سمت ایران در حرکت است. با سرعت، قدرت، اشتیاق و هدفمندی بالا.»
بعد هم اضافه میکند که زمان در حال تمام شدن است.شما این تهدیدها را چگونه میبینید؟
ساکس: فکر میکنم کاملاً روشن است؛ برای اسرائیل، این یک پروژهی ۳۰ ساله برای سرنگونی دولت ایران بوده است. ایالات متحده اساساً همان کاری را میکند که اسرائیل میگوید. و اسرائیل سالهاست که تلاش میکند آمریکا را به جنگ با ایران بکشاند. تابستان گذشته هم همین کار را کرد. هدف، تغییر رژیم و سرنگونی حکومت بود که جواب نداد.
بعد آمریکا از ابزارهای اقتصادی استفاده کرد؛ چیزی که وزیر خزانهداری ما، اسکات بسنت، آن را «دیپلماسی اقتصادی» یا economic statecraft نامید. او خیلی صریح توضیح داد که اقدامات عمدی ایالات متحده برای نابود کردن اقتصاد ایران چیست. باز هم هدف، تغییر رژیم بود. این هم جواب نداد و حالا یک ناوگروه ضربتی هواپیمابر در مسیر حمله به ایران است. بنابراین حمله قریبالوقوع است.
هدف در اینجا هرگز مذاکره نبوده است. هر وقت هم که صحبت از مذاکره شده،اسرائیل بالا و پایین پریده و گفته «مذاکره نکنید».
البته یک توافق هستهای با ایران حدود ده سال پیش به دست آمد: برنامه جامع اقدام مشترک، برجام. این توافق در ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. اما ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش آن را پاره کرد.
پس هرگز تمایلی از سوی اسرائیل برای یک راهحل مذاکرهشده وجود نداشته است و چون ایالات متحده همان کاری را میکند که اسرائیل میخواهد، هیچوقت آمادگی واقعی برای مذاکره با ایران هم در آمریکا وجود نداشته. ترامپ این را تابستان گذشته دوباره ثابت کرد. یادمان هست که وقتی اسرائیل با حمایت آمریکا ایران را بمباران کرد ـ در ۱۲ و ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ ـ این دقیقاً دو روز قبل از مذاکرات برنامهریزیشده میان آمریکا و ایران بود.
پس این ایده که مسئله بر سر مذاکره ایران است، کاملاً ساختگی است. این یک عملیات تغییر رژیم است که از طریق جنگ ترکیبی انجام میشود:
جنگ سایبری، ایجاد ناآرامی خیابانی، لهکردن اقتصاد، بمباران، ترور.
از هر راهی دارند تلاش میکنند این حکومت را سرنگون کنند و ترامپ، با همان سبک خودش، علناً شبیه ماجرای ونزوئلا اعلام میکند: اگر آنطور که ما میخواهیم عمل نکنید…
ناوگان آماده و قادر است که مأموریتش را با سرعت و خشونت، در صورت لزوم، انجام دهد.
این چیزی جز قلدربازی محض نیست.
مردم باید بدانند که طبق منشور سازمان ملل ـ همان چیزی که معاون رئیس دفتر ترامپ آن را «یک چیز بیارزش» نامید ـ این در واقع حقوق بینالملل است؛ نه برای گانگسترهای کاخ سفید، بلکه برای بقیه بشریت.
در ماده ۲، بند ۴ آمده است که همه اعضا باید در روابط بینالمللی خود از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری کنند.
ما این سناریو را قبلاً در ونزوئلا دیدیم: تهدیدهای عریان و گستاخانه، بعد تهاجم، ربودن رئیسجمهور و همسرش، و بعد ادعای آمریکا که ونزوئلا را اداره میکند؛ حتی نفت را از روی نفتکشها میدزدد و به آمریکا میفرستد و ترامپ اعلام میکند که پولش به او میرسد.
این سطح از بیپروایی و قانونشکنی، بخشی از وضعیت امروز ماست.
اما مسئله ایران برای جهان بسیار خطرناکتر است. و من هنوز منتظرم یک کشور اروپایی پیدا شود که حتی بگوید «مراقب باشید!»؛ که بگوید شاید این ایدهی خوبی نباشد، شاید نباید جنگ راه بیندازیم، شاید باید به منشور سازمان ملل پایبند باشیم.
سؤال برای اروپا این است: آیا فقط وقتی حرف میزند که آمریکا میخواهد به خود اروپا حمله کند؟ یا اصلاً اصولی دارد؟
و در چند روز آینده خواهیم فهمید.
دیسن: صدر اعظم مرتس که در جریان اولین حمله به ایران گفته بود «اسرائیل دارد کار کثیف ما را انجام میدهد»، حالا گفته است روزهای ایران شماره شده؛ شاید چند هفته طول بکشد، اما این رژیم هیچ مشروعیتی برای حکومت ندارد. به نظر میرسد اروپاییها کاملاً سوار این قطار شدهاند. اما ترامپ هم گفته حالا وقتش است ایران «توافق» کند، وگرنه ضربه سختی خواهد خورد. منظورش چه توافقی است؟ باز هم همان توافق هستهای؟ چون در این مرحله این حرف کاملاً غیرصادقانه به نظر میرسد؛ وقتی که خودشان آشکارا گفتهاند هدف تغییر رژیم است.
جفری ساکس: کاملاً درست است. هیچ علاقهای به هیچ توافق مذاکرهشدهای وجود ندارد. چنین توافقهایی بیش از دوازده سال در دسترس بودهاند و هر بار که به دست آمدهاند، ایالات متحده آنها را پاره کرده و اسرائیل مشوق این کار بوده است.
چون ترامپ عملاً برای اسرائیل کار میکند، هیچ قصدی برای مذاکره وجود ندارد. هدف، سرنگونی دولت است.
شرم بر مرتس. البته تعجبآور نیست؛ اما همیشه ناامیدکننده است. به نظر میرسد تنها زمانی که اروپا به اصول متوسل میشود، وقتی است که منافع محدود خودش در خطر باشد.
مثلاً اگر آمریکا بخواهد با ادعای گرینلند به دانمارک حمله کند، آنوقت میشود «سوءاستفاده». اما سرنگونی دولت ایران؟ اشکالی ندارد.
بد نیست چند دقیقهای را صرف تبلیغاتی کنیم که الان آزادانه در نیویورکتایمز و واشنگتنپست و رسانههای اروپایی جریان دارد: اینکه فروپاشی اقتصادی نشانه فساد و سوءمدیریت رژیم ایران است. مردم باید بفهمند این بخشی از بازی است. بازیای کاملاً مبتذل، اما قابل فهم اگر کمی به آن توجه کنید.
وزیر خزانهداری ما، اسکات بسنت، این را در داووس خیلی روشن و حتی کارتونی توضیح داد. اجازه بدهید حرفهای خودش را بخوانم: از او پرسیده شد درباره تحریمها چه میگویید و برنامهتان برای ایران چیست؟
بسنت گفت: اگر به سخنرانی من در باشگاه اقتصادی نیویورک نگاه کنید، گفتم که فکر میکنم پول ایران در آستانه فروپاشی است. اگر شهروند ایران بودم، پولم را خارج میکردم.
ترامپ به وزارت خزانهداری و دفتر کنترل داراییهای خارجی دستور داد حداکثر فشار را اعمال کنند، و جواب داد: در دسامبر اقتصادشان فروپاشید، یک بانک بزرگ سقوط کرد، بانک مرکزی شروع به چاپ پول کرد، کمبود دلار به وجود آمد، واردات مختل شد، و به همین دلیل مردم به خیابانها آمدند.
این دیپلماسی اقتصادی است. بدون شلیک حتی یک گلوله، و اوضاع بهخوبی در حال پیش رفتن است.
این حرف آنقدر حیرتآور است که نیویورکتایمز و واشنگتنپست جرأت نکردند آن را منتشر کنند. چون بسنت دارد توضیح میدهد که آمریکا عمداً با ابزار مالی دولت را زمین زده، ناآرامی ایجاد کرده و میگوید «اوضاع خیلی مثبت پیش میرود».
این میزان ابتذال آنقدر شوکهکننده است که رسانههای جریان اصلی حتی به آن دست نمیزنند.
در عوض، هر روز داستانهایی درباره سوءمدیریت و فساد و رنج مردم منتشر میکنند، بدون اینکه بگویند وزیر خزانهداری آمریکا صریحاً گفته این بازیِ ماست.
این همان اسلحه کردن دلار است: ایجاد آشوب، ورشکستگی بانکها، فروپاشی پول ملی، کشاندن مردم به خیابانها. و او حتی زنجیره علت و معلول را توضیح میدهد و تأییدش میکند.
اگر مردم فکر میکنند چنین جهانی قرار است امن باشد، متأسفم؛ این مسیر مستقیم به نابودی و فاجعه است. این گانگستریسم خالص است، علیه تمام اصول.
و اینکه چرا مرتس یا اروپاییها شریک این گانگستریسم شدهاند، واقعاً برایم قابل فهم نیست؛ در حالی که خودشان طرف مذاکرات برجام بودند و دیدند آمریکا چگونه آن را کشت.
آنها حقیقت را میدانند، اما حقیفت را نمیگویند .





