بدون دیدگاه

اسرائیل؛ ایدئولوژی در آزمون واقعیت

محمدرضا کربلایی

نتایج انتخابات پارلمانی اسرائیل، بدون آنکه اکثریتی روشن برای هیچ‌یک از دو بلوک اصلی ایجاد کند، اسرائیل را با بحرانی سیاسی و احتمال بن‌بست در تشکیل دولت مواجه کرده است. اما به نظر می رسد فراتر از رقابت میان نتانیاهو و مخالفانش، اسرائیل با بن‌بست سیاسی و امنیتی روبروست که بازتاب تناقضی ریشه‌دار در منطق صهیونیسم است؛ تناقضی که در آن، تلاش برای تأمین امنیت از طریق اشغال، توسل مداوم به زور و سلب حقوق فلسطینیان، به‌جای ایجاد ثبات، چرخه‌ای از خشونت و ناامنی را بازتولید کرده است.

اسرائیل در سال‌های اخیر و بخصوص در سه سالی که از هفتم اکتبر گذشته، کوشیده است با اتکا به قدرت نظامی و تداوم فشار، امنیت خود را تثبیت و تضمین کند؛ بااین‌حال، ادامه جنگ‌ها، افزایش هزینه‌های بین‌المللی و هشدارهای شماری از نخبگان امنیتی درباره پیامدهای این رویکرد، پرسش‌هایی جدی درباره امکان دستیابی به امنیت پایدار از مسیر جنگ مطرح کرده است.

نتانیاهو با تأکید بر اقدام تهاجمی و پیش‌دستانه، مقابله نظامی با تهدیدها را محور راهبرد امنیتی خود قرار داده است. این رویکرد، هرچند بر استفاده از قدرت نظامی تکیه دارد، نتوانسته به تحقق اهداف سیاسی و ایجاد امنیت پایدار منجر شود. تداوم نسل کشی با توجیه نیاز به آنچه حل بحران غزه خوانده می شود ، تداوم اشغال مناطقی از جنوب لبنان با توجیه حل‌نشدن مسئله خلع سلاح حزب‌الله و باقی‌ماندن پرونده هسته‌ای ایران، فاصله میان توانایی واردکردن ضربه نظامی و دستیابی به نتیجه‌ای راهبردی را آشکار کرده است.

این “فاصله” در کنفرانس امنیت ملی اسرائیل، که پنجم مرداد امسال با همکاری مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) و گروه رسانه‌ای «یدیعوت آحارونوت» برگزار شد، به‌ صراحت مورد ارزیابی قرار گرفت. تامیر هایمان، رئیس INSS و رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، درباره کاهش حمایت افکار عمومی آمریکا هشدار داد و گفت پشتوانه سنتی اسرائیل در حال تضعیف است. او اتکای آینده روابط با آمریکا به اشخاص (ترامپ و مارک روبیو) به جای نهادها را «قماری خطرناک» توصیف کرد.

در همین کنفرانس، درور شالوم، سرتیپ بازنشسته و رئیس پیشین دفتر سیاسی ـ امنیتی وزارت دفاع اسرائیل، ارزیابی صریح‌تری از عملکرد جنگی این کشور ارائه کرد. او با وجود اذعان به دستاوردهای نظامی اسرائیل، نتیجه راهبردی جنگ را «شکستی بزرگ» خواند؛ زیرا به گفته او، حماس همچنان پابرجاست، حزب‌الله خلع سلاح نشده و برنامه هسته‌ای ایران نیز از میان نرفته است. شالوم همچنین از افت بی‌سابقه جایگاه بین‌المللی اسرائیل و نامطلوب‌بودن روابط آن با آمریکا سخن گفت.

روزنامه «یدیعوت آحارنوت» نیز به نقل از «عساف اوریون» رئیس پیشین راهبردی ستاد کل ارتش اسرائیل نوشت که روابط تل‌آویو از یک رابطه نهادی و پایدار به رابطه‌ای شخصی با رئیس‌جمهور آمریکا، آمریکا، تبدیل شده است

یکی دیگر از محورهای مهم کنفرانس، ارائه نتایج «مطالعه تهدیدات اسرائیل» بود که توسط «یووال آیالون»، رئیس تیم تحقیقات تهدیدات مؤسسه مطالعات امنیت ملی و فرمانده ارشد سابق نیروی دریایی رژیم ارائه شد.

به گفته آیالون، مهم‌ترین نتیجه این پژوهش آن است که اختلافات سیاسی و اجتماعی اکنون خود به یک مسئله مهم امنیت ملی تبدیل شده است.

بر اساس این نظرسنجی که نتایج آن در کنفرانس ارائه شد، ۳۹ درصد پاسخ‌دهندگان، وقوع درگیری خشونت‌آمیز میان گروه‌های مختلف صهیونیست را یکی از مهم‌ترین تهدیدات اصلی پنج سال آینده دانسته‌اند؛

اما این ارزیابی‌ها در تصویری که نتانیاهو تنها ۹ روز پیش از انتخابات اخیر، در نشست رسانه‌ای ۲۶ مهر، با رونمایی از دکترین امنیتی تازه خود ارائه کرد، هیچ جایی نداشتند!

او با تأکید بر گذار از سیاست مهار به اقدام تهاجمی، کوشید راهبرد امنیتی خود را به‌عنوان تنها راه تأمین امنیت اسرائیل توجیه کند. این برخلاف دیدگاه برخی از نخبگان امنیتی اسرائیل بود که درباره ناکامی‌های راهبردی جنگ‌ها و پیامدهای بین‌المللی آن هشدار می‌دهند.

اهمیت این هشدارها زمانی روشن‌تر می‌شود که مسئله را از سطح شخص نتانیاهو فراتر ببریم. تغییر نخست‌وزیر لزوماً به تغییر بنیادین راهبرد امنیتی اسرائیل منجر نمی‌شود؛ چرا که همانطور که ایلان پاپه مورخ برجسته سوسیالیست اسرائیل در مصاحبه با نشریه ژاکوبن در آستانه انتخابات اخیر بر فقدان بحث ایدئولوژیک واقعی میان احزاب اصلی اسرائیل تأکید کرد، وفاداری مشترک این احزاب به ایدئولوژی صهیونیسم، مبانی آن را از موضوع مناقشه جدی در رقابت‌های انتخاباتی خارج می کند؛ ازاین‌رو، تغییر دولت لزوماً به تغییر جهت‌گیری‌های کلان سیاسی و امنیتی اسرائیل نمی‌انجامد.

همچنانکه اختلاف نتانیاهو با برخی رقبای سیاسی‌اش، از جمله گادی آیزنکوت، بیشتر به شیوه مدیریت تقابل با ایران، زمان‌بندی اقدام نظامی و نحوه هماهنگی با واشنگتن مربوط است تا کنارگذاشتن گزینه نظامی.

حتی دیدگاه های نفتالی بنت دیگر چهره برجسته اردوگاه مخالفان و طراح دکترین”اختاپوس” یا “هزار خنجر” در مقابله با ایران، کاملا منطبق با مواضع راست افراطی اسرائیل است.

او رئیس شورا و نماینده شهرک‌نشینان است که از شهرک‌سازی حمایت می کند و مخالف سرسخت تشکیل دولت مستقل فلسطینی است. بنابراین، مهم این نیست که چه کسی دولت آینده را تشکیل می‌دهد، بلکه مهم تأمل در این نکته است که چگونه وفاداری ایدئولوژیک جریان اصلی سیاسی و امنیتی اسرائیل به کیان صهیونیسم، منجر به اتکا به قدرت نظامی به عنوان راه تأمین امنیت می شود؟

دانیل لوی، رئیس مؤسسه پروژه آمریکا/خاورمیانه و مذاکره‌کننده پیشین اسرائیل در مذاکرات اسلو ـ ب در سال ۱۹۹۳ و مذاکرات طابا در سال ۲۰۰۱، در مقاله‌ای با عنوان «اجماع افراط‌گرایی در سیاست اسرائیل» که هفتم مهر در خبرگزاری آناتولی منتشر شد، استدلال می‌کند که مشکل اسرائیل بسیار فراتر از نتانیاهو و چند وزیر راست‌گرای دولت اوست.

 

به تحلیل لوی، احزاب اصلی مخالف نتانیاهو نیز برنامه روشنی برای پایان‌دادن به شهرک‌سازی، عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی یا تحقق راه‌حل دوکشوری ارائه نکرده‌اند.آن‌ها بیشتر بر موضوعاتی مانند اصلاحات قضایی، بررسی شکست‌های امنیتی ۷ اکتبر و نحوه مدیریت دولت تمرکز دارند؛ درحالی‌که درباره مبانی سیاست نظامی اسرائیل و استمرار حضور آن در سرزمین‌های فلسطینی، اختلافی بنیادین با دولت ندارند.

لوی البته تفاوت‌هایی میان اپوزیسیون و ائتلاف حاکم قائل است و احتمال می‌دهد تغییر دولت بتواند از شدت برخی فشارها بر فلسطینیان بکاهد. بااین‌حال، از نظر او، چنین تغییری به‌خودی‌خود به معنای شکل‌گیری سیاستی مبتنی بر صلح نیست. مسئله اصلی آن است که گزینه‌های انتخاباتی موجود، بدیلی واقعی برای منطق اشغال، جنگ مستمر و سلطه منطقه‌ای عرضه نمی‌کنند.

اهمیت تحلیل لوی در آن است که مسئله را از رقابت‌های حزبی فراتر می‌برد و نقش فضای سیاسی و اجتماعی اسرائیل را در تداوم سیاست‌های جاری برجسته می‌کند. او استدلال می‌کند که اجماع شکل‌گرفته در سیاست اسرائیل از حمایت اجتماعی از کارزار نظامی در غزه ــ که او آن را نسل‌کشی توصیف می‌کند ــ جدا نیست. بنابر تحلیل لوی، برای شناخت بهتر فضای سیاسی اسرائیل، یافتن پاسخ این پرسش اهمیت دارد که چگونه خشونت گسترده علیه فلسطینیان به موضوعی تبدیل شده که احزاب اصلی برای جلب رأی، لزوماً خود را ملزم به ارائه بدیلی در برابر آن نمی‌بینند؟

آنچنانکه در این کارزار انتخاباتی نیز احزاب اصلی مخالف نتانیاهو تعهد روشنی به پایان‌دادن به جنگ‌های مستمر یا اجرای راه‌حل دوکشوری ارائه نکردند. این وضعیت نشان می‌دهد که امنیتی سازی و تصور تهدیدهای دائمی، در کنار مسدود بودن فضای سیاسی برای طرح راه‌حل‌های متفاوت، بر رقابت انتخاباتی سایه می اندازد. در چنین فضایی، خشونت علیه فلسطینیان و جنایت‌هایی که مصداق نسل‌کشی است، با وجود اهمیت انسانی و حقوقی، به موضوعی محوری در اختلاف میان احزاب اصلی تبدیل نشده است.لوی در مصاحبه با بی بی سی در پاسخ به پرسشی درباره مذاکرات صلحی که خود در آن‌ها مشارکت داشت، اما به توافقی پایدار منجر نشد، نکته‌ای تأمل‌برانگیز مطرح می‌کند. او هشدار می‌دهد که نباید گذشته را به‌صورت عصری طلایی تصور کرد که در آن اسرائیل عمیقاً به عدالت تاریخی و آشتی با فلسطینیان متعهد بوده است. او گفت: «صهیونیسم از سال اول تا سال هشتادم همین بوده است». براستی اگر در اسرائیل اعتقادی به عدالت و اجماعی بر صلح با فلسطینیان ها وجود داشت، پیمان اسلو به همین سرنوشت دچار می شد؟

لوی همچنین از عادی‌شدن آنچه «جنایت جنگی و نسل‌کشی» می‌خواند، در فضای سیاسی و اجتماعی اسرائیل پس از هفتم اکتبر سخن می‌گوید؛ روندی که نه‌ فقط از سیاست‌های دولت مستقر، بلکه از آموزش‌ها و سازوکارهای ساختاریِ شکل‌دهنده به نگرش جامعه اسرائیل نیز تأثیر پذیرفته است.

گزارش‌ها درباره حمایت رأی‌دهندگان جوان از ایتامار بن‌گویر نیز، از همین منظر اهمیت پیدا می کند؛

توجه به این واقعیت که جنایت و نسل کشی در جامعه اسرائیل بصورت ساختاری عادی سازی می شود، به این سوال پاسخ می دهد که چرا هیچ دولتی به فرض خواستن هم نمی‌تواند مسیر این رژیم را تغییر دهد.

اما واقعیت‌های منطقه‌ای مانند عدم امنیت و تنش های ژئوپلیتیکی و بی ثباتی که ریسک توسعه کشورها را به بالاترین سطح رسانده است، آزمودن مسیر متفاوتی برای پوشش ریسک و برقراری توازن منطقه ای را ضروری ساخته است. آن ها برای یافتن ترتیباتی فراتر از منطق تقابل بر تلاش های خود شدت بخشیده اند.

وزیر خارجه عمان در سخنرانی چهارم آبان خود در دانشگاه کمبریج، بر ضرورت شکل‌گیری چارچوبی فراگیر برای امنیت خلیج فارس با مشارکت کشورهای منطقه، از جمله ایران و عراق، تأکید کرد. هم‌زمان، گفت‌وگوهای مقام‌های ایران، عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در تهران بر ادامه رایزنی درباره همکاری و امنیت منطقه‌ای متمرکز بود.

در این‌میان این تنها امارات متحده عربی است که راه نزدیکتر شدن به اسرائیل را برگزیده است. در حالی که دانیل لوی معتقد است اینک اسرائیل در موقعیت شکننده تری قرار دارد و ایلان پاپه هم عنوان آخرین کتاب خود را “اسرائیل در لبه پرتگاه” انتخاب کرده است، همراهی امارات با راهبرد اسرائیل که نخبگان امنیتی آن رژیم آن را شکست خورده ارزیابی می کنند، نمی تواند دوامدار باشد. چرا که پیامد تصمیم گیری بر مبنای تمایلات و نه واقعیت ها، چیزی جز شکاف استراتژیک نیست.

واقعیت هایی مانند وابستگی امارات به سرمایه گذاری خارجی، زنجیره های تامین جهانی و آسیب پذیری در برابر قدرت های همسایه، به فرسایش منابع، انزوای منطقه ای و فروپاشی وعده های بزرگ اقتصادی و سیاسی این کشور منجر خواهد شد.

غالب شدن این باور که امنیت کشورها با برتری نظامی یک کشور _ آنچنانکه نتانیاهو هدف خود را قرار گرفتن اسرائیل در جایگاه ابرقدرت منطقه ای اعلام کرده است _ و حذف بازیگران دیگر تأمین نمی گردد، ضرورت جلوگیری از تداوم جنگ و بی‌ثباتی، و انخاذ ترتیباتی مبتنی بر گفت‌وگو، احترام به حقوق بین‌الملل و به‌رسمیت‌شناختن حقوق فلسطینیان را دوچندان ساخته است.

در عرصه داخلی نیز، تعارض میان مواضع ایدئولوژیک احزاب و ارزیابی‌های نخبگان امنیتی، سرانجام یا به سود واقعیت‌های امنیتی و به زیان بلندپروازی‌های توسعه‌طلبانه حل‌وفصل خواهد شد و یا مطابق ارزیابی نخبگان امنیتی، سرنوشت “سقوط و فروپاشی” اسرائیل را رقم خواهد زد.

تحلیل دانیل لوی و اظهارات نخبگان امنیتی اسرائیل، از دو مسیر متفاوت به مسئله‌ای مشترک می‌رسند: تغییر بنیادین راهبرد، یک ضرورت استراتژیک است.

درحالی‌که “درور شالوم” از فاصله میان دستاوردهای نظامی و شکست در دستیابی به نتیجه راهبردی سخن می‌گوید، “دانیل لوی” بر فقدان بدیل‌های سیاسی و اجماع گسترده‌ احزاب اصلی درباره سیاست‌های اسرائیل در قبال فلسطینیان تأکید می‌کند.

او می گوید “دهه ها فرصت های مختلف وجود داشت که می شد اشغال پایان پیدا کند، می شد شهرک‌ها برچیده شوند و می شد پذیرفت که وقتی جنبشی که به مبارزه مسلحانه معتقد است وارد سیاست می شود همانطور که حماس شد، فرصت های سیاسی جدید را جدی گرفت”.

بن‌بست اصلی اسرائیل ناشی از تضاد میان اهداف ایدئولوژیک و واقعیت‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه است. خروج از این بن‌بست مستلزم گذار از راهبرد سلطه طلبی نظامی به راهبردی مبتنی بر پایان‌دادن به اشغال و خشونت، به‌رسمیت‌شناختن حقوق بین‌الملل و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان است. تا زمانی که در فضای سیاسی اسرائیل برای چنین بدیلی اجماعی شکل نگیرد، انتخابات ممکن است ترکیب قدرت را تغییر دهد، اما به تغییر راهبرد منجر نخواهد شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط