بدون دیدگاه

تحولات توسعه‌ای پیش از انقلاب در مناطق کردنشین غرب ایران

امنیت و مرز در گفت‌وگو با احسان هوشمند

#بخش_سیزدهم 

در ادامه گفت‌وگوهای مطالعات مرز، به بررسی وضعیت سیاسی کردستان در آستانه انقلاب اسلامی رسیدیم. پیش از ادامه بحث و برای افزایش آگاهی خوانندگان درباره شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور در آستانه انقلاب، بحث را با بررسی وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کردستان در سال‌های پیش از انقلاب، در آستانه انقلاب و سال‌های پس از آن ادامه می‌دهیم. برای آغاز گفت‌وگو بفرمایید کردستان در دهه 30، 40 و 50 در چه شرایطی بود؟

برای پاسخ به این پرسش باید شاخص‌های مورد نظر درباره سه استان کردستان، بخش‌های کردنشین استان آذربایجان غربی و استان کرمانشاه را در این سال‌ها بررسی کنیم که البته خود یک کار پژوهشی مستقل می‌طلبد و نیازمند بررسی بیشتری است. در اینجا در حد مقدورات و توان و اطلاعاتی که گردآوری شده، تلاش می‌کنم برخی از شاخص‌های استان کردستان را در این دوره در کانون توجه بگذارم و نگاهی هم به بخشی از استان آذربایجان غربی یعنی مهاباد و بخشی از مناطق کردنشین این استان داشته باشم. تلاش می‌کنم در اینجا توضیحی ارائه کنم که از نظر اجتماعی در آستانه انقلاب شرایط این مناطق به چه وضعی بوده است.

در نخستین سرشماری کشور در سال 1335 جمعیت استان کردستان 555.413 نفر بود. در استان آذربایجان غربی، جمعیت شهرستان مهاباد که در آن دوره شامل بوکان و میاندوآب هم می‌شد 233.751 نفر بود. جمعیت شهرستان کرمانشاه هم 298.176 تن گزارش شده است. شهرستان سنندج در سال 1335 که شامل سنندج و کامیاران و دیواندره می‌شد حدود 266.693 نفر جمعیت داشت. جمعیت قروه کردستان 115.512 نفر، سقز (بانه در این سال بخشی از سقز است) 92.434 نفر و گروس (بیجار گروس) 80.774 نفر اعلام شده است. برخی شاخص‌های دیگر نیز در سرشماری 1335 حائز اهمیت است که تصویری از ایران آن دوره و به‌ویژه بخشی از ایران یعنی غرب کشور را ارائه می‌کند. در سال 1335 از 891 روستای شهرستان مهاباد، 148 روستا دارای مدرسه دولتی یا ملی بود و در 277 روستا یک یا چند رادیو وجود داشت. شش روستا هم دارای گرمابه عمومی بود. گرمابه یا حمام خصوصی و شخصی هم در روستاها استثنا بود، چون لوله‌کشی آب صورت نگرفته بود. در شهرستان کرمانشاه با 939 روستای دارای جمعیت زیر 5 هزار نفر 42 روستا دارای مدرسه دولتی یا ملی بود و فقط 2 روستا یا 2/. درصد از مجموع دهات کرمانشاه دارای درمانگاه یا مؤسسات بهداشتی دیگر بودند. 68 روستا دارای گرمابه عمومی بودند و در 128 روستا یک رادیو وجود داشت. در شهرستان سنندج از 951 روستای دارای کمتر از 5 هزار نفر جمعیت 84 روستا دارای مدرسه دولتی یا ملی و فقط 7 روستا یا 11 درصد روستاها دارای درمانگاه یا مؤسسات بهداشتی دیگری بود. 5 روستا دارای گرمابه عمومی و در 191 روستا یک یا چند رادیو وجود داشت. در شهرستان قروه از 337 روستای دارای جمعیت زیر 5 هزار نفر 33 روستا دارای مدرسه دولتی یا ملی بود. 1 درصد دهات دارای مؤسسات بهداشتی یا درمانگاه بود. در 104 روستا هم یک یا چند رادیو وجود داشت. شهرستان گروس یا بیجار گروس هم در سال 1335 دارای 284 روستای کمتر از 5 هزار جمعیت بود.41 روستا دارای مدرسه دولتی‌ ملی بود و 87 روستا دارای گرمابه عمومی بود. در 69 روستا یک یا چند رادیو وجود داشت. شهرستان سقز هم با 446 روستای کمتر از 5 هزار نفر تنها 56 روستای دارای مدرسه دولتی یا ملی داشت و فقط یک روستا یا 2/. درصد از مجموع دهات دارای درمانگاه یا مؤسسات بهداشتی بود. دو روستا دارای گرمابه عمومی بود و در 120 روستا یک یا چند رادیو وجود داشت.

