بدون دیدگاه

شکست ترامپ؛ فرصت توافق یا سایه جنگ؟

✍️ بابک کاظمی | دکتری سیاست‌گذاری عمومی

شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان آمریکا در انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند معادلات سیاسی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای مهمی برای سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ به همراه داشته باشد. در نگاه نخست ممکن است چنین شکستی به معنای افزایش فشارهای سیاسی بر ترامپ و در نتیجه تشدید رویکرد تقابلی او در برابر ایران تلقی شود. برخی تحلیلگران نیز بر این باورند که تضعیف موقعیت داخلی رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند انگیزه او را برای نمایش قدرت در عرصه سیاست خارجی افزایش دهد. با این حال چنین برداشتی تنها یکی از احتمالات پیش‌رو است و نمی‌توان آن را تنها مسیر محتمل تحولات آینده دانست.

واقعیت این است که سیاست خارجی آمریکا همواره تحت تأثیر محاسبات داخلی و ملاحظات انتخاباتی قرار داشته است. ترامپ سیاستمداری است که بیش از هر چیز به نمایش دستاورد و ثبت موفقیت در افکار عمومی اهمیت می‌دهد. از این منظر شکست انتخاباتی می‌تواند به جای سوق دادن او به سمت جنگ انگیزه بیشتری برای دستیابی به یک موفقیت بزرگ دیپلماتیک ایجاد کند. موفقیتی که بتواند بخشی از ناکامی‌های داخلی او را تحت‌الشعاع قرار دهد و جایگاه سیاسی‌اش را در فضای رقابت‌های حزبی تقویت کند.

در چنین شرایطی توافق با ایران می‌تواند برای ترامپ فرصتی کم‌نظیر باشد. مسئله هسته‌ای ایران یکی از طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا بوده است. پرونده‌ای که دولت‌های مختلف آمریکا با رویکردهای متفاوت نتوانسته‌اند آن را به شکلی پایدار حل‌وفصل کنند. اگر ترامپ بتواند به توافقی دست یابد که آن را موفقیتی بزرگ معرفی کند این امکان را خواهد داشت که خود را سیاستمداری متفاوت از رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نشان دهد. او می‌تواند مدعی شود که برخلاف دیگران توانسته است یکی از دشوارترین منازعات بین‌المللی را از مسیر مذاکره مدیریت کند.

البته نباید فراموش کرد که چنین توافقی به سادگی حاصل نخواهد شد. بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن و تجربه خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و همچنین تداوم تحریم‌ها موانع جدی پیش روی هرگونه مذاکره هستند. افزون بر این جریان‌های سیاسی و اقتصادی مخالف توافق با ایران در آمریکا و منطقه همچنان از ظرفیت تأثیرگذاری بر تصمیمات کاخ سفید برخوردارند. بنابراین نمی‌توان تصور کرد که صرف شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان به تغییر رویکرد ترامپ و استقبال او از توافق منجر خواهد شد.

در سوی دیگر معادله احتمال تشدید تنش و حتی اقدام نظامی نیز همچنان وجود دارد. ترامپ ممکن است برای جبران ضعف سیاسی خود به نمایش قدرت نظامی متوسل شود. به‌ویژه اگر مذاکرات با شکست مواجه شود یا طرفین نتوانند درباره موضوعات اصلی به تفاهم برسند. در این وضعیت سیاست فشار حداکثری می‌تواند بار دیگر در دستور کار قرار گیرد و فضای منطقه را به سمت بی‌ثباتی بیشتر سوق دهد. با این حال جنگ برای آمریکا نیز هزینه‌های سنگینی در پی خواهد داشت. هزینه‌هایی که تنها به ابعاد نظامی محدود نمی‌شود و می‌تواند اقتصاد جهانی و بازار انرژی و امنیت متحدان آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

از این رو مسئله اصلی صرفاً پیش‌بینی رفتار ترامپ نیست بلکه شناخت دقیق فرصت‌ها و تهدیدهایی است که در برابر ایران قرار دارد. ایران نباید تحولات سیاسی آمریکا را صرفاً از دریچه احتمال جنگ تحلیل کند. همان‌گونه که نباید نسبت به امکان توافق دچار خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه شود. هنر سیاست خارجی در چنین شرایطی آن است که هم‌زمان برای سناریوهای مختلف آمادگی داشته باشد و اجازه ندهد تحولات بیرونی ابتکار عمل را از کشور سلب کند.

در این میان نقش دیپلماسی ایران بسیار تعیین‌کننده است. دیپلماسی مؤثر به معنای مذاکره به هر قیمت یا چشم‌پوشی از منافع ملی نیست. بلکه به معنای شناخت واقعیت‌های موجود و استفاده هوشمندانه از فرصت‌ها برای کاهش هزینه‌ها و افزایش دستاوردهای ملی است. ایران می‌تواند با تعریف روشن خطوط قرمز و منافع اساسی خود و در عین حال ارائه ابتکارهای واقع‌بینانه مسیر مذاکره را به شکلی مدیریت کند که امکان دستیابی به توافقی متوازن فراهم شود.

یکی از الزامات چنین رویکردی پرهیز از نگاه صفر و صدی به مذاکرات است. توافق زمانی ارزشمند خواهد بود که منافع اقتصادی و امنیتی آن برای ایران ملموس و قابل راستی‌آزمایی باشد. در مقابل طرف آمریکایی نیز باید بداند که توافق پایدار بدون تضمین‌های عملی و احترام متقابل امکان‌پذیر نخواهد بود. تجربه‌های گذشته نشان داده است که توافق‌های فاقد پشتوانه اجرایی و ضمانت‌های مؤثر نمی‌توانند اعتماد لازم را برای عبور از بحران فراهم کنند.

نکته مهم دیگر آن است که دیپلماسی نباید صرفاً به مذاکرات رسمی محدود شود.
ایجاد اجماع منطقه‌ای برای کاهش تنش و استفاده از ظرفیت کشورهای میانجی و تقویت ارتباط با قدرت‌های مؤثر بین‌المللی می‌تواند فضای مساعدتری برای گفت‌وگو فراهم کند. هر اندازه ایران بتواند هزینه جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد و هم‌زمان منافع توافق را برجسته سازد قدرت مانور دیپلماتیک بیشتری خواهد داشت.

در نهایت شکست انتخاباتی ترامپ را نباید الزاماً مقدمه جنگ یا نشانه قطعی تغییر رفتار آمریکا دانست. این تحول می‌تواند هم‌زمان زمینه‌ساز تشدید فشار و در عین حال محرکی برای جست‌وجوی یک توافق سیاسی باشد. آنچه سرنوشت این دو مسیر را مشخص خواهد کرد مجموعه‌ای از محاسبات داخلی آمریکا و تحولات منطقه‌ای و مهم‌تر از همه میزان آمادگی و ابتکار طرف ایرانی است.

ایران در برابر یک انتخاب ساده میان جنگ و صلح قرار ندارد. بلکه با ضرورت مدیریت هوشمندانه مجموعه‌ای از فرصت‌ها و تهدیدها مواجه است. در چنین شرایطی نه انفعال راهگشاست و نه هیجان‌زدگی. آنچه می‌تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند واقع‌بینی در تحلیل و انسجام در تصمیم‌گیری و دیپلماسی فعال و مبتنی بر منافع ملی است. شاید مهم‌ترین فرصت پیش‌رو همین باشد که ایران به جای انتظار برای تعیین تکلیف تحولات واشنگتن خود در شکل دادن به معادلات آینده نقش‌آفرینی کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

نشریه این مقاله

مقالات مرتبط