این آمارها در کنار شاخص‌های دیگر تصویری هرچند ناقص را از غرب کشور در دهه 30 در حوزه‌های روستایی، فرهنگی، بهداشتی و اجتماعی تا حدودی نمایش می‌دهد. فقر عمومی و محدودیت در دسترسی به خدمات اساسی مانند بهداشت و درمان و آموزش عمومی و مانند آن شرایط دشواری پیش‌روی ملت ایران و به‌ویژه مردم کرد در غرب کشور قرار داده بود، اما تحولات دهه 40 و نیز اجرای برنامه‌های عمرانی کشور و البته افزایش درآمدهای نفتی کشور به دلیل افزایش قیمت نفت امکانی برای دولت فراهم کرد تا در دهه 40 و ابتدای دهه 50 خدمات بیشتری ارائه دهد و تا حدودی شاخص‌های توسعه، اما توسعه ناپایدار و ناموزون، دگرگون شود.

وضعیت این مناطق در دهه 40 خورشیدی در آمارهای موجود چگونه است؟

بر اساس سرشماری 1345 یعنی 12 سال پیش از انقلاب جمعیت استان کردستان با حدود 70 هزار نفر رشد نسبت به سرشماری پیشین، حدود 620 هزار نفر بود. حدود 5/16 درصد از جمعیت استان کردستان در شهرها ساکن بودند و اکثریت قاطع جمعیت استان کردستان روستانشین بود، یعنی 5/83 درصد از جمعیت استان کردستان در سال 1345 روستانشین بود. همین آمار نشان می‌دهد شیوه غالب زندگی مردم برآمده از شیوه معیشت روستانشینی یعنی کشاورزی و باغداری و دامداری بوده است. مناسبات اجتماعی نیز تحت تأثیر این ویژگی قرار داشت. بر اساس آمارهای اعلامی از جمعیت ده‌ساله و بالاتر شاغل استان در سال 1350 یعنی 168.500 نفر شاغلین ده‌ساله و بالاتر استان کردستان 122.994 نفر یا 4/69 درصد در بخش کشاورزی، جنگلبانی و شکار اشتغال داشته‌اند. این آمار هم مؤید مفروض پیشین یعنی غلبه شیوه معیشت روستایی و کشاورزی در سطح استان کردستان در این سال‌ها است. نسبت جنسی در سرشماری 1345 به نفع مردان بوده و در برابر هر 100 زن 4/112 نفر مرد وجود داشته است. جمعیت شهرنشین استان کردستان بر اساس سرشماری قبلی یعنی سرشماری 1335 حدود 6/14 درصد بود که در سرشماری 1345 حدود 2 درصد رشد داشته و به بیش از 16 درصد رسیده است. رشد جمعیت شهرنشین در این 10 سال افزایشی، اما نه‌چندان شتابان بوده است. در سال 1345 همچنان بخش بزرگی از جمعیت استان کردستان یعنی حدود 83 درصد روستایی است. رشد جمعیت شهرنشین و درنتیجه بزرگ شدن شهرهایی چون سنندج در پی این رشد هم ‌اجتناب‌ناپذیر است.

در اوایل دهه 50 خورشیدی استان کردستان از نظر تقسیمات کشوری شامل 6 شهرستان سنندج، بیجار گروس، قروه، سقز، مریوان و بانه و 8 شهر و 16 بخش و 49 دهستان و حدود 1917 روستای دارای سکنه و خالی از سکنه بود که 1864 روستا مسکونی بود. جمعیت روستاهای استان کردستان 517.155 نفر بود. مرکز استان یعنی شهر سنندج در سرشماری 1335 دارای جمعیت 40.641 نفری بود و در سرشماری 1345 نیز 54.578 نفر سرشماری شده است. مرکز استان کردستان و بزرگ‌ترین مرکز شهری استان کردستان یعنی سنندج شهر به نسبت کوچکی است و جمعیت سنندج به 55 هزار نفر نیز نرسیده است.

از نظر ساختار سنی جمعیت نیز کل جمعیت 619.573 نفر جمعیت زن و مرد استان کردستان، 4/45 درصد در گروه سنی 0-14 سال،2/50 درصد در گروه سنی 15 تا 64 ساله و 4/4 درصد در گروه سنی 65 ساله و بالاتر توزیع شده بود. ساخت سنی جوان جمعیت استان کردستان از آمارهای فوق هویدا می‌شود.

حدود 6/99 درصد جمعیت استان مسلمان و نسبت کمی از جمعیت به ترتیب کلیمی، ارمنی، زرتشتی، آسوری و سایر مسیحیان گزارش شده است. در سال 1345 جمعیت برخی شهرستان‌های کردنشین مستقر در آذربایجان غربی هم به شرح زیر است: مهاباد 15.1400 نفر، سردشت 36.200 نفر و پیرانشهر 41.200 نفر. ضمن آنکه در دیگر شهرستان‌ها ازجمله در رضائیه (ارومیه)، نقده و ماکو و خوی هم گروه زیادی از کردزبان‌ها زندگی می‌کردند. بوکان و میاندوآب هم در این دوره بخشی از شهرستان مهاباد بود. در سال 1345 شهر مهاباد 28.610 نفر جمعیت داشت و در سال 1355 جمعیت شهر مهاباد با 54 درصد رشد در دوره ده‌ساله به 44.017 نفر بالغ شد. رشد شتابان جمعیت شهر مهاباد در این دوره زمانی قابل ‌توجه و بررسی بیشتر است.

در سال 1345 در استان کردستان 105.489 واحد مسکونی وجود داشت. از مجموع حدود 105 هزار واحد مسکونی تنها 8.655 واحد دارای برق، 2.667 واحد دارای آب لوله‌کشی، 9.047 واحد با استفاده از چاه آب، 7.513 واحد مسکونی با استفاده از آب قنات و 7.790 واحد با استفاده از رودخانه و 73.317 واحد نیز به‌وسیله چشمه و سایر روش‌ها آب خود را تأمین می‌کردند. این شاخص‌ها ابعاد دیگری از تجارب مردم در کشور به‌ویژه در غرب کشور را نمایش می‌دهد.

از 105 هزار واحد نیز عمر 81.803 واحد بیش از 10 سال عمر داشت. برحسب نوع مصالح به‌کاررفته در واحدهای مسکونی در سال 1345، تعداد 679 واحد از آجر و آهن،281 واحد از سنگ و آهن، 76 واحد بتون‌آرمه،20.800 واحد از سنگ و چوب،3200  واحد از آجر و چوب، 654 واحد از چوب، 53.263 واحد از خشت و چوب و 26.091 واحد مسکونی نیز از خشت و گل و 5 واحد از حصیر و 440 واحد با استفاده از دیگر مصالح ساخته شده بود. در سال 1345 از مجموع 118.451 خانوار ساکن در استان کردستان تنها 26 خانوار از گاز، 39.421 خانوار از نفت و 33.851 خانوار از هیزم استفاده می‌کردند. رفاه و امنیت در ساختار خانواده‌ها از خلال این آمار هم نمایانگر است.

نسبت باسوادی در سال 1345 در استان کردستان به تفکیک شاخص جنسیت برای مردان هفت‌ساله و بالاتر 8/21 درصد و برای زنان تنها 7/5 درصد بود. برای مناطق شهری مردان 1/43 درصد و برای زنان شهری 3/8 درصد باسواد گزارش شده‌اند. باسوادی برای زنان روستایی در سال 1345، 2/1 درصد و برای مردان 7/14 درصد بود. پایین بودن آمار باسوادی در روستاها و نیز برای زنان بسیار مشهود و چشمگیر است.

وضعیت آن سامان در دهه 50 چگونه است؟

در سال‌های 1350 و 1351 نسبت ازدواج و طلاق در استان کردستان میزان استحکام مناسبات خانوادگی در آن دوره را بازگو می‌کند. در سال 1350 در برابر 4154 ازدواج ثبت‌شده در استان کردستان 495 طلاق ثبت شده است، یعنی در برابر ازدواج‌های صورت گرفته 9/11 درصد طلاق ثبت شده است. در سال 1351 روند طلاق افزایشی بوده و در برابر 5044 ازدواج 708 طلاق ثبت شده است؛ یعنی در برابر ازدواج‌های صورت‌گرفته 14 درصد طلاق ثبت شده است. نسبت طلاق در فاصله 1350 تا 1351 روند رو به رشدی را نشان می‌دهد. در سال 1351 این نسبت برای مناطق شهری 9/24 طلاق در برابر ازدواج‌های ثبت‌شده در همان سال است که نشانگر آمار بالای طلاق در مناطق شهری است. در مناطق روستایی این نسبت 2/8 درصد طلاق در برابر ازدواج‌های ثبت شده است. طلاق در دهه‌های بعدی به‌ویژه در دهه 70 و 80 در استان کردستان حتی در مناطق روستایی روند رو به رشدی را تجربه کرده است.

از نظر شاخص سواد نیز وضعیت استان کردستان در این دوره حائز اهمت است. در سال 1350 از کل جمعیت هفت‌ساله و بالاتر استان کردستان در کل استان 3/14 درصد باسواد بودند؛ یعنی حدود 85 درصد جمعیت استان کردستان که لازم التعلیم بودند در این سال‌ها بی‌سواد بودند. برای مناطق شهری نسبت باسوادی جمعیت هفت‌ساله و بالاتر 1/43 درصد است و برای مناطق روستایی میزان باسوادی جمعیت هفت‌ساله و بیشتر تنها 3/8 درصد گزارش شده است.

در سال 1350 نسبت باسوادی جمعیت هفت‌ساله و بالاتر در حال دگرگونی بود و بعد از 5 سال این نسبت با 5 درصد رشد به 4/19 درصد باسوادی برای کل استان کردستان و 5/50 درصد هفت‌ساله و بالاتر در مناطق شهری و 2/12 درصد برای مناطق روستایی رسید. از نظر تفکیک جنسیتی هم رشد در مناطق شهری بیشتر بود، به‌گونه‌ای که از مردان هفت‌ساله و بالاتر کل استان این رقم به 7/28 درصد باسواد و مردان شهری 2/63 درصد و مردان روستایی به 9/20 درصد رسید. از نظر سواد زنان هفت‌ساله و بالاتر هم این نسبت 5/8 درصد برای کل استان، 3/36 درصد برای زنان شهری و تنها 2 درصد برای زنان روستایی گزارش شده است. 43.617 نفر از جمعیت هفت‌ساله در مناطق شهری و 344.754 نفر از جمعیت هفت‌ساله و بالاتر استان کردستان در روستاها بی‌سواد گزارش شده‌اند.

برخی شاخص‌های دیگر تصویر ارائه‌شده از استان کردستان در این دوره را شفاف‌تر می‌کند. در سال 1351 در نقاط شهری استان کردستان تعداد 10 بیمارستان با 320 تخت فعالیت داشتند.32 مرکز بهداشتی و درمانی و 19 داروخانه فعالیت داشته‌اند. در سال 1351 در کل استان کردستان 94 پزشک،13 دندان‌پزشک،11 دکتر داروساز و 22 ماما و 15 پرستار اشتغال به خدمت داشته‌اند. شاخص‌های بهداشتی و درمانی در این دوره وضعیت رضایت‌بخشی ندارند.

در سال 1351 تعداد کتابخانه‌های استان 7 باب و کتابخانه کودکان 2 باب گزارش شده است. در سال 1351 تعداد زمین فوتبال خاکی استان 9 زمین، زمین والیبال 29 و زمین بسکتبال 26 مورد بود. همچنین در سال 1351 در استان کردستان 10 پارک، 2 پارک کودک، 5 هتل، 5 مهمانخانه، 35 مسافرخانه، 117 مکان مذهبی، 52 گرمابه عمومی و 29 گرمابه خصوصی فعالیت داشته است. ورزش و اوقات فراغت و نحوه گذران آن تابعی از این شاخص‌هاست.

در سال 1350 تنها 11 کارگاه بزرگ صنعتی با 523 کارگر فعالیت داشته است. کل راه‌های استان کردستان در سال 1351 حدود 1410 کیلومتر بود که 249 کیلومتر آسفالت درجه دو، 38 کیلومتر آسفالت سرد، 1039 کیلومتر شنی و 84 کیلومتر خاکی بوده است. وضعیت راه‌ها هم چندان مطلوب نبود. در مهاباد هم در سال 1351 حدود پنج کیلومتر راه آسفالته و 157 کیلومتر در دست آسفالت و 473 کیلومتر شنی و 20 کیلومتر خاکی وجود داشت. در سال 1358 طول راه‌های مهاباد به 324 کیلومتر رسیده بود که 53 کیلومتر آسفالته، 10 کیلومتر فرعی و 261 کیلومتر شنی بود. زیرساخت‌های ارتباطی هم وضعیت رضایت‌بخشی را نمایش نمی‌دهند.

در سال‌های پس و پیش از انقلاب این شاخص‌ها چه تفاوتی داشتند؟

در سال 1355 استان کردستان شاهد تغییراتی در شاخص‌های جمعیتی و اجتماعی بود. جمعیت استان کردستان به 783.740 نفر رسید. جمعیت شهرنشین در سال 1355 نسبت به سال 1345 با رشد محسوسی روبه‌رو شد و از حدود 5/16 درصد جمعیت شهرنشین در سال 1345 به 3/24 درصد جمعیت شهرنشین در سال 1355 رسید، یعنی جمعیت شهری به‌سرعت افزایش یافت، اما همچنان دوسوم جمعیت استان در روستاها ساکن بود. افزایش جمعیت شهرنشین در این دوره ده‌ساله تحت تأثیر متغیرهای زیادی ازجمله اصلاحات ارضی و مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها و البته افزایش نسبی رفاه شهری بود.

شاخص طلاق نسبت به ازدواج در این دوره تفاوت مشهودی نداشت. در سال 1355 در برابر 4629 ازدواج ثبت‌شده 643 طلاق ثبت شده که نشانگر نسبت 9/13 درصد طلاق به ازدواج است، اما روند طلاق در مناطق شهری در حال افزایش چشمگیری بود و به 1/28 طلاق در برابر 100 ازدواج رسید که حتی امروزه هم در کشور رقم بالایی محسوب می‌شود. این نسبت برای مناطق روستایی حدود 4 درصد بوده که رقم بسیار کمی محسوب می‌شود. طلاق به‌عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی در کشور و استان کردستان نیازمند بررسی‌های بیشتری است، اما در این دوره احتمال دارد این تحول جدا از اینکه تابعی از تحول در مناسبات اجتماعی بوده تا حدودی تحت تأثیر سنت «لفظ» طلاق هم باشد. در میان اهل سنت شافعی مذهب کشور اگر مردی درباره همسر خود لفظ طلاق را به کار برده و وی را با لفظ بدون حضور در محضر سه‌طلاقه کند همسرش بر وی حرام می‌شود.

در سال 1355 حدود 42 درصد از 214.770 نفر شاغل استان در بخش کشاورزی، جنگلداری، شکار و ماهیگیری فعالیت داشتند. غلبه معیشت به‌وسیله بخش کشاورزی همچنان استمرار دارد هرچند از نسبت آن کاسته شده بود.

در سال 1355، از مجموع جمیعت 615.869 نفر شش‌ساله و بالاتر در استان کردستان در این سال حدود 30 درصد می‌توانستند بخوانند و بنویسند. این نسبت برای مردان 8/43 درصد و برای زنان 15 درصد است. در مناطق شهری 6/55 درصد از شش‌ساله‌ها و بالاتر سواد خواندن و نوشتن داشتند و برای مردان شهری 4/66 و برای زنان شهری 7/42 درصد اعلام شده بود. در مناطق روستایی در سال 1355 در استان کردستان 3/21 درصد سواد خواندن و نوشتن داشتند که این نسبت برای مردان 6/35 درصد و برای زنان روستایی 4/6 درصد بوده است. در این دوره هرچند به‌صورت نسبی شاهد افزایش شمار افراد باسواد هستیم، اما همچنان بیش از نیمی از جمعیتِ نیازمند آموزش بی‌سواد هستند و البته افزایش سواد در دوره‌های بعدی تحصیل نیز با محدودیت‌هایی روبه‌رو است. در سال تحصیلی 1355- 1356 در استان کردستان 26 کودکستان و 843 دبستان فعالیت داشته است. 707 دبستان سپاه دانش و 52 مدرسه راهنمایی و 19 دبیرستان دولتی و 11 مدرسه حرفه‌ای و فنی نیز در استان فعالیت داشت.

در سال 1355 در استان کردستان 6 استادیوم ورزشی مورد بهره‌برداری و 7 استادیوم در دست‌ساخت و 6 سالن ورزشی مورد بهره‌برداری و 5 ساختمان در دست ‌ساخت فعالیت داشتند. زمین فوتبال چمن یک مورد، خاکی 9 مورد، زمین والیبال 68 و زمین بسکتبال 43 مورد گزارش شده است. تعداد بیمارستان و زایشگاه‌ها در استان کردستان در سال 1355 به 10 مورد با 437 تخت رسیده بود و 90 درمانگاه و 15 آزمایشگاه و 20 داروخانه نیز در این سال در سطح استان فعالیت داشتند.123 پزشک عمومی، 29 پزشک متخصص و 14 دندان‌پزشک در استان کردستان اشتغال داشتند.

جمعیت شهر سنندج از 54.578 نفر در سال 1345 به 95.872 نفر در سال 1355 رسید، یعنی شهر سنندج در این دوره از نظر جمعیتی 76 درصد رشد داشت. مراکز شهری استان کردستان در این دوره از نظر جمعیت رشد چشمگیری را تجربه کردند، این یعنی بر شمار حاشیه‌نشینان شهرها افزوده شده بود. دیواندره و سقز و کامیاران و قروه و مریوان و بانه از حداقل 72 تا حداکثر 357 درصد رشد جمعیتی داشتند و تنها شهر بیجار است که با 46 درصد رشد جمعیت در رتبه آخر استان کردستان قرار می‌گیرد. در سال 1355 از جمع 212.968 نفر جمعیت شاغل ده‌ساله و بالاتر 91.650 نفر یعنی 43 درصد در بخش کشاورزی، شکار، جنگلداری و ماهیگیری اشتغال داشتند. روند تغییرات اقتصادی و اجتماعی در استان کردستان ازجمله اصلاحات ارضی و ظهور مشاغل جدید صنعتی و ساختمانی و دیگر مشاغل موجب این تغییرات شده بود. لازم است یادآوری شود در این دوره برخی افراد تلاش زیادی برای توسعه و آبادانی و پیشرفت غرب کشور ازجمله استان کردستان داشتند که یکی از آن‌ها استاندار کردستان شادروان مهدی رئوفی است. در سال‌های 1346 تا 1349 مهدی رئوفی استانداری استان کردستان را در دست داشت که منشأ خدمات زیادی برای استان کردستان ازجمله توسعه زیرساخت‌ها و تأسیس مراکز ورزشی و رفاهی و خیابان‌کشی و پارک‌ها و مواردی از این ‌دست بود. نام رئوفی در کردستان با احترام یاد می‌شود. این موضوع نشانگر قدرشناسی مردم از مسئولان خادم است.

آمارهایی که ارائه شد تا حدودی ضمن آنکه شرایط و وضعیت غرب کشور و به‌ویژه استان کردستان را در سال‌های پیش از انقلاب نشان می‌دهد حاوی گزارشی مختصر از روند دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی این مناطق نیز هست. با رشد جمعیت شهرنشین، افزایش شمار جمعیت باسواد به‌ویژه زنان و روستاییان، تغییر در ساختار معیشتی منطقه و گذر تدریجی از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی به اقتصاد مبتنی بر خدمات و مشاغل جدید اداری و صنعتی و ساختمان‌سازی و دگرگونی‌هایی از این ‌دست به‌تدریج نمودهای جدیدی از تجدد در این مناطق هویدا می‌شود. این امر دگرگونی مناسبات اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.

در برنامه‌های عمرانی کشور چه طرح‌هایی برای غرب کشور در نظر گرفته شده بود؟

در برنامه‌های عمرانی کشور پیش از انقلاب، از برنامه عمرانی نخست از سال 1328 تا 1334 تا برنامه پنجم از 1351 تا 1356 دولت‌های وقت تلاش کردند تا با سرمایه‌گذاری در استان‌های مرزی ازجمله در غرب کشور بخشی از مشکلات را مرتفع کنند. عمران منطقه‌ای و ایجاد تعادل بین مناطق مختلف کشور از نظر توزیع تأسیسات و تسهیلات اجتماعی و رفاه رویکردی بود که البته کارکردهایی در پی داشت. به‌ عنوان مثال در برنامه چهارم توسعه چند نوع قطب توسعه‌ای مانند قطب کشاورزی یا قطب صنعتی و قطب ارتباطی و قطب توریستی تعریف شده بود. برای کرمانشاه قطب صنعتی و برای مهاباد قطب کشاورزی تعریف شده بود. اجرای برنامه‌های پنج‌گانه عمرانی و توسعه کشور در پیش از انقلاب همچون دیگر نقاط ایران اثرات مستقیمی بر دگرگونی و تحول در سبک زندگی و مناسبات اجتماعی در غرب کشور بر جای گذارد. برنامه اول اسفندماه 1329 تصویب می‌شود و افزون بر تأسیس سازمان برنامه و بودجه کشور، در حین اجرا به دلیل رویدادهای مرتبط با ملی شدن نفت، اقدام مهمی در جهت اجرای آن صورت نمی‌گیرد. در این برنامه مصوب شده بود اعتباراتی که برای شهرستان‌ها منظور شده است به کارهای تولیدی و عمرانی و کشاورزی و امور اجتماعی هر شهرستان اختصاص دارد ‌که تحت نظر سازمان برنامه و طبق قانون برنامه به مصرف برسد.

برنامه اول کشاورزی‌محور بود. در حین اجرای برنامه نیز کشور شاهد رشد تولیدات کشاورزی بود. برنامه هفت‌ساله دوم در سال 1334 مصوب شد. در برنامه دوم دولت برای انجام این امور مکلف شد «تولید و بهبود و تکثیر صادرات و تهیه مایحتاج مردم در داخله کشور و ترقی کشاورزی و صنایع و اکتشاف و بهره‌برداری از معادن و ثروت‌های زیرزمینی و اصلاح و تکمیل وسایل ارتباط و اصلاح امور بهداشت عمومی و انجام هر نوع عملیاتی برای عمران کشور و بالا بردن سطح فرهنگ و زندگی افراد و بهبود وضع معیشت عمومی». برنامه سوم به‌صورت پنج‌ساله و از مهرماه 1341 فاز اجرایی آن شروع شد و سال 1346 به اتمام رسید. برنامه چهارم عمرانی کشور در سال 1347 آغاز شد. هدف اصلی این برنامه تسریع رشد اقتصادی کشور با اتکا بیشتر بر توسعه صنعتی، توزیع عادلانه‌تر درآمد و کاهش نیازمندی به خارج از کشور بود. برنامه عمرانی پنجم کشور نیز از سال 1352 تا 1356 اجر شد. این برنامه تحت تأثیر افزایش چشمگیر قیمت نفت تدوین شد. برنامه پنجم با اهداف بلندپروازانه‌ای تدوین شده بود: «‌الف. ارتقای کیفیت زندگی همه گروه‌ها و قشرهای اجتماعی کشور؛ ب. حفظ رشد سریع، متوازن و مداوم اقتصادی همراه با حداقل افزایش قیمت‌ها؛ پ. افزایش درآمد طبقات مختلف با تأکید خاص در مورد ارتقای سطح معیشت گروه‌های کم‌درآمد؛ ت. گسترش جامع‌تر عدالت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با تأکید خاص در مورد توزیع عادلانه‌تر خدمات در سطح همه گروه‌ها و قشرهای اجتماعی؛ ث. بهبود کیفیت و افزایش عرضه نیروی انسانی فعال کشور به‌منظور افزایش بازدهی و برطرف کردن تنگناهای توسعه؛ ج. حفاظت، احیا و بهبود محیط زیست و اعتلای کیفیت زندگی جامعه به‌خصوص در نقاط پرجمعیت؛ چ. توسعه علوم و تکنولوژی و گسترش قوه خلاقه و ابتکار جامعه؛ ح. ایجاد مزیت نسبی در تولید و صدور کالاهای صنعتی در سطح بین‌المللی؛ خ. حداکثر استفاده از منابع ارزی برای جبران کمبودهای داخلی و مهار کردن فشارهای تورمی، سرمایه‌گذاری در خارج و ایجاد ثروت‌های ملی در جهت جایگزین کردن منابع پایان‌پذیر نفت؛ د. نگهداری و زنده کردن میراث ارزنده فرهنگی، پژوهشی و آموزش فرهنگی و هنری، گسترش فرهنگ و هنر، ایجاد تسهیلات برای آفرینش هنری و ادبی و گسترش روابط فرهنگی».

شرایط ویژه ایران در آن دوره و نیز ضعف ساختار علمی و کارشناسی کشور موجب شده بود تا این برنامه‌ها با مشاوره نهادهای خارجی تدوین شود. هرچند برنامه‌های اجراشده پنج‌گانه به‌صورت کامل به اهداف خود نرسید یا اینکه دچار برخی تعارض‌های درونی بود، اما در تغییر شرایط و افزایش سطح رفاه عمومی اثرات چشمگیری بر جای گذاشت. با این حال رشد اقتصادی حاصل از اجرای این برنامه‌ها نه‌تنها نتوانست بر نابرابری مناطق مختلف کشور غلبه کند، بلکه به ابعاد نابرابری‌ها افزود. این نابرابری هم با گسترش مراکز جمعیتی فقیرنشین همچون حاشیه شهرها و هم خالی شدن روستاهای زیادی از جمعیت خود را نشان داد. در غرب کشور ازجمله طرح کشت و صنعت مهاباد تحت تأثیر این برنامه‌ها قرار داشت و اثراتی اقتصادی بر جای گذاشت یا اینکه برخی مراکز صنعتی مانند صنایع نفت در کرمانشاهان توسعه یافت، اما این اقدامات اثرات مثبت چندانی در توسعه ‌این مناطق و تعدیل شکاف‌های توسعه‌ای با دیگر نقاط برخوردارتر کشور در پی نداشت. تورم اواسط دهه 50 هم از دیگر پیامدهای این برنامه‌ها بود. برای اتمام این بحث چند آمار را بیان می‌کنم که نشانگر اثرات اجرای این برنامه‌ها در ناموزونی توسعه کشور بر اساس استان‌هاست.

در درون استان‌ها هم در میان شهرستان‌ها ناموزونی برجسته شده بود. نتیجه این ناموزونی در مقایسه استان‌های کشور در سال 1355 خود را در برخی آمارها این‌گونه نشان می‌دهد. در سال 1355 نرخ بیکاری جمعیت فعال برای کشور 2/10 درصد بود. برخی استان‌ها مانند تهران 8/3 یا مرکزی 4/4 درصد و خراسان 5/3 درصد و کرمان 4 درصد بود، در حالی که نرخ بیکاری در استان گیلان در این سال 5/43 درصد، مازندران 24 درصد و خوزستان 8/14 درصد و برای استان کردستان نرخ بیکاری در سال 1355 در کل استان 2/15 درصد گزارش شده است. نرخ بیکاری مناطق شهری کشور در سال 1355 برابر با 1/5 درصد گزارش شده که این رقم برای شهر تهران 7/3 درصد، مرکزی 6/4 درصد، آذربایجان شرقی 6/4 درصد و اصفهان 9/3 درصد بود، اما برای گیلان 5/12 درصد ثبت شده است. استان کردستان در مناطق شهری در سال 1355 شاهد نرخ بیکاری 5/4 درصد بود.

بیکاری نقاط روستایی کشور در سال 1355 با نرخی بیش از معدل کشوری برابر با 2/14 درصد یعنی حدود 3 برابر نرخ بیکاری مناطق شهری بود. روستاها در این دوره با بحران بیکاری دست‌وپنجه نرم می‌کردند. بخشی از این وضعیت ناشی از پیامدهای اصلاحات ارضی است که خود را نمایش داده است. نرخ بیکاری در روستاهای تهران و مرکزی 3/4 درصد، کرمان 1/4 درصد و خراسان 2/4 درصد بود و در برابر برای مناطق روستایی استان گیلان 9/52 درصد، مناطق روستایی مازندران 3/30 درصد و خوزستان 5/21 درصد و بوشهر 2/24 درصد گزارش شده است. استان کردستان در سال 1355 برای مناطق روستایی شاهد نرخ بیکاری بسیار بالا یعنی 2/18 درصد بود. جدا از ابعاد تأسف‌بار بیکاری در سال 1355 در برخی از استان‌های کشور و در مناطق روستایی کشور، ناموزونی ساختار اقتصادی کشور در خلال این آمارها نمایان می‌شود.

در سال 1355 از جمعیت شش‌ساله و بالاتر کشور 5/47 درصد در کل کشور باسواد بودند. این نسبت برای مردان 9/89 درصد و برای زنان 5/35 درصد است. در مناطق شهری 5/65 درصد جمعیت شش‌ساله و بالاتر مرد و زن باسواد بوده که برای مردان این نسبت در مناطق شهری 4/74 درصد و برای زنان 6/55 درصد بود. در مناطق روستایی از جمعیت شش‌ساله و بالاتر برای مرد و زن 5/30 درصد باسواد و برای مردان 6/43 درصد و برای زنان 3/17 درصد باسواد گزارش شده است. نسبت باسوادی در این سال برای استان کردستان 30 درصد یعنی نسبت بسیار کمتری از معدل کشوری بود. 5890 نفر پزشک متخصص در سال 1358 در کل کشور به فعالیت اشتغال داشتند. 4082 نفر از این پزشکان متخصص در تهران، 213 نفر در آذربایجان شرقی،273 نفر در فارس و 277 نفر در خراسان اشتغال داشتند در حالی که پزشکان متخصص در کردستان 12، بوشهر 3 نفر، سیستان و بلوچستان 4 نفر گزارش شده است. از 12 پزشک متخصص استان کردستان در این سال 11 نفر در سنندج، مرکز استان، فعالیت داشتند و یک نفر هم در بیجار بود. البته تذکر این نکته هم ضروری است که تعداد کل پزشکان عمومی و متخصص استان کردستان از سال 1350 که 85 نفر بود در سال 1357 به 139 نفر افزایش یافت. در سال 1350، 13 دندان‌پزشک در استان کردستان فعالیت می‌کرد که این رقم در سال 1357 به 16 دندان‌پزشک رسید. در سال 1358 از 20 دندان‌پزشک استان کردستان 15 تن در سنندج اشتغال داشتند. از مجموع 565 بیمارستان کشور هم در سال 1358 135 بیمارستان در تهران، 38 بیمارستان در آذربایجان شرقی، 57 بیمارستان در استان خراسان و 47 بیمارستان در استان اصفهان بود، در حالی که در استان بوشهر 3 بیمارستان، ایلام دو بیمارستان، سیستان و بلوچستان 8 و کردستان 10 بیمارستان فعالیت داشتند. بین سال‌های 1345 تا سال 1355 تعداد واحدهای مسکونی افزایش زیادی داشت. در کل کشور تعداد واحدهای مسکونی در سال 1355 نسبت به 1345 80/36 درصد افزایش داشته است. در استان مرکزی (شامل تهران) این نسبت 4/51 درصد، اصفهان 96/49 درصد و خوزستان 47/39 درصد افزایش و کردستان با نسبت بسیار کمتری از میانگین کشور 20/23 درصد و زنجان 28/20 درصد افزایش شمار واحدهای مسکونی از سال 1345 تا 1355 را نشان می‌دهد. ناموزونی روند توسعه کشور در دهه 40 و 50 خورشیدی تا حدود زیادی خود را در آمارهایی که بیان شد نشان می‌دهد. استان کردستان و بسیاری دیگر از نقاط ایران ازجمله بوشهر و ایلام و سیستان و بلوچستان و دیگر استان‌ها علی‎رغم برخی اقدامات صورت‌گرفته در افزایش توان توسعه‌ای، همپای دیگر نقاط کشور روند توسعه را طی نکردند. هرچند در نگاهی عام‌تر کل کشور با اختلال در روند توسعه دست به ‌گریبان بود.

در اواخر دهه 40 خورشیدی و ابتدای دهه 50 خورشیدی در کنار مرزهای غربی کشور در عراق رویدادهای مهمی ظهور و بروز کرده بود. تشدید درگیری میان حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ملامصطفی بارزانی با ارتش عراق که در سیطره حزب بعث به رهبری حسن البکر و صدام حسین بود به اوج خود رسیده بود و ایران و نیروهای نظامی و امنیتی کشور در کمک به حزب دموکرات کردستان عراق، درگیر این بحران شده بودند. بخشی از غرب کشور به دلیل رفت‌وآمد نیروهای درگیر در عراق به داخل ایران نیز تا حدودی متأثر از این درگیری‌ها بود. با تضعیف موقعیت کردهای عراق در جنگ با دولت عراق و سپس انعقاد قرارداد 1975 الجزایر میان شاه ایران و دولت عراق که صدام حسین به نمایندگی عراق در آن شرکت کرده بود اگرچه روابط ایران و عراق به حالت عادی بازگشت اما دیری نپایید که با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 کشور و مناطق کردنشین ایران وارد مرحله تازه‌ای از تحولات سیاسی و اجتماعی شدند.

اگر موافق باشید برای جلوگیری از خستگی خوانندگان عزیز، بحث درباره تحولات سیاسی کردستان در آستانه انقلاب را به شماره بعد واگذار کنیم و در ادامه هم به تحولات اقتصادی و اجتماعی پس از انقلاب در این مناطق بپردازیم.

با کمال میل و با تشکر.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط